در گيلان به من گالش انگور و در مازندران ديو انگورى مى گويند، و با اينكه از قديم در شمال ايران مخصوصا نور و كجور، رود سر، دره چالوس و نواحى البرز روئيده ام ، معذلك اين روزها به من انگور فرنگى لقب داده اند، دليل اين امر آن است كه ايرانيان مرا به صورت يك ميوه حتى در مازندران كه زياد به عمل مى آيم نگاه نمى كنند، در صورتى كه در بازارهاى اروپا هميشه مرا در رديف ساير ميوه ها مى گذارند. گلهاى درخت من نوش فراوان داشته ، زنبور عسل به آن رغبت فراوان دارد. ميوه من كه به صورت انگورى كوچك است ، طعمى ميخوش دارد و داراى ويتامينهاى آ، ب و ث بوده ، و سرشار از آهن و املاح معدنى است . غوره ميوه من ترشى فراوان دارد، و به همين جهت خوردن آن دندانها را كند مى كند و كمتر بطور خام مصرف مى شود، ولى رسيده ميوه من شيرين است و خام مى توان آن را خورد. خوردن ميوه من مسرت آور و ملين است ، مخصوصا نيم رس آن خاصيت نرم كننده بيشترى دارد، و پس از رسيدن نيز به علت داشتن مواد صمغى و دانه هاى ريز حركات دودى روده ها را تقويت كرده ، و ضد يبوست مى باشد و خوردن آن بعد از غذا سبب تحليل آن مى گردد. بهترين خاصيت قابل توجه من آن است كه ميوه من ضد اختناق كبد است و خوردن آن از جمع شدن خون در جگر جلوگيرى مى كند. زياده روى در خوردن ميوه من جايز نيست با ميوه من مربا، شربت ، كمپوت و ژله درست مى كنند كه خوردن آنها مفرح است . از ميوه من مانند انگور مى توان سركه درست كرد. ميوه من ادرار را زياد مى كند. براى مبتلايان به رماتيسم ، نقرس و امراض جلدى و آب آوردن انساج و سنگ كليه مفيد است . شربت من عطش راتسكين مى دهد، و ژله ميوه من طعم خوشى دارد. دمكرده برگ درخت من به نسبت پنجاه گرم در ليتر، چنانچه دو فنجان در روز بنوشيد، اسيد اوريك را كم مى كند، ولى مبتلايان به زيادى اسيد اوريك بهتر آن است كه روزى پنج گرم برگ مرا در صد گرم آب دمكرده و ناشتا بنوشند. من انواع سياه و قرمز نيز دارم ، ولى تاكنون در ايران ديده نشده است و به همين جهت اجازه معرفى به آنها داده نمى شود.