اطلاعات

اینجا وبلاگ ثبت اطلاعات است

الهه ها در ایران باستان (1)

پیش از ظهور زرتشت آریائیان در قالب زروانیگری، مهرپرستى نیز اختیار کرده بودند.کلمهٔ مهر را دارمستتر به معنى دوستى و محبت می داند. یوستى میگوید که مهر واسطه و رابطهٔ فروغ محدث و فروغ ازلى و به عبارت دیگر واسطهٔ بین آفریدگار و آفریدگان است. در گاتها کلمهٔ میترا به معنى عهد و پیمان آمده است. مهر در اوستا از آفریدگان اهورامزدا محسوب شده و ایزد محافظ عهد و پیمان است و از این رو فرشتهٔ فروغ و روشنائى است تا هیچ چیز بر او پوشیده نماند. ماه هفتم سال و روز شانزدهم هر ماه و یشت دهم اوستا و جشن مهرگان مخصوص او است. کیش مهر از ایران به بابل و آسیاى صغیر رفت و سپس پرستیده شد و به این گونه آئین مهرپرستى پدیدار گشت. در کتیبه هاى هخامنشى میثر (Mithra) آمده که تلفظ اوستائى مهر است.
در سانسکریت میترا (Mitra) و در پهلوى میتر (Mitr) و در پارسى مصطلح امروز مهر خوانده می شود. کهن ترین سند نوشته شده الواح گلینى است متعلق به ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح که در کاپاتوکا (Kapatuka) از شهرهاى آسیاى صغیر، در محلى به نام بغازکوى پیدا شد. در کنار نام این دو خدا، نام دو خداى کهن هند و ایرانى ایندرا Indra) نساتى (Nasatya) نیز آمده است. در اوستا میترا مقام شامخى دارد و در زمان پیش از اوستا و رستاخیز زرتشتی، بزرگترین خدا به حساب می آمد. وقتی از ایران باستان صحبت می شود یعنی ایران قبل از تاریخ نوشته شده یعنی تقریبا قبل از سلطنت مادها بر قسمتی از ایران. ایرانیان باستان دارای الهه ها و یا به تعبیر ما فرشته های بسیاری بودند دقیقا مانند عقاید دین های مختلف امروزی که به فرشته مرگ و یا فرشته پیغام رسان و …اعتقاد دارند. و هر الهه یا فرشته با نامی خاص شناخته می شد و تقریبا شبیه به خدایان یونانی با این تفاوت که ایرانیان به خدای یگانه که معمولا به اسم اهورا مزدا از آن یاد می شد اعتقاد داشتند.

بعضی از الهه های ایران باستان
بعضی از الهه های ایران باستان عبارتند از:
میترا (الهه مهر)
آناهیتا ( الهه باران)
خشاتریا (الهه جنگ)
آذر ( الهه حرارت و گرمی آفرین)
ایندرا ( الهه خشم و قهر)
وایو (الهه طوفان)
بزرگترین و قدرتمندترین الهه ها در ایران باستان میترا بود میترا یا مهر به همان معنایی به کار می رفت که امروزه بکار می رود واژه مهربان به معنای شخصی که نگهدار مهر است امروزه نیز بکار می رود.
آناهیتا الهه بارندگی و رویش و زایندگی بود که به اراده و تدبیرش باران فرو می آمد رودها به جریان می آمدندگیاهان می روییدند و حیوانات و انسانها زاد و ولد می کردند رحمت آناهیتا شامل تمام موجودات زنده میشد و ازین جهت یک ذات مقدس برای تمام ایرانیان بود. خشاتریا خدای جنگ آور بود به ایرانیان فنون نبرد و ساخت جنگ افزار را یاد میداد و به آنها می آموخت در برابر مهاجمان چگونه از خود دفاع کنند. آذر حرارت و گرمی آفرین بود چون انسانها را دوست میداشت با حرارتش خانه های آنان را گرم می کرد گوشت را می پخت و اهریمن ها و حیوانات موذی را از آنها دور می کرد.

میترا، مهر، میثر
میترا که به معنای رفیق و همدم و یکدل و یاری کننده است، خدای نگهبان آفتاب و نام یکی از ده آتش (دریسناهات 17 فقره 11 چند قسم آتش تشخیص داده شده و به هریک جداگانه درود فرستاده شدهاست) و نیز نام یکی از اپ سرها است که دسته ای از فرشتگان مونث آسمانی هستند که همسران گنده رو هستند که آنان نیز گروهی از موجودات فوق طبیعی و افسانه ای به حساب می آیند و بالاخره نام یکی از آدیت ی هاست که گروهی از خدایان آسمانی هستند. آدیتها فرزندان آدیت بوده و جزو هفت خدایانی هستند که در آسمان زندگی کرده اند و مافوق آنها وارونه است. که برشش خدا سروری دارد و آدیت خوانده می شود، و میترا بلافاصله پس از او قرار دارد. میترا خدای روشنایی و نور و خدای موکل روز است. برای این دو خدای شب و روز، مراسم مشترکی برپا می کنند. میترا خداوند آبها و دریاها نیز هست و یکی از صفاتش اود- دام یعنی محاصره کننده است و همسرش وارونی الهه شراب است و در اساطیر گاهی با نامهای چون سورا یا ماد نیز خوانده می شود .میثر دارندهء دشتهای فراخ، از تمیزکارهایی که مردمان انجم می دهند بخوبی آگاه است، هزار گوش برای شنیدن و هزار چشم برای دیدن دارد و از فراز نای آسمان، همواره بیدار و ناظر اعمال مردمان است. مهر تنها ایزد روشنائی و پیمان نیست، بلکه ایزدجنگ و پیروزی نیز هست. میثر در هیات خورشید نمایان نمی شود و برخلاف آنچه می پنداریم خورشید نیست، بلکه روشنائی و انوار زرین خورشید است. پیش از آنکه خورشیداز پس کوه هرا سربرکشد، وی با جامهء زرین و زینت هایش از آن بلندی کوه به نگرشهمهء کشورهای آریائی می پردازد. این ایزد نیرومند، بزرگی و شکوه می بخشد، شهریاری و سلطنت و پیروزی می بخشد، البته به کسانی که از روی خلوص اهورامزدا را بستایند.
میثر یا مهردر اوستا، نموداری از خلق و خوی ایرانی مزدائی را نشان میدهد. وی دشمن بی امان دروغ و دروغگویان است. هیچ کس، اعم از رئیس خوانواده، کدخدا و شاه و گدا دروغ نباید بگوید، چون مهر بیش از هرچیز و هر خلافی از دروغ آزرده می شود، به همین جهت هرجا که دروغ باشد وی به تندی بدان سو فرود آمده ودروغگویان را به سختی کیفر می دهد. او را باید ستایش کرد که بخشندهء سود و ثروت و پیکرش تجسم کلام مقدس مهر ایزدی است که شکوه و حشمت می بخشد. آنچه جلب توجه می کند و مسلم می نماید این است که میثر یا مهر نیز در اوایل بهار زندگی جدیدی به خود می گیرد. کشته شدن گاو به دست او منجر به تجدید حیاط در طبیعت می شود و سپس در آغاز زمستان ناگهان ناپدید شده سوار بر ارابه اش با آسمان بالا می رود. موردی که جای بسی شگفتی است، زایش مهر است، چون وی از پاره سنگی متولد می شود. لیکن لوحی یافت شده که میترا را در حال زایش از یک درخت نشان می دهد. او ابتدا در شکم درخت جای دارد اما بعد شاخه ای شکفته میترا مانند گلی از آن متولد می شود.

میترا معروف ترین ایزد در میان ایزدان ایرانی
میترا معروف ترین ایزد در میان ایزدان ایرانی است. و دلیلش هم تا اندازه ای به گسترش و محبوبیت میترائیسم در امپراتوری روم است. واژه ی اوستایی میژه به معنی: پیمان، قرارداد، قول و قرار است. دریشت 10، مهر یشت، میترا ناظر بر انسان ها و اعمال، توافق ها و قراردادهای آنهاست. او انسانها را به راه راست (اشه) هدایت می کند و آنها را از حمله در امان نگاه میدارد. در مقام ایزد کنترل کننده ی نظم کیهان – یعنی شب و روز و تغییرفصول – با آتش و خورشید در پیوند است و سرانجام هم در ایران و هم در هند به عنوان ایزد خورشیدشناخته شده :" نخستین ایزمینوی که پیشاز خورشید فنا ناپذیر تیز اسب در بالای کوه هرا [کوه های البرز] برآید، از آنجا (مهر) بسیار توانا تمام منزلگاه هان آریایی را بنگرد. (یشت 10، 13)
یکی از خصوصیات متعدد میترا مفهوم داوری است: او وفاداران را حفاظت و پیمان شکنان را مجازات میکند. او در این زمینه با جنگجویان پیوند دارد، و سوار برگردونه ای است که اسبان سفیدی آن را به حرکت در می آورند. او نیزه ای سیمین دارد، زره زرین می پوشد و مسلحبه تبرها و خنجرهای زرین است. دارای دشت های پهن است. کسی که از کلام راستین آگاه است، زبان آوری که دارای هزار گوش است، خوش اندامی که دارای هزار چشم است. بلندبالایی که در بالای برج پهن ایستاده، زور مندی که بی خواب پاسبان است. (یشت 10، 7) تا به امروز موبدان زرتشتی جدید،گرز میترا را دریافت می کنند تا در مبارزه با شر یار آنها باشد .جشن میترا، میتراکانا (مهرگان جدید) به منظور بزرگداشت اعتدال پاییزی برگزار می شود. ماه کنونی مهر به نام خدای میترا نام گذاری شده است. یکی ازمهمترین وظایف میترا، حفاظت از خورنه یا فره است که اپام نپات یا ایزد آب او را یاری می دهد.

تیشتر، ایزد باران
تیشتر، ایزد باران، در قالب ستاره ی شعرای یمانی تجسم پیدا می کند. دشمنان او جادوگران دژیائیریا (محصول بد) و از آن بدتر اپوشه یا خشکسالی هستند .وی همچون ایزدی تصویر شده که از سرچشمه ی همه ی آب ها، دریای وروکشه، بر می خیزدو آب ها را میان کشورها تقسیم می کند. آن گاه اب اسپنتمان زردشت! تشتر رایومند فرهمند به پیکر اسب سفید زیبایی با گوش های زرین و لگام زرنشان به دریای راخ کرت فرود آید؛ به ضد او دیو اپوش به پیکر اسب سیاهی به درآید. یک (اسب کل) با گوش ای کل، یک (اسب ) کل با گردن کل، یک (اسب) کل با دم کل، یک گر مهیب. هر دو ای اسپنتمان زردشت! تشتر رایومند فرهمند و دیواپوش به هم درآویزند ... (یشت 8 ،22-20) ایزدباران ها موفق می شود دشت های سراسر جهان را سیراب سازد و و بخاری که از دریا برمیخیزد، با نیروی باد به شکل ابرها به پیش حرکت می کند. چهارمین ماه تقویم ایرانی به نام خدای تیشتر، تیر نامیده می شود و جشن تیرگان در گرامی داشت جشن باران است. در این جا می توان به باران آور بودن خدای تیشتر (تیر) و تقارن آن با آغاز گرما توجه نمود.

هومه خدای تندرستی
هومه (هوم) (سومه ودایی) ایزدی است که تندرستی و قوت می دهد و به محصولات و فرزندان برکتارزانی می دارد. هوم نام گیاهی است که توانایی شفابخشی دارد، و باور بر این استکه از جنس افدرا است. شیره ی این گیاه قدرت های ماورا طبیعی اعطا می کند و تاثیرمسمومیت زداینده دارد. گمان می رفت که این ایزد قدرت کافی برای غلبه بر هر دشمنی را اعطا می کند.در واقع هنگامی که کوی هوسروه (کی خسرو) پادشاه تورانی فرانرسین (افراسیاب) را شکست داد، از یاری مادی هوم برخورداربود.

نشانه א صلیب (چلیپا) شکسته
این نشانه א که صلیب (چلیپا) شکسته نامیده شده است، در حقیقت صلیب شکسته نیست. این نشانه آریائى است، زیرا در ایران و هند هزاران سال پیشینه دارد. این نشانه א نخستین بار در حدود خوزستان یافت شده و مربوط به هفت هزار سال پیش از میلاد می باشد به این ترتیب پیشینه تاریخى آن در ایران بسى کهنتر از پیشینه آن نزد آریائی هاى هند است و هرتسفلد (Herzfeld) آن را گردونه خورشید نامیده است. در گرمى (Germi) مغان آذربایجان گورهاى خمرهاى از دوره اشکانى به دست آمده که در میان آنها پارچهاى بسیار زیبا یافت شده است که داراى این نقش می باشد. همچنین این نگاره بر دهانهٔ پارهاى از خمره هاى سفالین که مردهها را در آن می گذاشته اند دیده شده است در مواردى دیگرى چون جام تپه حسنلو، جام زرکلاردشت، گردنبند عقیق مربوط به دورهٔ اشکانی، گردنبند زرینى مربوط به ۷ هزار سال ق م در رودبار گیلان این نگاره به چشم می خورد.
گردونه خورشید نخست به این شکل א بوده و کم کم خطوط منحنى از بین رفته گاهى به صورت + و گاهى با خطوط شکسته ولى با زاویه هاى ۹۰ درجه ترسیم شده و شکل هندسى و ترکیب کامل یافته است. اقوام باستانى بسیارى از جانوران را می پرستیده اند و از همین جا توتمیسم (Totemisme) پیدا شده است. یکى از این حیوانات بز کوهى است که مظهر سودرسان طبیعت، یعنى خورشید بوده است این نقش بر ظروف بازمانده از سده هاى پیش از میلاد دیده شده و مهمتر از همه رابطه اى است که مردم باستانى میان هلال ماه و خورشید و شاخ بز کوهى قرار داده بودند. در بسیارى از سفالها در میان انحناى شاخ این جانور و نیز بر پشت آن نشانه + یا א دیده مى شود. مثلا بر لیوان سفالین مربوط به ۳۱۰۰ سال پیش از میلاد که در سیلک کاشان به دست آمده نگاره + در زیر انحناى شاخ گوزن پیدا است.

نشانه گردونه مهر در کتاب مذاهب بزرگ جهان
در کتاب مذاهب بزرگ جهان تصویرى است که از کف پاى بودا و بر آن نگاره هائى است که شناساننده و باورها و آئین و سمبولهاى او است از جمله بر چهار انگشت پاى وى نشانه گردونه مهر دیده می شود. شمال و شمال باخترى ایران مرکز مهرپرستان بوده است. پلوتارک (پلوتاریک یا پلوتارخوس - Plutarkus = در سال ۴۶ پس از میلاد زاده شده و در سال ۱۲۰ در گذشته) می گوید: هرمزد در عالم معنوى به نور همانند است و اهریمن به تاریکى و میان این دو مهر قرار دارد. زرتشت براى گسترش مزداپرستى از اهمیت ایزدان دیگر کاست و مهر را که پایهٔ خدائى گرفته بود یکى از ایزدان کیش خود به شمار آورد. با نگرش به اینکه نشانه گردونه مهر به شاهین و فروهر هم بسیار نزدیک است می توان پنداشت در زمانى که از اهمیت مهر کاسته شده نشانه مقدس میترائیسم رفته رفته به شاهین مبدل شده و این شاهین و نگاره فروهر تمام جاذبه معنوى و روحانى این نشانه را گرفته و مظهر فر و شکوه مینوى گردیده است.
هم اکنون این نقش را به گونهاى دیگر بر کاشى کارى سر درب خاورى آرامگاه بایزید در بسطام می توان دید.میترا به معناى رفیق و همدم یکدل و یاری کننده است. آدیتها فرزندان آدیت (Adit) بوده و جزء هفت خدایانى هستند که در آسمان زندگى کرده اند و مافوق آنها وارونا است. (Varunan) که برشش خدا سرورى دارد و آدیت خوانده می شود، و میترا بلافاصله پس از او قرار دارد. در کتب هندوئی، میترا در شکل و هیئت خداوند خورشید کمتر ظاهر می شود، که مشهورترین آنها سورى (Surya) یا سویترى (Savitri) است که خود هفتمین آدیتی نیز هست. وارونا، خداى آسمان و رب النوع شب نیز هست. میترا خداى روشنائى و نور و خداى موکل روز است. براى این دو خداى شب و روز، مراسم مشترکى برپا مى کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 6:56 قبل از ظهر  توسط مدیر  |