شهید سید مرتضی آوینی

زندگينامه

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

شهید آوینی فیلم‌سازی را در اوایل پیروزی انقلاب با ساختن چند مجموعه درباره‌ی غائله‌ی گنبد (مجموعه‌ی شش روز در ترکمن صحرا)، سیل خوزستان و ظلم خوانین (مجموعه‌ی مستند خان گزیده‌ها) آغاز کرد

"با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم بعدها ضرورت‌های موجود رفته‌رفته ما را به فیلم‌سازی کشاند... ما از ابتدا در گروه جهاد نیتمان این بود که نسبت به همه‌ی وقایعی که برای انقلاب اسلام و نظام پیش می‌آید عکس‌العمل نشان بدهیم مثلاً سیل خوزستان که واقع شد، همان گروهی که بعدها مجموعه‌ی حقیقت را ساختیم به خوزستان رفتیم و یک گزارش مفصل تهیه کردیم آن گزارش در واقع جزو اولین کارهایمان در گروه جهاد بود بعد، غائله ی خسرو و ناصر قشقایی پیش آمد و مابه فیروزآباد، آباده و مناطق درگیری رفتیم... وقتی فیروز‌آباد در محاصره بود، ما با مشکلات زیادی از خط محاصره گذشتیم و خودمان را به فیروزآباد رساندیم. در واقع اولین صحنه‌های جنگ را ما در آن‌جا، در جنگ با خوانین گرفتیم.

گروه جهاد اولین گروهی بود که بلافاصله بعد از شروع جنگ به جبهه رفت دو تن از اعضای گروه در همان روزهای او جنگ در قصر شیرین اسیر شدند و نفر سوم، در حالی که تیر به شانه‌اش خورده بود، از حلقه‌ی محاصره گریخت. گروه بار دیگر تشکل یافت و در روزهای محاصره‌ی خرمشهر برای تهیه‌ی فیلم وارد این شهر شد:

"وقتی به خرمشهر رسیدیم هنوز خونین‌شهر نشده بود شهر هنوز سرپا بود، اگرچه احساس نمی‌شد که این حالت زیاد پر دوام باشد، و زیاد هم دوام نیاورد ما به تهران بازگشتیم و شبانه‌روز پای میز موویلا کار کردیم تا اولین فیلم مستند جنگی درباره‌ی خرمشهر از تلویزیون پخش شد؛ فتح خون."

مجموعه‌ی یازده قسمتی "حقیقت" کار بعدی گروه محسوب می‌شد که یکی از هدف‌های آن ترسیم علل سقوط خرمشهر بود.

"یک هفته‌ای نگذشته بود که خرمشهر سقوط کرد و ما در جست‌و‌جوی "حقیقت" ماجرا به آبادان رفتیم که سخت در محاصره بود تولید مجموعه‌ی حقیقت این گونه آغاز شد."

کار گروه جهاد در جبهه‌ها ادامه یافت و با شروع عملیات والفجر هشت، شکل کاملاً منسجم و به هم پیوسته‌ای پیدا کرد آغاز تهیه‌ی مجموعه‌ی زیبا و ماندگار روایت فتح که بعد از این عملیات تا پایان جنگ به طور منظم از تلویزیون پخش شد به همان ایام باز می‌گردد. شهید آوینی درباره‌ی انگیزه‌ی گروه جهاد در ساختن این مجموعه که نزدیک به هفتاد برنامه است چنین می‌گوید:

"انگیزش درونی هنرمندانی که در واحد تلویزیونی جهاد سازندگی جمع آمده بودند آن‌ها را به جبهه‌های دفاع مقدس می‌کشاندند وظایف و تعهدات اداری.

اولین شهیدی که دادیم علی طالبی بود که در عملیات طریق القدس به شهادت رسید و آخرین‌شان مهدی فلاحت‌پور است که همین امسال "1371" در لبنان شهید شد... و خوب، دیگر چیزی برای گفتن نمانده است، جز آن که ما خسته نشده‌ایم و اگر باز جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. می‌دانید! زنده‌ترین روزهای زندگی یک "مرد" آن روزهایی است که در مبارزه می‌گذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان می‌دهد.”

اواخر سال 1370 "موسسه‌ی فرهنگی روایت فتح" به فرمان مقام معظم رهبری تاسیس شد تا به کار فیلم‌سازی مستند و سینمایی درباره‌ی دفاع مقدس بپردازد و تهیه‌ی مجموعه‌ی روایت فتح را که بعد از پذیرش قطع‌نامه رها شده بود ادامه دهد. شهید آوینی و گروه فیلم‌برداران روایت فتح سفر به مناطق جنگی را از سر گرفتند و طی مدتی کم‌تر از یک سال کار تهیه‌ی شش برنامه از مجموعه‌ی ده قسمتی "شهری در آسمان" را به پایان رساندند ومقدمات تهیه‌ی مجموعه‌های دیگری را درباره‌ی آبادان، سوسنگرد، هویزه و فکه تدارک دیدند. شهری در آسمان که به واقعه‌ی محاصره، سقوط و باز پس‌گیری خرمشهر می‌پرداخت در ماه‌های آخر حیات زمینی شهید آوینی از تلویزیون پخش شد، اما برنامه‌ی وی برای تکمیل این مجموعه و ساختن مجموعه های دیگر با شهادتش در روز جمعه بیسم فروردین 1372 در قتلگاه فکه ناتمام ماند.

شهید آوینی فعالیت‌های مطبوعاتی خود را در اواخر سال 1362، هم زمان با مشارکت در جبهه‌ها و تهیه‌ی فیلم‌های مستند درباره‌ی جنگ، با نگارش مقالاتی در ماهنامه‌ی "اعتصام" ارگان انجمن اسلامی آغاز کرد این مقالات طیف وسیعی از موضوعات سیاسی، حکمی، اعتقادی و عبادی را در بر می‌گرفت او طی یک مجموعه مقاله درباره‌ی "مبانی حاکمیت سیاسی در اسلام" آرا و اندیشه‌های رایج در مود دموکراسی، رای اکثریت، آزادی عقیده و برابری و مساوات را در نسبت با تفکر سیاسی ماخوذ از وحی و نهج‌البلاغه و آرای سیاسی حضرت امام(ره) مورد تجزیه و تحلیل و نقد قرار داد. مقالاتی نیز در تبیین حکومت اسلامی و ولایت فقیه در ربط و نسبت با حکومت الهی حضرت رسول(ص) در مدینه و خلافت امیرمؤمنان(ع) نوشت و اتصال انقلاب اسلامی را با نهضت انبیا علیهم‌السلم و جایگاه آن با جنگ‌های صدر اسلام و قیام عاشوا و وجوه تمایز آن از جنگ‌هایی که به خصوص در قرون اخیر واقع شده‌اند و نیز برکات ظاهری و غیبی جنگ و ویژگی رزم‌آوران و بسیجیان، در زمره‌ی مطالبی بود که در "اعتصام" منتشر شد. در مضامین اعتقادی و عبادی نیز تحقیق و تفکر می‌کرد و حاصل کار خویش را به صورت مقالاتی چون "اشک، چشمه‌ی تکامل". "تحقیقی در معنی صلوات" و "حج، تمثیل سلوک جمعی بشر" به چاپ می‌سپرد. در کنار نگارش این قبیل مقالات، مجموعه مقالاتی نیز با عنوان کلی "تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب" برای ماهنامه‌ی "جهاد"، ارگان جهاد سازندگی، نوشت "بهشت زمینی"، "میمون برهنه!"، "تمدن اسراف و تبذیر"، "دیکتاتوری اقتصاد"، "از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی"، "نظام آموزش و آرمان توسعه یافتگی"، "ترقی یا تکامل؟" و... از جمله مقالات آن مجموعه است. این مقالات بعد از شهادت او با عنوان "توسه و مبانی تمدن غرب" به چاپ رسید این دوره از کار نویسندگی شهید تا سال 1365 ادامه یافت. مقارن با همین سال‌ها شهید آوینی علاوه برکارگردانی و مونتاژ مجموعه‌ی "روایت فتح" نگارش متن آن را بر عهده داشت که بعدها قالب کتابی گرفت با عنوان "گنجینه‌ی آسمانی". او در ماه محرم سال 1366 نگارش کتاب "فتح خون" (روایت محرم" را آغاز کرد و نه فصل از فصول ده‌گانه‌ی آن را نوشت. اما در حالی که کار تحقیق در مورد وقایع روز عاشورا و شهادت بنی‌هاشم را انجام داده و نگارش فصل آخر را آغاز کرده بود به دلایلی کار را ناتمام گذاشت.

او در سال 1367 یک ترم در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس کرد، ولی چون مفاد مورد نظرش برای تدریس با طرح دانشگاه هم‌خوانی نداشت، از ادامه‌ی تدریس صرف‌نظر کرد. مجموعه‌ی مباحثی که برای تدریس فراهم شده بود، با بسط و شرح و تفسیر بیش‌تر در مقاله‌ای بلند  به نام "تاملاتی در ماهیت سینما" که در فصلنامه‌ی "فارابی" به چاپ رسید و بعد در مقالاتی با عناوین "جذابی در سینما"، "آینه‌ی جادو"، "قاب تصویر و زبان سینما"و... که از فروردین سال 1368 در ماهنامه‌ی هنری "سوره" منتشر شد، تفصیل پیدا کرد. مجموعه‌ی این مقالات در کتاب "آینه‌ی جادو" که جلد اول از مجموعه‌ی مقالات و نقدهای سینمایی اوست. جمع‌آوری و به چاپ سپرده شد.

سال‌های 1368 تا 1372 دوران اوج فعالیت مطبوعاتی شهید آوینی است. آثار او در طی این دوره نیز موضوعات بسیار متنوعی را شامل می‌شود. هرچند آشنایی با سینما در طول مدتی بیش از ده سال مستندسازی و تجارب او در زمینه‌ی کارگردانی مستند و به خصوص مونتاژ باعث شد که قبل از هرچیز به سینما بپردازد. ولی این مسئله موجب بی‌اعتنایی او نسبت به سایر هنرها نشد. او در کنار تالیف مقالات تئوریک درباره  ماهیت سینما و نقد سینمای ایران و جهان، مقالات متعددی در مورد حقیقت هنر، هنر و عرفان، هنر جدید اعم از رمان، نقاشی، گرافیک و تئاتر، هنر دینی و سنتی، هنر انقلاب و... تالیف کرد که در ماهنامه‌ی "سوره" به چاپ رسید. طی همین دوران در خصوص مبانی سیاسی. اعتقادی نظام اسلامی و ولایت فقیه، فرهنگ انقلاب در مواجهه با فرهنگ واحد جهانی و تهاجم فرهنگی غرب، غرب‌زدگی و روشن‌فکری، تجدد و تحجر و موضوعات دیگر تفکر و تحقیق کرد و مقالاتی منتشر نمود.

مجموعه‌ی آثار شهید آوینی در این دوره هم از حیث کمیت، هم از جهت تنوع موضوعات و هم از نظر عمق معنا و اصالت تفکر و شیوایی بیان اعجاب‌آور است. در حالی که سرچشمه‌ی اصلی تفکر او به قرآن، نهج‌البلاغه، کلمات معصومین علیهم‌السلام و آثار و گفتار حضرت امام(ره) باز می‌گشت. با تفکر فلسفی غرب و آرا، و نظریات متفکران غربی نیز آشنایی داشت و با یقینی برآمده از نور حکمت، آن‌ها را نقد و بررسی می‌کرد. او شناخت مبانی فلسفی و سیر تاریخی فرهنگ و تمدن جدید را از لوازم مقابله با تهاجم فرهنگی می‌دانست چرا که این شناخت زمینه‌ی خروج از عالم غربی و غرب زده‌ی کنونی را فراهم می‌کند و به بسط و گسترش فرهنگ و تفکر الهی مدد می‌رساند. او بر این باور بود که با وقوع انقلاب اسلامی و ظهور انسان کاملی چون امام خمینی(ره) بشر وارد عهد تاریخی جدیدی شده است که آن را "عصر توبه‌ی بشریت" می‌نامید. عصری که به انقلاب جهانی امام عصر(عج) و ظهور "دولت پایدار حق" منتهی خواهد شد

شهيد مرتضي ياغچيان

شهيد مرتضي ياغچيان درتيرماه سال ۱۳۳۵ به دنيا آمد‌. در كودكي علاوه بر تحصيل به مجالس‌عزاداري و قرآن نيز مي‌رفت‌. دوران ابتدايي را در مدرسه "ناصرخسرو" تبريز گذراند دوران راهنمايي در مدرسه نجات سپري شد‌. در سال ۱۳۵۶ موفق به دريافت مدرك ديپلم در رشته مدلسازي از هنرستان صنعتي تبريز شد‌. براي طي دوره سربازي به حوزه نظام وظيفه معرفي شد‌.
زماني كه امام‌(ره‌) فرمان فرار سربازان از پادگانها را دادند‌. ايشان نيز مانند مردم انقلابي ايران در تظاهرات و تجمعات ضد طاغوتي شركت كرد‌. بعد از پيروزي انقلاب‌، به عضويت سپاه درآمد‌. و تصدي تسليحات سپاه تبريز كه اهميت زيادي در آن ايام داشت با او بود‌. از مسئوليت وي يادها و خاطرات بسياري درذهن تمامي مسئولين سپاه آن زمان مانده است‌. همچنين مردم خاطرات زيادي از مبارزات او در "غائله حزب خلق مسلمان‌" تبريز و آشوب گروههاي ديگر دارند‌. وي در تسخير مقر فرماندهي اين حزب كه در ميدان منجم تبريز واقع بود رشادتهاي بسياري از خود نشان داد‌. در تيرماه سال ۵۹ وي به همراه برادر احمد پنجه شكار امور اجرايي مربوط به ستاد عملياتي سپاه را به عهده گرفت‌. وي تحت عنوان مسئول تجهيزات تبريز و معاون اطلاعات عمليات انجام وظيفه نمود و پس از طي اين دوره‌ها به شيراز اعزام شد تا يك دوره هوابرد را در آنجا بگذراند و پس از آن جزء اولين نيروهاي سپاه به جبهه اعزام شد‌.
در اين مدت وي بارها مجروح و هر بار قبل از بهبودي كامل باز به جبهه مي‌رفت‌. مدتي بعد به دستور حضرت آيت‌الله مدني به سمت مسئول عمليات سپاه مراغه منصوب شد‌. در عمليات بيت‌المقدس با سمت مسئول محور تيپ حضور داشت و در عمليات رمضان معاون تيپ عاشورا شد‌. زماني كه تيپ عاشورا به لشكر عاشورا تبديل شد مرتضي به سمت معاون دوم لشكر منصوب گرديد‌. پس از شركت در عملياتهاي والفجر مقدماتي‌، والفجر ۲، والفجر۴ با همان سمت و با تلاش بيشتر نوبت به شركت درعمليات خيبر رسيد‌. آنان با جانفشاني از پل حميد و جزاير مجنون دفاع كردند‌. شهيد ياغچيان در حين عمليات به شهادت رسيد‌.

شهيد حسن شفيع‌زاده

شهيد حسن شفيع‌زاده در مرداد سال ۱۳۳۶ ه‌.‌ش در يك خانواده مذهبي در شهرستان تبريز متولد گرديده و تحت تربيت پدر و مادري مومن‌، متدين و مقلد امام پرورش يافت‌، از همان كودكي در مجالس ديني از جمله برنامه‌هاي سوگواري امام حسين (ع‌) حضور داشت و عشق خدمتگذاري به آستان شهيد پرور حضرت اباعبدالله (ع‌) در عمق وجودش ريشه دوانيد‌. سادگي‌، بي‌آلايشي و گذشت او در سنين كودكي زبانزد همه بود‌. حق را مي‌گفت ولو به ضررش تمام ميشد‌. در محله شاخص و محور همسالان خود بود‌. به مسجد كه مي‌رفت چون بزرگترها عمل مي‌نمود و از جمله كساني بود كه در پذيرايي عزاداران حسيني نقش فعالي داشت‌.
در سن ۱۲ سالگي از نعمت پدر محروم گرديد‌. چون فرزند ارشد خانواده بود با آن روحيات و مردانگي‌اش عملا غمخوار مادر فداكار ودلسوز خود شد‌.
با جديت تمام و احساس مسئوليت بيشتر از گذشته هم درس مي‌خواند و هم به مادرش در اداره امور منزل كمك مي‌كرد و از مساعدت به خواهر و برادرانش نيز دريغ نداشت‌. ضمن اينكه به ورزش خصوصا وزنه‌برداري علاقمند بود‌. در دوران تحصيل دانش‌آموزي با وقار و محبوب‌، مودب و كوشا بود و همواره سعي مي‌كرد تكاليف ديني خود را انجام دهد‌. پس از اخذ ديپلم به سربازي اعزام گرديد و همزمان با اوج‌گيري حركت توفنده انقلاب اسلامي‌، در سايه رهنمودهاي حضرت امام خميني (ره‌) با روحانيون معظم در تبعيد، همچون شهيد آيت‌الله مدني و شهيد آيت‌الله دستغيب در تماس بود و در داخل پادگان‌، فعاليتهاي زيادي جهت راهنمايي نظاميان و خنثي كردن تبليغات حكومت نظامي انجام مي‌داد و در همان حال به پخش پيامها و اعلاميه‌هاي رهبر عظيم‌الشان انقلاب در داخل و خارج پادگان نيز مي‌پرداخت‌. نقل مي‌كنند (روزي كه مامورين رژيم به دستور فرمانده حكومت نظامي در تبريز قصد هجوم به منزل شهيد آيت‌الله مدني (ره‌) جهت دستگيري ايشان داشتند، او به همراه دوستانش نقشه مقابله با مزدوران رژيم را در مراسم عزاداري عاشوراي حسيني طراحي كرده بود، كه قبل از هر گونه اقدام‌، ضد اطلاعات از موضوع باخبر شده و آنها را جهت ادامه خدمت سربازي به مرند تبعيد مي‌نمايد‌. ايشان پس از چندي به فرمان حضرت امام خميني (ره‌) مبني بر ترك پادگانها، خدمت سربازي را رها كرد و به سيل خروشان مبارزات امت اسلامي پيوست‌. او با شور وصف‌ناپذيري در روزهاي سرنوشت‌ساز ۲۱ و ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ تلاش مي‌كرد و براي به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي از هيچ كوششي فرو گذار نبود‌. شهيد شفيع‌زاده بعدها به دنبال تشكيل سپاه‌، به همراه ديگر برادران‌، اولين هسته‌هاي مسلح سپاه را پي‌ريزي كرد و در سمت مسئول عمليات سپاه تبريز در سركوبي خوانين و اشرار آذربايجان و حزب منحرف خلق مسلمان نقش فعال داشت‌. با شروع جنگ تحميلي و محاصره آبادان‌، با يك دسته خمپاره‌انداز كه تحت مسئوليت شهيد باكري اداره مي‌شد به جبهه‌هاي جنوب شتافت‌. ايشان به همراه تعدادي ديگر از رزمنگان براي حضور در جبهه آبادان با تحمل مشقات چندين روزه - از طريق ماهشهر به وسيله لنج از راه خور موسي - خود را به اين شهر رساند و در ايستگاه هفت مستقر گرديد‌. بعدها با فرمان امام خميني (ره‌) مبني بر شكستن حصر آبادان‌، نقش تاريخي خود در شكستن محاصره آبادان و دفع متجاوزان و اشغالگران بعثي ايفا نمود‌. را شهيد شفيع‌زاده پس از عمليات طريق‌القدس به عنوان رئيس ستاد تيپ كربلا - كه تازه تشكيل شده بود - انجام وظيفه كرد و در شكل‌گيري‌، انسجام و سازماندهي آن نقش اساسي داشت‌.
در عمليات پيروزمندانه فتح المبين معاون تيپ المهدي (عج‌) بود كه خاطره رشادتها و جانفشانيهاي او در اذهان مسئولين جنگ و همرزمانش هرگز از ياد نمي‌رود‌. با همفكري تني چند از فرماندهان‌، ضمن پي‌ريزي و سازماندهي اولين آتشبارهاي توپخانه‌، مسئوليت هماهنگي پشتيباني آتش در قرارگاه فتح در عمليات بيت‌المقدس را به عهده گرفت و به خوبي از عهده اين وظيفه بزرگ برآمد‌. بعدها با تلاش بي‌وقفه و شبانه‌روزي خود قبضه‌هاي غنيمتي را در قالب توپخانه‌هاي لشكري و گردانهاي مستقل توپخانه به سرعت سازماندهي كرد و در عمليات رمضان اكثريت قريب به اتفاق توپها را عليه دشمن بعثي به كار برد‌. در ادامه‌، با به دست آوردن توپهاي غنيمتي بيشتر، گروههاي توپخانه را به استعداد چندين گردان شكل داد‌. اين گروهها بازوهايي قوي براي فرماندهي قواي رزمي و پشتيباني محكم براي رزمندگان بودند‌. در نبردهاي خيبر، والفجر ۸، كربلاي ۴، كربلاي ۵، كه سپاه پاسداران به لحاظ عملياتي مسئوليت مستقلي داشت‌، پشتيباني آتش كل منطقه عمليات‌، با رهبري و هدايت ايشان انجام گرفت‌.
اوج هنرنمايي و شكوفايي خلاقيت ايشان در عمليات والفجر ۸ تجلي يافت‌. آتش پرحجم و متمركزي كه با برتري كامل عليه دشمن اجرا نمود، به اعتراف فرماندهان اسير عراقي‌، در طول جنگ كسي به خود نديده بود، زيرا قسمت اعظم يگانهاي دشمن‌، قبل از رسيدن به خط مقدم و درگيري با رزمندگان اسلام منهدم مي‌شدند‌.
شهيد شفيع‌زاده ضمن شركت در كليه صحنه‌هاي عملياتي‌، مسئوليت فرماندهي توپخانه و طرح‌ريزي و هدايت آتش پشتيباني را در قرارگاه‌هاي مختلف به عهده داشت و آخرين مسئوليت ايشان فرماندهي توپخانه نيروي زميني سپاه و قرارگاه خاتم‌الانبيا بود‌. شهيد شفيع‌زاده در تاريخ ۸/۲/۶۶ در منطقه عملياتي كربلاي ۱۰ در شمالغرب (منطقه عمومي ماووت‌) در حالي كه عازم خط مقدم جبهه بود، خودروي وي مورد اصابت تركش گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به آرزوي ديرينه خود نايل شد و با بدني قطعه قطعه و غرق به خون به ديدار معشوق شتافت‌.

شهید حمید باکری

شهيد حميد باكري در پاييز سال ۱۳۳۳ "ه‌.‌ش‌" در شهر اروميه ديده به جهان گشود‌. در سن دو سالگي مادرش را در يك حادثه تصادف از دست داد و با خانواده‌اش پيش عمه‌اش زندگي كرد و در اصل عمه‌اش نقش مادر را براي او بازي مي‌كرد‌.
در دوران مدرسه‌اش ساواك برادر بزرگترش را به شهادت رساند‌. به همين علت از جانب پدر براي فعاليت‌هاي سياسي محدوديت داشت‌. بعد از اتمام دوره متوسطه به سربازي رفت و در دوران سربازيش بيشتر با حقايق اطراف آشنا شد و بعد از اتمام سربازي به كمك مهدي و يكي ديگر از دوستانش به دانشگاه راه پيدا كرد‌.
فعاليتهاي انقلابي و مذهبي خود را گسترده كرد‌. او براي محكم‌تر كردن پايه‌هاي اعتقاديش و به سبب مشكلاتي كه در ايران برايش به وجود آمده بود تصميم گرفت از كشور خارج شود، ابتدا به تركيه رفت اما با ديدن وضع آن جا و وضع دانشجويان دانشگاههاي تركيه شروع به مكاتبه با پسر دايي‌اش در آلمان كرد‌. و بالاخره شهر "آخن‌" پذيراي حميد شد‌. بعد از مدتي شنيد كه امام خميني‌(ره‌) به پاريس تبعيد شده‌اند، لذا پس تصميم گرفت كه بدون واسطه صحبتهاي امام را بشنود‌. او كم كم شروع به حمل اسلحه كرد و سلاح‌ها را تا مرز ايران و تركيه مي‌آورد و بقيه به عهده مهدي بود‌.
حميد براي پيروزي انقلاب به ايران آمد و در تظاهرات مردمي شركت مي‌كرد تا اينكه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد‌. بعد از پيروزي حميد به عضويت سپاه پاسداران اروميه درآمد و بعد از مدتي به فرمان امام كه مبني بر تشكيل بسيج بود، مسئول بسيج استان شد و همسرش هم مسئول بسيج خواهران‌.
كم‌كم اروميه داشت حال و هواي قبل از پيروزي را فراموش مي‌كرد و همه چيز رنگ و بوي انقلابي گرفته بود‌.
در يكي از نماز جمعه‌ها حضرت آيت‌الله خامنه‌اي فرمان آزادسازي سنندج از دست ضد انقلابيون و دموكراتها را صادر كردند، حميد هم ۱۵۰ نفر از بچه‌هاي سپاه را براي مقابله با ضد انقلابيون به سنندج برد‌.
سنندج و مهاباد آزاد شد و حال نوبت بازسازي بود، حميد مسئول كميته برنامه جهاد شد و تصميم بر بازسازي داشت‌. بعد از اينكه جنگ شروع مي‌شود حميد بودن درجبهه‌ها را به فعاليت پشت ترجيح جبهه مي‌دهد‌.
اما حضور حميد در همه جا لازم بود چون نيروي فعال و مخلصي بود‌. در سال ۶۰ خدا "احسان‌" را به او داد‌. پس حال علاوه بر مسئوليتهايش بايد معلم خانواده نيز باشد‌. پس خانواده را همراه خود به اهواز مي‌برد‌. عملياتها شروع مي‌شود‌. حميد در عملياتهاي زيادي شركت مي‌كنند‌. از جمله : فتح‌المبين‌، بيت‌القمدس‌، رمضان‌، والفجر مقدماتي‌، والفجر چهار، و غيره‌، اما آخرين عملياتي كه حميد در آن حضور داشت "خيبر" بود‌. آقا مهدي زنگ زد و حميد را به حضور در جبهه فرمان داد‌.
حميد هم از خانواده خداحافظي كرد‌. رفت و حاج مهدي معاونانش را به همه معرفي مي‌كند‌. اولي حميد باكري و دومي مرتضي ياغچيان‌. حميد باكري در حال حفاظت از پل جزيره مجنون از دست عراقيها به شهادت مي‌رسد و ياغچيان مسئوليت او را به عهده مي‌گيرد اما چندي بعد او نيز شهيد مي‌شود اما جزيره مجنون حفظ مي‌شود‌.

شهید مهدی باکری

مهدی باکری در سال 1333 شمسی در میاندوآب به دنیا آمد. با ورود به دانشگاه مرحله‌ی جدیدی از زندگی علمی و سیاسی او آغاز شد. در همان سال‌ها به طور جدی پا در عرصه‌ی مبارزات سیاسی و انقلابی گذاشت. مطالعه‌ی کتاب ولایت فقیه امام خمینی نقش مهدی در شکل‌گیری شخصیت او بر جا گذاشت.

او در دانشگاه درس خواندن و یاور دانشجویان و بیرون از دانشگاه یک دانشجوی پر شور و حال و واقف به اوضاع و احوال زمان بود. او و دوستانش نقش مهمی در بر پایی تظاهرات شهر تبریز در پانزدهم خرداد 1354 و 1355 داشتند. همان زمان وی توسط ساواک شناسایی شد و بارها برای بازجویی به اداره‌ی امنیت برده شد اما چون مدرکی علیه او نداشتند تحت نظر آزاد شد. بعد از گرفتن مدرک مهندسی برای ادامه مبارزه از محیط دانشگاه خارج شد. در سال 1356 به عنوان افسر وظیفه به خدمت سربازی رفت و به تهران مأمور شد. در بحبوحه‌ی انقلاب مهدی به فرمان امام خمینی از پادگان گریخت و به ارومیه بازگشت. در این دوران مخفیانه زندگی می‌کرد و نیروهای جوان را سازماندهی و تربیت کرد.
با پیروزی انقلاب مهدی نقشی فعال در سازماندهی سپاه پاسداران داشت. مدتی هم دادستان دادگاه انقلاب ارومیه شد. او در سال 1359 ازدواج کرد و روز بعد از عقد به سوی جبهه شتافت. در منطقه ی غرب سمت فرماندهی سپاه را به عهده گرفت. همان روزها بود که علی صیاد شیرازی به کردستان آمد و با مهدی آشنا شد.
مهدی پس از شرکت در عملیات‌های مختلف و پاکسازی ضد انقلاب، به منطقه‌ی جنوب کشور رفت و معاونت تیپ نجف اشرف را به عهده گرفت. در عملیات فتح‌المبین، در منطقه‌ی رقابیه از ناحیه چشم مجروح شد. پس از بهبود به جبهه بازگشت و پس از آزاد سازی خرمشهر دوباره مجروح شد. با تشکیل تیپ عاشورا فرماندهی این تیپ را به عهده گرفت.
در عملیات حماسی خیبر که در جزیره ی مجنون بر پا شد برادرش به شهادت رسید. در روزهای آخر اسفندماه 1363 عملیات بدر آغاز شد. مهدی و نیروهایش ضربات مهلکی بر ارتش عراق می‌زنند. در روزهای 25 اسفند ماه مهدی و همرزمانش در مقابل عراقیها مقاومت کردند.
هر چند فرماندهان ارشد سپاه سعی کردند مهدی را به عقب بازگردانند توجهی نکرد و سرانجانم با اصابت گلوله‌ای به سرش به سختی مجروح می‌شود و هنگام بازگشت به عقب موشکی به قایق آنها اصابت می‌کند و پیکر آنها راهی دریاها می شود.

صمغ ناشتار

درخت من در بلوچستان ، اطراف تخت سليمان مى رويد. درخت من پنجاه متر طول و يك متر و نيم قطر دارد و بيش از پانصد سال عمر مى كند، و زبان محلى به آن ناشتار مى گويند. با ايجاد شكافى در تنه درخت من صمغى از آن خارج مى شود كه در صنعت داروسازى با آن مشمع مى سازند و چون در اثر گرما روان مى شود آن را مخلوط با موم مى نمايند. صمغ من معطر و نيمه روان است ، ولى پس از خارج شدن از درخت به سرعت منجمد مى شود و بوى قوى و مخصوص پيدا مى كند.

سندروس

از خونريزى معده جلوگيرى مى كنم . دشمن كرم كدو هستم . اگر مرا با سكنجبين بخوريد از چاق شدنتان جلوگيرى مى كنم . سرمه من با عسل تراخم را مداوا مى كند. ضد شب كورى هستم . فارسى و عربى من سندروس است . ولى عوام اشتباها مرا نوع كهربا مى دانند. در صورتى كه من صمغ نوعى سرو كوهى هستم كه در مراكش و اطراف اقيانوس اطلس زياد است و كسانى كه مرا معدنى تصور كرده و نوشته اند كه من در وسط دريا از زمين مى جوشم صحيح نيست . گياه من در اسپانيا هم مى رويد ولى صمغ نمى دهد علاوه بر مصرف دارويى و صنعتى با صمغ من دانه هاى تسبيح ، گردن بند و ساير قطعات زينتى مى سازند. صمغ من در روغن محلول است ، مخصوصا اگر آن را بجوشانند. سابقا مرا در روغن بزرگ حل كرده و روغنى به نام روغن كمان مى ساختند كه از آن براى چرب كردن كمانها استفاده مى شد و هنوز هم براى كمان حلاجى مصرف مى شود. در هند مرا در روغن كنجد حل كرده و در نقاشى به كار مى برند و بر پارچه حرير مى مالند و با آن موم جامع مى سازند. داروسازان سنتى ايران با من روغنى مى ساختند به نام دهن - الصوانى كه نسخه آن در قرابادين نوشته شده است . صمغ من خشك ، شكننده شفاف به رنگ زرد ليمويى است و شبيه مصطكى مى باشد. بو و طعم آن رزينى است و داراى يك درصد اسانس مى باشد. كهربا ضمن معرفى خود اختلاف ضاهرى خود را با من شرح داد و به همين جهت در اينجا تكرار نمى نمايم . گاهى در قطعات من اجساد كرم و پشه ديده مى شود. زيرا اين حشرات وقتى من از درخت مترشح مى شوم روى من نشسته و مى چسبند.
من از خونريزى سينه و معده جلوگيرى مى كنم ، و درمان اسهال خونى مى باشم . بلغم معده و روده را از بين مى برم . كرم روده و كرم كدو را مى كشم و قاعده زنان را باز مى نمايم . براى درمان خفقان ، تنگ نفس و بواسير مزمن مرا تجويز كرده اند. خوردن من با كمى سكنجبين جهت رفع چاقى مفيد است ، و با سركه جهت اسقاط جنين مرده توصيه كرده اند. سرمه من با عسل جهت سفيدى و زخم چشم و تراخم مجرب است . براى درمان شب كورى كمى از مرا روى جگر گوسفند يا حيوان ديگر بپاشيد و آن را بر روى آتش ‍ بريان كنيد و آن كه از آن خارج مى شود گرفته ، و در چشم بكشيد. چكاندن آن در گوش براى تسكين درد و ناشنوايى آن مفيد مى باشد صمغ من براى التيام جراحات مخصوصا محلول در روغن زيتون به كار مى رود. بخور من با ((عود)) يا به تنهايى جهت رفع سردرد و معالجه زكام و جلوگيرى از سرما خوردگى نافع است ، براى ساختن خمير دندانهاى طبى كه براى جلوگيرى از خونريزى به كار مى رود، صمغ مرا داخل مى نمايند. محلول من در روغن بادام جهت ترك پوست و شقاق مقعد مفيد مى باشد. فرزجه آن جهت اسقاط جنين مرده مجرب است . در صنعت از صمغ من در ساختن ورنيهاى مختلف استفاده مى شود.

خار مهک

من نوعى كنگر خر مى باشم كه در جنوب ايران ، مخصوصا سيستان و بلوچستان روئيده و به زبان شيرازى به من خارمهك مى گويند. عربى من ((راس الشيخ )) است ولى در كتب داروسازى قديم ((افسون )) ذكر كرده اند. گل و برگ من شبيه به ((بارآورد)) ولى ساق من كوتاهتر است و هنگام ترى آن را پوست كنده و مى خورند. گل من پر خار و خارهاى دو طرف برگ من مانند سوزن و تخم ميوه من زرد و ريز است ، و چون بيخ مرا بجوند احساس گرمى زياد مى شود. خوردن يك مثقال از برگ من جهت درمان كزاز و تشنج امتلابى مفيد است ، ضماد برگ من جهت نرم كردن اورام گردن و بيخ ران به كار مى رود. مقدار خوراك بذر من سه گرم و برگ من هشت گرم مى باشد.

کنگر بزرگ

ن كنگر بزرگ هستم كه كنگره معمولى در معرفى خود به من اشاره كرد. در فارسى به من چرخه و در بعضى از شهرها "كنگر" مى گويند. خر در فارسى به معنى بزرگ است ، ولى فرنگيها بدون توجه به اين موضوع گنكر خر را ترجمه كرده و نامى روى من گذاشته اند كه "خارخران " معنى مى دهد عربى من " شكاعى " و طوبه و شوك الحمار است . من در شمال غربى ايران ، تبريز، رضائيه ، نواحى مختلف البرز مثل گچسر، دماوند و كوههاى كردستان مى رويم . ساقه گياه من يك تا دو متر قد مى كشد و پوشيده از تارهاى پنبه اى سفيد است كه ظاهرا آن را كاملا مشخص مى نمايد. ساقه گياه من انشعاب كم دارد. و داراى كناره هاى بال مانند است كه همه خاردار مى باشند. برگهاى من بزرگ بوده و داراى كنگره هاى بال مانند است كه همه خاردار و نوك تيز است . مجموعه گلهاى من بزرگ بوده از گلهاى لوله اى قرمز تشكيل شده و داراى تارهاى پنبه اى است كه به نوكى دراز و خميده منتهى مى شود. ميوه من سفت ، خاكسترى و با لكه هاى سياه است ، و يك دسته تارهاى خرمايى رنگ بر سر آن قرار دارد. مرا به علت قشنگى و داشتن گلهاى بزرگ و ظاهرى سفيد، در باغچه ها پرورش مى دهند. و زنبوران عسل از نوش من بهره بردارى زياد مى نمايند. دانه هاى من 25 درصد روغن قابل استخراج دارند. جوشانده ريشه من پيشاب آور، مقوى معده و اشتهاآور بوده و براى درمان ذات الجنب مفيد است . شيره گياه و برگهاى تازه له شده من براى درمان زخمهاى جلدى و كچلى تجويز مى شوند، و براى جذب و اولسرهاى ناحيه صورت مفيد مى باشد. عده اى مرا جهت معالجه سرطان مفيد مى دانند. قوت قبض ريشه من زيادتر از ((بارآورد)) مى باشد. بيخ و ميوه من جهت جلوگيرى از خونريزى سينه به كار مى رود. جوشانده آن جهت معالجه امراض كبد و تبهاى كهنه ، مخصوصا در اطفال نافع است . جهت معالجه رعشه و فلج نيز توصيه شده است . براى معالجه جزام ، برص ‍ و لكه هاى سياه جلدى و قطع ترشحات زنانه مى توانيد از جوشانده قسمتهاى هوايى وبيخ من استفاده كنيد.

خار مزرعه

فارسى من خار مزرعه و عربى من ((شوكة البواسير)) است . به من علف دوالى هم مى گويند. گياه من به طول 4/0 تا 5/1 متر است كه غالبا در كنار جاده ها و اماكن باير مى رويم . پيدا شدن من در كشتزارها زيان آور است ، زيرا قطعات ريشه من مى توانند تبديل به گياه جديد شده ، تمام سطح مزرعه را بگيرد. برگهاى من داراى بريدگيهاى عميق است كه بريدگيهاى آن به يك تيغ سوزنى منتهى مى شود. مجموعه گلهاى من مانند تاجى كوچك از گلهاى لوله اى ارغوانى رنگ تشكيل مى شود، فرق من با ((كنگر خر)) در آرايش گل بوده و برگها به صورت زائده اى بال مانند نيست . گلهاى من به دو صورت متفاوت است ، بعضى داراى پرچم و بعضى داراى مادگى است ، و زير مجموعه و گلهاى من زائده هايى قهوه اى رنگ بيضى مانند ديده مى شود كه در نصف قسمت آزاد آنها، يك خط برجسته ديده مى شود، و همين امر مى تواند باعث تشخيص من شود و يكى ديگر از نشانه هاى تشخيص من آن است كه انشعابات ساقه گياه من در قسمت بالاى ساقه است . زنبور عسل به نوش گلهاى من علاقه زياد دارد. من در كرج ، اطراف تهران ، اراضى سنگلاخ اراك ، اصفهان ، ازنا، لرستان و مغرب ايران مى رويم . سابقا از من جهت معالجه هارى زياد استفاده مى كردند. ريشه من مقوى و پيشاب آور است ، اشتها را زياد مى كند و براى معالجه بيماريهاى پوستى تجويز مى شود. سرمه آبى كه در محل گودى اتصال برگهاى من جمع مى شود، ورم چشم را از بين مى برد و ماليدن آن پوست را نرم و لطيف مى كند.

شش شاخ

فارسى من شش شاخ است ، در مازندران به من "رولنگ " و در شهسوار "ششاك " گويند كه در واقع شش شاخ است . عربى من "قرصعنه مسدس " است . در داروسازى سنتى ايران به بسيارى از خارهاى دارويى كه تعداد آنها از ده گونه بيشتر است ، قرصعنه گويند، ولى مراد از مطلق آن من مى باشم . گياه من خاردار و از تيره چتريان است ، داراى برگهاى بزرگ با بريدگيهاى عميق مى باشد. لبه برگهاى من مضرس و هر لبه به خارى منتهى مى شود و بعلاوه تمام قسمتهاى گياه من حتى گل آن خاردار است . برگهاى من قهوه اى رنگ و كله قندى بوده ، بوى هويج مى دهد و در بعضى از انواع بيابانى من تا عمق دو مترى در زمين فرو مى رود. گلهاى من با اينكه نوش فراوان دارد، مورد استفاده زنبور عسل نيست . قسمتهاى هوايى گياه مرا هنگامى كه تر و تازه است ، مى توان پخته و خورد و بهترين سبزى خورشتى است . تمام قسمتهاى گياه من پيشاب آور و ملين بوده ، و اشتها را زياد مى كند و عادت ماهانه بانوان را باز مى نمايند. خوردن بيخ من اشتها و شهوت را زياد مى كند و پادزهر سموم است ، و جوشانده آن مسكن درد پهلو است . آشاميدن جوشانده بيخ من با شكر، بادشكن بوده و جهت از بين بردن نفخ و درد پهلو مفيد است . ادرار، شير و عرق را زياد مى كند و سنگ كليه و مثانه را مى ريزاند و براى دلپيچه نافع است . مرباى بيخ تازه من خوشبو كننده شكم و محرك باه است . عصاره بيخ من باز كننده حيض است . عصاره بيخ من باز كننده حيض است ، ضماد بيخ من با آرد جو و برگ كاسنى نرم كننده ورمهاى سخت مى باشد.

خارهای دارویی

شش شاخ : اشتها رازياد مى كنم ، پادزهر سموم هستم ، براى نفخ معده مفيدم .
خار مزرعه : براى معالجه هارى مفيدم ، ورم چشم را بر طرف مى كنم ، ريشه ام بسيار قوى است .
كنگر بزرگ : در درمان ذات الجنب اثر فراوان دارم . مرا براى معالجه سرطان مفيد مى دانند. براى خونريزى معده از من استفاده كنيد.
خارمهك : ضد تشنج هستم . حرارت بدن را زياد مى كنم . اثر زهر را از بين مى برم .

وشا

من صمغ گياهى هستم كه به فارسى به آن اشه اشك و كندل مى گويند. عربى من اشق معرب اشه مى باشد. فرنگيها به من "گم امونياك " گويند و همچنين مرا از گياه ديگرى كه در باد قيس به كماى اسب معروف است ، مى گيرند ولى معلوم نيست خواص ما يكى باشد.
من در" ايزد خواست اصفهان "كوه كهرود، نواحى كوهستانى كرمان و زرند كرمان ، نوكواه و بلوچستان مى رويم و كماى در باد قيس ، كوه الوند ،اطراف اصفهان ، كهگيلويه ، دنا و اشترانكوه مى رويد.
من همان صمغى هستم كه معمولا در ايران مرا همراه با اسفند دود مى كنند و بوى آنرا براى رفع چشم زخم مفيد مى دانند .
من در اثر شكاف طبيعى يا مصنوعى كه در ساقه ها و يقه گياه بوجود مى آيد بيرون مى آيم و بهتر است با ابزارهاى مخصوص شكافهاى متعدد بر ساقه هاى من ايجاد كنند تا صمغ بيشترى بگيرند ولى اين عمل تيغ زدن بايستى قبل از گل دادن گياه من صورت گيرد و چون مقدار صمغ در ريشه من زياد است ، در يقه گياه من (قسمتى كه ريشه از ساقه جدا مى شود) هميشه مقدار زيادى صمغ توده مى شود. ولى چون با خس و خاشاك مخلوط است ، به مرغوبى صمغهاى اشكى مه از شكاف شاخه ها مى چكد نيست . صمغ من كمى معطر بوده و در اثر گرماى هوا نرم مى شود و با آب ممزوج مى گردد. من مقوى ، قاعده آور، خلطآور، و براى رفع حساسيت اثر قطعى دارم ، و در صنعت داروسازى از من فراورده هاى بسيارى جهت جلوگيرى و درمان حساسيت ، برنشيت مزمن ، تنگى نفس (آسم ) و امراض ‍ ريوى مى سازند كه در داروخانه ها به اسامى مختلف مشهور مى باشند.
در طب قديم در ماهيت من اختلاف كرده اند و فوايد زيادى را به من نسبت داده اند، و چون علت اصلى بسيارى از بيماريها حساسيت است ، براى بيماريهايى كه ناشى از حساسيت مى باشند سود فراوانى دارم و روى هم رفته ، براى رفع كهير دارويى مؤ ثرتر از من نيست ، و از راه نوشيدن و شستشوى بدن هر دو مؤ ثر مى باشد. نوشيدن آب و خوردن من كرم روده را مى كشد و رطوبت معده را از بين مى برد. خوردن آن با سركه جهت سپرز و جوشانده جو جهت تنگى نفس و امراض ريوى و با عسل جهت صرع (هيسترى ) و زهكشى رطوبات سينه نافع است ، خوردن من به مقدار كم بعد از داروهاى مسهل ، بر طرف كننده مضار آنها مى باشد .
من مسكن درد كمر و عرق النساء (سياتيك ) مى باشم و ضماد من با سركه مفاصل را نرم مى كند و كك و مك و آثار سياهى پوست را برطرف مى كند. اگر سر شما شوره مى زند مرا با كمى حنا مخلوط كرده و به سر بماليد تا بر طرف شود. سرمه كردن صمغ من براى رفع رطوبت چشم و جوش پلك مفيد است . مرهم من جهت از بين بردن گوشت زيادى و روياندن گوشت تازه سودمند مى باشد. مقدار خوراك من از نيم مثقال تا يك مثقال است و زيادى آن براى معده و كليه ضرر دارد.

نیلوفر آبی

بوييدن گل من تقويت كننده قلب است . براى يك خواب راحت گل مرا ببوييد و نتيجه اش را ببينيد. اگر از زخم روده رنج مى بريد، از گل و ريشه ام استفاده بريد. عرق گل من تسكين دهنده سردرد است . از دانه هاى من براى جلوگيرى از خونريزى مثانه و درد آن سود بريد.
اين روزها در زبان فارسى به من نيلوفر آبى مى گويند، ولى در زبان فارسى نيلوفر فقط به من اطلاق مى شود و گياهى كه اين روزها به نام گل نيلوفر معروف است ، نيلوفر بيابانى بوده است . عربى من كرنب الماء و حشيشة السمك مى باشد. من در مردابها و در استخرها و حوضها و تالابهاى راكد مى رويم و بطور خودرو از قديم در آبهاى راكد شمال ايران ، مخصوصا اطراف رشت و پهلوى به عمل مى آمدم .
ساقه من نرم ، تو خالى و به اندازه عمق آب است ، و تا چهار متر مى رسد. برگ من پهن بوده و بر سطح آب فرش مى شود. گل من خارج از آب به رنگهاى سفيد، سرخ ، آبى ، ارغوانى ، زرد و نيلى ديده مى شود و بعد از ريختن گلبرگها تبديل به ميوه اى به اندازه يك سيب مى شود كه دارى دانه هايى است كه داروسازان سنتى ايران به آن ((حب العروس )) مى گفتند و در هند آنها پخته مى خورند.
من داراى انواع و اقسام مى باشم كه عموما آبزى مى باشند. ساقه هاى انواع من كه بر كف حوضها و بركه ها و استخرها مى خزند، در مداوا به عنوان قابض به كار مى روند، از دانه هاى من جهت جلوگيرى از ازدياد شهوت استفاده مى كنند. يك نوع من گل آب ناميده مى شود كه داراى گلهاى رنگارنگ است . نوع ديگر من نيلوفر بزرگ است كه پهناى برگ آن به دو متر مى رسد و چون لبه هاى آن بالا مى آيد، به شكل قايق كوچكى مى شود كه مى توان يك بچه را در وسط آن خوابانيد. گلهاى اين نوع نيز بزرگ است - ميوه اين نوع كروى و خاردار مى باشد و دانه هاى آن كه به ذرت آبى معروف است ، داراى نشاسته بوده و خوراكى است . نيلوفر آبى سفيد كه اعراب به آن حشيشة السمك (گياه ماهى ) گويند. داراى گلهاى سفيد است . نوع هندى من مانند نيلوفر آبى معمولى است . با اين فرق كه برگها و ساقه هاى آن به اندازه يك متر از سطح آب بالا مى آيد و دانه هاى آن داراى نشاسته بوده و به باقالاى مصرى معروف است . ولى اعراب به آن ((الغول مصرى )) گويند.
تمام قسمتهاى انواع گياه من داراى جوهر مازو است . در دانه ها و جوانه هاى گل من عوامل دارويى زياد است كه يك نوع آن از سموم قلبى است و عضلات قلب را منقبض مى كند. بيخ گياه من داراى اثر ضد تشنج مى باشد، بوييدن گل من مقوى قلب و دماغ است و كمى مسكن و خواب آور مى باشد. سردرد را ساكت مى كند و خوردن آن براى درمان ، سرفه ، نزله ، و سختى سينه نافع است . نگاه داشتن كمى از بيخ من در دهان ، محلل ورم گلو است . ضماد گل من بر سر مسكن حرارت آن است . خوردن گل و ريشه من شكم را بند مى آورد و براى زخم روده مفيد است ، سيلان منى را بند مى آورد و آن را خشك مى كند و مسكن شهوت و مانع احتلام است . خوردن گل و گلاب من جهت حصبه بعد از بروز دانه ها مفيد است ، ولى خوردن آن قبل از بروز دانه ها جايز نيست چون مانع بيرون آمدن آنها است ، ضماد بيخ من نافع است ، و با عسل جهت داءالثعلب تجويز شده است . دانه هاى من مضعف و منجمد كننده ترشحات جنسى است ، و خوردن آن جهت رفع ترشحات رحم و ضماد آن مانع خونريزى و درد مثانه و درد قاعدگى مى باشد. شربت نيلوفر آبى جهت سردرد و تبهاى صفراوى و سرفه و ذات الجنب و ذات الريه و خشونت سينه تجويز مى شود و دستور ساختن آن چنين است : گل نيلوفر تازه را در چهار برابر وزن آن بخيسانيد و بخوشانيد، و بعد از صاف كردن بامقدارى قند به قوام آوريد و اگر گل تازه نباشد، گل خشك را در هشت برابر آب خيس كنيد. عرق گل من مسكن سردرد و تبهاى صفراوى و تبهاى شديد و ذات الجنب است . براى تهيه آن گل مرا در چهار برابر آب خيس كنيد و تقطير نماييد.

کور

فارسى من ((كور)) بر وزن سفر مى باشد. به من ((كورك )) هم مى گويند. اعراب مرا معرب كرده ((كبر)) خطاب مى كنند. من در دامنه البرز و كوههاى فارس و بلوچستان مى رويم . زادگاه اصلى من ايران و بعضى از كشورهاى همسايه است . ولى امروز به علت داشتن گلهاى قشنگ و منافع دارويى مرا در ساير قاره ها نيز پرورش داده اند. برگهاى من داراى دو زايده خار مانند است . گلهاى درشت من به رنگ سفيد مايل به گلى مى باشد و پس از شكفتن منظره اى زيبا به وجود مى آورند. در وسط گل من تعدادى پرچم بلند ديده مى شود، ميوه من به قدر خيار كوچكى است و به آن خيار كثير گويند. اين ميوه پس از رسيدن قرمز رنگ مى شود و اهالى خوزستان به آن لگجى ميگويند.
قسمت مورد استفاده من جوانه هاى مولد گل است كه بايستى آنها را قبل از گل كردن چيد و سه ماه در سركه نگاه داشت و يا مدتى در آب نمك انداخته و پرورده نمود تا سفيد و شيررس شود و بعلاوه در طب سنتى ايران از ريشه و پوست ريشه من استفاده مى نمودند.
پوست ريشه من جهت كبد و طحال مفيد است ، و از آن به عنوان پيشاب آور قابض و مقوى استفاده مى كنند - در موارد آب آوردن انساج - كم خونى و رنگ پريدگى دختران جوان - ضعف اعصاب و هيسترى تجويز مى شود و اثر آن در باز كردن عادت ماهانه دختران جوان در موارد قطع قاعدگى به تجربه رسيده است . جوانه ناشكفته من پيشتاب آور قوى است ، و در الجزيره براى درمان نقرس جوشانده آن را تجويز مى كنند.
ريشه من قوى تر از ساير اعضاى من مى باشد، و در امراض سرد دماغى مانند قولنج ، بيحسى اعضا و دردهاى مفاصل ، نقرس و سياتيك نافع است .
جويدن پوست ريشه من رطوبات دماغ را از بين مى برد، و مضمضه جوشانده آن مسكن درد دندان است . عصاره ريشه من اگر در گوش چكانده شود، درد آن را ساكت مى كند. شستن سر با آب جوشانده من مانع كچلى است و جوشانده ريشه من همراه با ادويه خوشبو مانند سنبل الطيب و اسطو خودوس محلل بلغم سينه و خلطآور است . نمك پروده ريشه من جهت ريه مفيد بوده و باز كننده طحال و مسهل و اخلاط خام است . كرم معده و روده ها را مى كشد و عادت ماهانه زنان و دختران را باز مى كند و زياد كننده شهوت مردان است . خوردن نمك پروده آن پيش از غذا محلل خوبى است و بهترين دوا براى سپرز است . نوشيدن آب برگ من نيز كشنده اقسام كرم معده و روده است و شيرين نكرده آن براى زياد شدن شهوت بهتر از نمك پروده آن است - ضماد پوست ريشه من جهت درمان خنازير و ورمهاى سخت و با سركه جهت تومورهاى سخت و بدخيم سودمند مى باشد. جوشانده آن ترياق اكثر سموم است .
مقدار خوراك برگ من دوازده گرم و مقدار خوراك ريشه من تا هفت مثقال است .

شبدر

اگر از عصاره من سرمه تهيه كنيد، براى چشم بسيار نافع هستم ، بذر من را براى از بين بردن كك مك صورت تجويز كنيد. ضد تشنج هستم و شكوفه هايم تنگ نفس را درمان مى كند، اگر از سكته قلبى مى ترسيد، از من استفاده كنيد...
فارسى من شبدر است ، در مازندران به من شرويت گويند. به نوع بيابانى و وحشى من در فارسى (ديواسپست ) صحرايى و به شيرازى ((ادقوقو)) نامند. عربى بستانى من دزق و بيابانى آن حباقا مى باشد و در كتب قديم به نام حندقوقى ياد شده ام ، من داراى گونه سفيد و گونه قرمز مى باشم و اين نامگذارى به اعتبار رنگ گلهاى ما است ، ذوثلاث الوان و ذوحمس الوان هم از گونه هاى مختلف ما مى باشد و روى هم تاكنون پانزده گونه از ما ديده شده است كه همه آنها علوفه حيوانات مى باشد، ولى شبدر وحشى شباهت زياد به شنبليله داشته و برگهاى آن را مانند سبزيهاى خوراكى مى توان خورد و در داروسازى جديد از شبدر گل قرمز زياد تعريف مى شود، ولى داروسازان سنتى ايران شبدر گل سفيد را مفيدتر مى دانند. سرمه عصارمه نوع بساتانى من جهت درمان زخم چشم و سفيدك آن مفيد است . نوشيدن آب ساقه گياه من با شراب جهت استسقاء و يرقان توصيه شده است براى رفع قولنج - دل پيچه و دمل نافع است . كمى ملين و اشتهاآور است ، خوردن برگ پخته من كه با كمى روغن بريان شده باشد و آب مقطر برگ من براى استسقا تجويز مى شود. اگر برگ مرا در روغن زيتون بجوشانيد اين روغن براى درد ورم مفاصل و ورم بيضه سودمند مى باشد، بذر گياه من مهيج باه و ماليدن آن جهت پاك كردن كك مك به كار ميرود، مقدار خوراك بذر من پنج گرم است .
شبدر گل قرمز كه آن را شبدر كوهى مى گويند، داراى برگ بزرگتر و بدطعم است . قسمت مورد استفاده آن گل و شكوفه هاى خشك شده آن مى باشد كه بوى خوشى دارند. اين شبدر فقط در زمينهاى قوى به عمل مى آيد، و بايد به آن كودهاى پتاسمى و فسفورى داد، ولى احتياجى به كودهاى ازتى ندارد، زيرا خود سازنده آن مى باشد و اجازه فرماييد خودش را معرفى كند.
من داراى تركيبات شيميايى زياد و قابل توجه مى باشم ، برگهاى من داراى مواد سفيده اى زياد است . دارى روغن ، قند و املاح معدنى مانند كلسيم ، منيزى ، پتاس ، سرب ، فسفر، گوگرد، سيليس ، سديم ، آهن ، آلمينيوم ، منگنز، روى ، مس ، سرب ، نيكل ، كوبالت مى باشم برگهاى من كلسيم زيادترى دارند، ولى پس از رسيدن فسفر آن كم مى شود. من داراى ويتامينها ((ب 1)) و ((اى )) و ويتامين ((كا)) هستم . وجود اسيد سالسيلك و يك ماده دارويى ضد قارچ در برگهاى من قابل توجه است . خاصيت گياه من جهت جلوگيرى از انفاكتوس ((سكته قلبى )) و طول عمر اهميت زياد دارد. در رنگرزى نيز از مواد رنگى من جهت رنگ كردن پشم و پنبه استفاده مى نمايند، جوشانده - شربت و عصاره شكوفه گلهاى من ضد تشنج و خلطآور بوده ، براى درمان سياه سرفه ، برنشيت تجويز مى شوند. از عصاره گياه من به صورت ضماد براى درمان سياه سرفه ، برنشيت مى شوند. دمكرده شكوفه هاى من ضد تنگ نفس مى باشد. خلاصه مى توان گفت من به علت داشتن ويتامينهاى گوناگون و املاح مختلف زياد، اهميت به - سزايى دارم .
چكاندن آب ساقه من در بينى جهت هيسترى و جنون و ماليدن آن بر محل نيش عقرب ، جهت سرعت حركت اطفال و شستشوى آب آن جهت باز شدن بشره مفيد است ، بذر شبدر قرمز شهوت را زياد مى كند، و ماليدن آن بر صورت براى رفع كك مك موثرتر از نوع بستانى و سفيد است . در كتاب دستور - الاطبا نوشته شده است كه چون ريشه شبدر را در سايه خشك كرده ، و آن را با آب و گلاب بسايند و در چشم كنند، جهت در آمدن موى مژگان ريخته و آبريزش چشم و تراخم مفيد است .

سياه توسكا

فارسى من ((سياه توسه )) است به من ((سياه توسكا)) هم مى گويند، عربى من ((عوسج اسود)) است و عده اى از اعراب به من ((شجرحب الشوم )) مى گويند. درخت من شبيه درخت آش انگور ولى بدون خار است ، من در جنگلهاى شمال ايران و جنگلهاى مركزى و شمالى اروپا و جنگلهاى سيبرى مى رويم . پوست ساقه هاى من صاف تيره رنگ و داراى لكه هاى مخصوص به صورت راه راه است . گلهاى من كوچك به رنگ سبز مايل به قرمز مى باشند. ميوه من از عناب كوچكتر بوده ، و پس از رسيدن سياهرنگ مى شود.
پوست درخت من داراى اثر مسهلى است ، پرورش گياه من به صورت يك گياه زينتى اخيرا معمول شده و قسمت مورد استفاده من پوست ساقه و سر شاخه هاى من است كه در ماههاى خرداد تا مرداد بايد آنها را چيد و پوست ساقه هاى آنها را به صورت نوار بريده و خشك كرد. اين نوارها داراى بويى ضعيف و طعمى لعابى است كه بعدا رفع مى شود. ساقه هاى سه تا چهار ساله داراى حداكثر خاصيت است . پوست درخت من به مقدار زياد مسهل و به مقدار كم ملين است و معمولا آن را به جاى ((سنا)) به كار مى برند، اثر آن در درمان يبوستهاى مزمن انكار ناپذير و قابل توجه است . جوشانده غليظ پوست من در استعمال خارجى براى معالجه كچلى ، جرب ، سودا و اولسرها مفيد است . مقدار خوراك گرد پوست من يك تا سه گرم به صورت كاشه و جوشانده دو تا چهار گرم درصد گرم آب آن را مى توان قبل از خواب نوشيد، مشروط بر اينكه زياد نجوشد، و پس از جوشيدن دوازده ساعت در جاى خنك گذاشته شود، امروزه از پوست گياه من در كارخانه هاى بزرگ داروسازى داروهاى اختصاصى زيادى درست مى كنند و مى توان آن را به مقدار زيادى صادر كرد.

درباره آش انگور

فارسى من آش انگور است به من خوشه سياه و سياه درخت هم مى گويند در كلاردشت به من خرزل در نور كجور كلى كك ، در گرگان اشنگور، در ديلمان شر، در خلخال الجاره گويند. در فرانسه مرا ((نرپرن )) خطاب مى كنند. عربى من عوسج است ، من درختچه اى هستم از خانواده عناب به اندازه درخت انار، پر از خار و به ارتفاع شش تا هشت متر، به همين جهت به من خار درخت هم گفته اند. شاخه هاى نامنظم و كج و معوج من كه به طور متقابل قرار دارند بهترين وسيله تشخيص من هستند. برگهاى شاخه هاى جوان من دندانه دار با گلهاى كوچك زرد مايل به سبزى است ، ميوه من به اندازه يك نخود كه در داخل آن شيره اى به رنگ قرمز مايل به سبز يا مايل به بنفش همراه با دو تا چهار دانه ديده مى شود. شيره درخت من كمى تلخ و بدبو است .
شيره ميوه من مسهلى است بسيار قوى ، كه معمولا آن را با شربت قند مصرف مى كنند. براى به دست آوردن اين شيره ميوه هاى تازه را 3 تا 4 روز پس از چيدن مى گذارند تا تخمير شود. بعد آن ها را له كرده از الك يا پارچه اى مى گذرانند تا كمى از مواد رنگى آن گرفته شود، و شيره اى به رنگ سبز مايل به بنفش در آيد. مقدار خوراك اين شيره پنج گرم بوده ، و در صنعت داروسازى شربتى از آن مى سازند و به نام شربت ((نوپرن )) معروف بوده ، و مقدار خوراك آن ده تا پنجاه گرم در 24 ساعت براى اشخاص بالغ است . مقدار خوراك اين شربت براى اطفال دو گرم در ضرب در سن آنها است ، ميوه من در جميع احوال داراى خواص برگ من است كه شرح آن داده خواهد شد.
چكاندن آب برگ من در چشم هفت روز پى در پى جهت رفع سفيدك چشم خواه تازه باشد خواه كهنه مجرب است و چون ميوه مرا بكوبند و آب آن را گرفته ، و صاف كرده و خشك نمايند و در موقع لزوم مقدار يك گرم آن را با سفيده تخم مرغ و شير سوده در چشم بچكانند، جهت رفع سفيدى و درد چشم نافع است . ماليدن ضماد برگ من بر پيشانى از چشم درد جلوگيرى مى كند، و پرورده آن بهترين توتياست و چون برگ مرا بجوشانند تا عصاره آن گرفته شود، بعد صاف نموده بجوشانند تا غليظ گردد، جهت رفع لكه سفيدى چشم موثر است . جويدن برگ درخت من جهت جوشهاى دهان سودمند مى باشد. ضماد برگ تازه من جهت باد سرخ نافع است . خوردن عصاره برگ من جهت جرب و تسكين التهاب صفرا سود فراوان دارد. يكى از طرق معالجه جذام در طب سنتى ايران چنين بود كه بيخه درخت مرا گرفته ، ريزريز كرده ، هر روز 5/7 مثقال آن را با يك ليتر آب مى جوشانيد تا مقدار آن يك سوم شود، سپس صاف كرده مى نوشيدند، تا چهار پنج بار عمل كند و دفع سوداى سوخته نمايد، معمولا دو روز پى در پى به بيمار جذامى قليه گوشت با اسفناج مى دادند و روز سوم جوشانده فوق را مى نوشيدند و روز بعد به حمام مى رفت و از روز بعد دوباره اين عمل را تكرار مى كردند.
((انطاكى )) اين جوشانده را جهت معالجه جرب و خارش مفيد مى داند، پوست درخت و دانه هاى ميوه من هم اثر ملين و مسهلى دارند. معمولا خوراك دانه هاى ميوه من چهار گرم است براى درمان يبوستهاى مزمن مى توان از جوشانده پوست ساقه هاى قديمى من يك فنجان قبل از غذا نوشيد.

در باره كاكائو

در ميوه ام به قدر كافى نشاسته موجود است . از مواد معدنى نيز بى بهره نيستم . انواع روغنهاى طبى را از من مى گيرند. روغن من براى تركهاى پوستى و نيز ترك پاشنه پا اثر معجزه آسا دارد. از پوست دانه هاى من نوشابه اى بسيار مقوى مى توان ساخت . گرد ميوه من بهترين فرآورده غذايى جهت تقويت قواى جسمانى است .
اسم من كاكائو است ، اعراب به من لوزهندى گويند، زادگاه اوليه من آمريكاى مركزى و مكزيك است ، ولى امروزه در اكثر نواحى مستعد براى پرورش من مى باشند، تاكنون نسبت به كشت من در ايران اقدام نشده است ، ارتفاع درخت من به ده متر مى رسد. ميوه درخت من به اندازه خيار است كه در آن 30 تا 40 دانه وجود دارد. براى استفاده من ميوه را چيده مى گذارند بپوسد تا دانه ها از آن جدا گردند. دانه هاى من داراى پنجاه درصد روغن هستند كه به نام كره كاكائو معروف است ، ميوه من داراى هشت تا ده درصد نشاسته ، يازده تا هجده درصد مواد سفيده اى ، و دو تا سه درصد كافئين ، يك تا سه درصد تئوبرومين ، و چهار درصد مواد معدنى است و به همين جهت است كه گرد ميوه من يكى از مواد مقوى به حساب مى آيد و با گرد ميوه من شكلات و فرآورده هاى غذايى و دارويى مى سازند. كره دانه هاى من در صنعت داروسازى جهت ساختن شياف ((اوول )) و روغنهاى طبى به كار مى رود، و براى معالجه ترك پوست مخصوصا ترك پاشنه پا روغنى مناسبتر از روغن من نيست ، از پوست دانه هاى من در صنعت داروسازى تئوبرومين استخراج مى كنند كه يكى از داروهاى پيشاب آور است . از پوست دانه ها من نوشابه هاى مقوى مى سازند.

درختچه ارژن

نبايد لغت ارزن را با ارژن كه نوعى بادام كوهى است اشتباه كرد. گونه هاى مختلف اين گياه در زمينهاى خشك و كوهستانى اطراف تهران و كرج مخصوصا در ارتفاعات و گونه ديگرى از آن در كوههاى بختيارى و دشت ارژن بطور خودرو به عمل مى آيد. به اين گياه اعراب ارجن و ارجان گويند و در شيراز به نوعى از آن بخرك و به عربى نور البرير گويند و ارژن نوع بزرگ خاردار آن است كه از آن روغن مى گيرند كه شيرين و خوشبو است داروسازان سنتى ايران روغن ارژن را قائم مقام زيت السودان مى دانستند و معتقد بودند كه اين روغن خونساز و مولد خون پاك است ، اخلاط را نرم مى كند و جهت امراض سوداوى ، جنون و وسواس نافع است ، ماليدن روغن آن بر بدن فالج و عضلات بيحس سودمند بوده و ورمها را فرو مى نشاند.

درباره ارزن

دانه هايم ، درمان كننده بيماريهاى سينه است . تب بر هستم و دل درد را نيز برطرف مى كنم . زياده روى در خوردن من توليد سنگ مثانه مى كند براى تصفيه خون ، از من استفاده كنيد. با شير و روغن ، مزاج را لينت مى دهم . نفخ شكم و دل پيچه را مى توانيد با من درمان كنيد...
فارسى من ارزن است ، اعراب به من دخن گويند. در آذربايجان به من درى بر وزن قرى (قورى ) و در فارس الم گويند. برادرى دارم كه در فارسى به آن گاورس ، در شيراز به آن گال گويند. اعراب آن را معرب كرده جاورس گويند و در تهران به ارزن آتنى معروف است . من و گاورس انواع مختلف داريم ، من بيشتر در آذربايجان ، بادغيس و بلوچستان بطور خودرو به عمل مى آيم و در اكثر زمينهاى كم قوت و شنى كاشته مى شوم ، و برادرم گاورس در آذربايجان ، يزد، بلوچستان و مازندران كاشته مى شود. من و برادرم گونه هاى مختلف داريم و من بيشتر به غذاى پرندگان مى رسم ، قدرت غذايى من كمتر از گاورس و فوايد طبى من بيشتر از آن است و از قديم خواص دارويى من مورد توجه بوده است . چنانچه يكى از رجال عرب مى نويسد: من در مدينه دچار اسهال سخت شدم ، حضرت صادق به من دستور دادند كه ارزن را با كمى زيره به صورت قاووت در آورده ميل نمايم . من به اين دستور عمل كرده ام و معالجه گرديدم . دانه هاى من درشت و پوست آنها سخت تر از دانه هاى گاورس است . كارخانه هاى داروسازى آلمان چندين داروى اختصاصى از دانه هاى من جهت درمان بيماريهاى سينه ، اسهال و تب مى سازند، در روسيه نوعى الكل از من مى گيرند. دانه هاى گاورس چون پوستشان نرمتر است ، در بعضى از شهرهاى ايران به مصرف تهيه نان مى رسد و در اروپا از آن نوعى آبجو به نام ((دوئو)) و نوعى نوشابه به نام ((كوسكو)) مى سازند. دانه هاى مقشر من شكم روش را بند مى آورد و پيشاب را زياد مى كند، ولى چون داراى پوستى سخت و سلولز زياد هستند براى تهيه نان صلاحيت ندارند. مقشر من با شير و روغن تازه لينت مى دهد، و شهوت را زياد مى كند. پزشكان سنتى ايران عقيده داشتند كه زياده روى در خوردن ارزن توليد سنگ مثانه مى نمايد. چنانچه آرد ارزن يا گاورس را در روغن پخته و آن را در حمامى گرم بر شكم بمالند و بنشينند تا عرق كنند و يا آنكه پارچه اى را در اين روغن آغشته و آن را گرم گرم بر شكم بنديد، نفخ شكم و دل پيچه و دل درد را برطرف مى كند. ماليدن اين روغن براى درمان بواسير و نواسير مفيد است ، اگر گاورس را با شير بپزند تا حليم شود، خوردن آن خون را تصفيه مى كند. بد نيست بدانيد كه ارزن و گاورس با اينكه به هم شباهت زياد دارند، و اكثر مردم آنها را يكى مى دانند، از نظر تركيبات غذايى يكسان نيستند و نوع نشاسته آنها با هم فرق دارد. نسبت نشاسته در گاورس بيشتر و نسبت سلولز در ارزن زيادتر است ، روغن دانه هاى گاورس ‍ سبكتر از روغن موجود در دانه هاى ارزن است ، مواد معدنى ارزن بيشتر از مواد معدنى گاورس مى باشد، اين نكته قابل توجه است كه در دهات بين يزد و كاشان - بين يزد و كرمان كه نان خود را با آرد گاورس درست مى كنند اشخاص سالمند كه سن آنها از صد سال بيشتر بوده و غالبا تندرست و با نشاط مى باشند، خيلى زياد ديده مى شوند. نويسنده كتاب زبان خوراكيها كه روى علل طولانى شدن عمر آنها مطالعه كرده است ، چنين مى نويسد: اينها با اينكه جزو طبقات زحمتكش بوده و كار و كوشش را تا آخر عمر ادامه مى دهند، معذالك غذايى بسيار ساده و كم قوت دارند. نان آنها بيشتر با آرد گاورس تهيه مى شود و گوشت و چربى خيلى كم و به ندرت مصرف مى كند و در عوض از لبنيات و سبزيهاى گوناگون مخصوصا سبزيهاى صحرايى و خودرو زياد استفاده مى كنند. نان گاورس قدرت غذايى زيادى ندارد، و حرارت بدن را بالا نمى برد و دير هضم مى باشد، كسى كه نان گاورس ‍ مى خورد بايد حتما كار و فعاليت داشته باشد تا غذايش هضم شود و چون اشتها را سد مى نمايد، ميل به خوردن غذاهاى ديگر ندارد. خوشبختانه نان گاورس نه تنها براى معده مضر نيست ، بلكه يبوست را هم معالجه مى كند و چون اين غله در معده زياد مى ماند. و به تدريج جذب بدن شده و نيروى لازم را مى دهد، چيزى از آن ذخيره نمى شود، و به همين جهت است كه اينها همگى قلمى و لاغر اندام مى باشند و استخوانى محكم دارند. فشار خونشان زياد نيست ، و حرارت بدنشان از 37 درجه كمتر است . ضربان قلب آنها كندتر از اشخاص ديگر است . هرگز دچار زيادى چربى خون ، تصلب شرائين نمى شوند و بطورى كه مى گويند در بين آنها كسى به سرطان مبتلا نشده است .

من ((انگور فرنگى )) هستم !

در گيلان به من گالش انگور و در مازندران ديو انگورى مى گويند، و با اينكه از قديم در شمال ايران مخصوصا نور و كجور، رود سر، دره چالوس و نواحى البرز روئيده ام ، معذلك اين روزها به من انگور فرنگى لقب داده اند، دليل اين امر آن است كه ايرانيان مرا به صورت يك ميوه حتى در مازندران كه زياد به عمل مى آيم نگاه نمى كنند، در صورتى كه در بازارهاى اروپا هميشه مرا در رديف ساير ميوه ها مى گذارند. گلهاى درخت من نوش فراوان داشته ، زنبور عسل به آن رغبت فراوان دارد. ميوه من كه به صورت انگورى كوچك است ، طعمى ميخوش دارد و داراى ويتامينهاى آ، ب و ث بوده ، و سرشار از آهن و املاح معدنى است . غوره ميوه من ترشى فراوان دارد، و به همين جهت خوردن آن دندانها را كند مى كند و كمتر بطور خام مصرف مى شود، ولى رسيده ميوه من شيرين است و خام مى توان آن را خورد. خوردن ميوه من مسرت آور و ملين است ، مخصوصا نيم رس آن خاصيت نرم كننده بيشترى دارد، و پس از رسيدن نيز به علت داشتن مواد صمغى و دانه هاى ريز حركات دودى روده ها را تقويت كرده ، و ضد يبوست مى باشد و خوردن آن بعد از غذا سبب تحليل آن مى گردد. بهترين خاصيت قابل توجه من آن است كه ميوه من ضد اختناق كبد است و خوردن آن از جمع شدن خون در جگر جلوگيرى مى كند. زياده روى در خوردن ميوه من جايز نيست با ميوه من مربا، شربت ، كمپوت و ژله درست مى كنند كه خوردن آنها مفرح است . از ميوه من مانند انگور مى توان سركه درست كرد. ميوه من ادرار را زياد مى كند. براى مبتلايان به رماتيسم ، نقرس و امراض جلدى و آب آوردن انساج و سنگ كليه مفيد است . شربت من عطش راتسكين مى دهد، و ژله ميوه من طعم خوشى دارد. دمكرده برگ درخت من به نسبت پنجاه گرم در ليتر، چنانچه دو فنجان در روز بنوشيد، اسيد اوريك را كم مى كند، ولى مبتلايان به زيادى اسيد اوريك بهتر آن است كه روزى پنج گرم برگ مرا در صد گرم آب دمكرده و ناشتا بنوشند. من انواع سياه و قرمز نيز دارم ، ولى تاكنون در ايران ديده نشده است و به همين جهت اجازه معرفى به آنها داده نمى شود.

قنطوريون باريك

داروسازان سنتى ايران به گل گندم قنطوريون بزرگ و بمن كه از خانواده ى جنطييانا مى باشم قنطوريون كوچك و قنطوريون باريك مى گويند. عربى من مراره االحنش مى باشد. در زبان فرنگى بمن سانتورى كوچك مى گويند. من در آذربايجان ميشواداغ - يام سردره - شن زارهاى شمال ايران - اطراف رشت و سنگر - شرق و غرب ايران مى رويم و يك نوع من در اصفهان - كرمان - رازمان - شمال ايران تا رضائيه و اطراف كرج مى رويد. در خارج از ايران مى توانيد انواع مرا در شمال افريقا و الجزيره پيدا كنيد. در بعضى از كشورهاى اروپا مرا پرورش مى دهند - برگهاى زيرين من بيضى نك تيز بوده ، و داراى پنج تا هفت رگبرگ است ، ولى برگهاى قسمت بالاى ساقه ى من كوچك و متقابل است . رگبرگهاى من سبز مايل بزرد، گلهاى من زيبا و قرمز است ، و بيشتر در انتهاى ساقه در يك سطح مى رويد، و در ماه هاى تير و مرداد گلهاى من ظاهر مى شوند. قسمت مورد استفاده ى من كليه اندام هاى هوايى من است ، ولى ريشه ى من چندان مصرف ندارد، براى مصرف داروئى بهتر آنست كه ساقه هاى هوايى مخصوصا سر شاخه هاى گلدار مرا هنگامى كه هنوز گل دار است قطع كرده ، و قسمت هاى نازك آنرا همراه با شاخه هاى گلدار در حرارت آفتاب خشك كرد. من اشتهاآور - مقوى معده - صفرابر - تب بر و بطور خفيف ملين مى باشم ، خوردن اعضا هوايى من ضعف مزمن معده را از بين ميبرد، و يبوست را معالجه مى كند. حركات دودى و ترشحات معدى را تقويت مى نمايد، و درد شكم را كه در نتيجه ى سوء هاضمه و نفخ معده باشد، تسكين داده و از تخمير غذا جلوگيرى مى كند. من براى درمان ناراحتى هاى كبد و كليه مفيد مى باشم . كم خونى دختران و زردى رخسار آنها را معالجه مى كنم ، و براى اورام مفاصل - نقرس و مرض قند توصيه شده ام . ضماد له شده گياه و گلهاى تازه من جراحات را التيام مى دهد - سرمه شيره گياه تازه من همراه با عسل نور چشم را زياد و تاريكى آنرا برطرف مى نمايد. يك نوع ايرانى من كه نزديك بركه ها و كنار جويبارها مى رويد مفيدتر بوده و چنانچه دو مثقال آنرا با هفتاد مثقال آب بجوشانند تا مقدار آب آن نصف شود و بعد با شكر يا عسل شيرين كرده بنوشند سودا، صفرا و بلغم را دفع كرده پادزهر سموم حشرات مخصوصا عقرب است ، براى هيسترى - قولنج و درد مفاصل مفيد است . گرفتگى جگر و سختى طحال را برطرف مى كند. ضماد تازه آن براى جراحات چشم نافع است و با پيه جهت التيام زخم هاى تازه و كهنه مفيد مى باشد. عصاره آن با جوشانده ى شنبليله جهت امراض سينه سودمند است ، ماليدن عصاره آن با سركه جهت تسكين سر دردى كه در اثر آفتاب بهمرسيده باشد مفيد مى باشد، و چون موى سر را بانوره از بين برند، و عصاره مرا با سركه بمالند جهت درمان زخم سر و روييدن مو نافع مى باشد. ماليدن عصاره ى آن با عسل جهت دفع شپش و رشك مفيد است ، ماليدن عصاره ى آن با كاكنج جهت ورم چشم سودمند بوده براى تراخم نافع است ، و نيز براى رفع دردهاى كهنه چشم و آثار قرنيه و مو در آوردن پلك چشم مفيد مى باشد، و براى تراخم و جرب پلك چشم دستور داده اند كه پلك را برگردانند. و به آن عصاره قنطوريون باريك و آب انار بمالند تا بفورى بر طرف شود چكاندن اين عصاره با روغن در گوش جهت ضربات گوش و با آب شفتالو جهت كرم گوش و با آب ترب جهت رفع سنگينى گوش سود فراوان دارد. ماليدن اين عصاره با روغن نرگس و خردل و سركه جهت فرو نشاندن ورم پشت گوش مفيد است . چكاندن اين عصاره با سركه و آب پياز عنصل در بينى ، زخم آنرا بر طرف كرده و از خون دماغ جلوگيرى مى كند، مخصوصا اگر مقدار كمى زاج و كافور به آن بيافزايند، مزمزه عصاره من با گلاب بوى بد دهان را از بين مى برد، و جوش هاى دهان را برطرف مى كند و غرغره آن با آب بارهنگ و تاجريزى جهت ورم لوزتين نافع مى باشد، و با جوشانده ى ميوه سرو جهت دندان درد مفيد است ، حمول اين عصاره قاعده آور بوده و بخور آن از كزاز جلوگيرى مى نمايد.

اسم من ((جنطييانا)) است !

فارسى من كوشاد و عربى من كف الذئب - دوا الخيه و قبطى الملك است . در كتب طب سنتى بمن جنطييانا كه معرب زانسياناى لاتينى است گفته اند، و چنانچه مى گويند اين نام منسوب به پادشاهى است بنام جنطين كه براى اولين بار با استفاده از من شفا يافت . من بيش از ششصد نوع دارم ، نوع معروف آن جنطيياناى رومى است كه در ايران نمى رويد، ولى نوعى شبيه به آن در شمال ايران مخصوصا شمال غربى آذربايجان - قره داغ - حسن بگلو - كاليبار و كوه هاى اهر مى رويد و در كتب سنتى آنرا جرمغانى خوانده اند. نوع ايرانى من گياهى است علفى پايا كه ارتفاع آن 10 تا 15 سانتى متر است ، ساقه آن بصورت استوانه اى ضخيم مى باشد. علاوه بر ايران در اروپا و قفقاز نيز مى رويد و به آن جنطيياناى صليبى و يا صليبك (صليب كوچك ) مى گويند - برگهاى من دراز - نك تيز بوده پنج رگبرگ متمايز دارد. گلهاى من زيبا، آبى رنگ مايل به خاكسترى بصورت مجتمع در كنار برگها ظاهر مى شود. مرا بعلت زيبائى گلهايم پرورش مى دهند. قسمت مورد استفاده ى من بيشتر ريشه گياه من است كه تب بر بوده ، و سابقا از آن براى معالجه ى هارى استفاده مى كردند. محمد بن زكرياى رازى و شاگردان او بنوع ايرانى من عقيده ى زيادى داشته ، و آنرا داروى بسيار مفيدى مى دانستند و در بسيارى از امراض استفاده ى آنرا توصيه كرده اند، و در ساختن پادزهرها از آن و عصاره آن استفاده مى نمودند. نوع رومى من از داروهاى مقوى تلخ بوده ، و اشتهاآور است و با اين كه مسهل نيست دفع را تسهيل مى نمايد، و آنرا براى معالجه ى مالاريا و دفع كرمك اطفال تجويز مى نمايند. ريشه من قابض بوده و پاك كننده معده است و گرفتگى روده ها را باز مى كند و قلب را از زيان سموم حفظ مى نمايد. پيشاب آور و مخرج حنين است . پادزهر حشرات است ، و از دوستان كبد بوده ، ورم آنرا برطرف مى كند، خوردن يك مثقال عصاره ى ريشه ى من جهت تسكين درد پهلو و شكم و پيچيدگى اعصاب مفيد مى باشد. ضماد ريشه ى من با سركه جهت از بين بردن لكه هاى جلدى سودمند مى باشد، و گويند ماليدن آن با حنا در كف دست قاطع خون قاعدگى است . داروسازان سنتى ايران عصاره ى ريشه ى مرا در شيافهاى مسكن خود وارد كرده و اثر آنرا برابر با ترياك سياه مى دانستند، ترياك سياه چنانچه قبلا خود را در كتاب زبان خوراكيها معرفى كرده است ، شيره ى نوعى شقايق است كه در دامنه ى كوه هاى البرز بعمل آمده و بعلت داشتن تبائين يكى از مسكن هاى بسيار قوى است ، و با آن ميتوان تركيباتى ساخت كه هزار برابر مرفين قدرت تسكين دهنده داشته باشد. ربيع اخوين در كتاب راهنماى دانشجويان پزشكى كه نخستين كتاب طبى بزبان فارسى است و در قرن چهارم هجرى نوشته شده است ، نسخه هائى جهت معالجه امراض سنگ كليه - سياتيك - ورم طحال و چند بيمارى ديگر تجويز كرده كه در همه ى آنها جنطييانا وارد شده است .

من گياه ((دم اسب )) هستم !

فارسى من دم اسب است ، اعراب بمن ذنب الخيل و آمسوخ گويند، و در شام مرا ذنب انفرس نامند.من از گياهان بى گل بوده ، و در عوض دو نوع شاخه دارم . شاخه هاى زاينده و شاخه هاى ناز. شاخه هاى زاينده من بند بند و پر گره بوده ، و در اول بهار ظاهر مى شوند. رنگ آن قرمز بوده ، و سبزينه ندارند، ولى ساقه هاى نازا، در ارديبهشت و خرداد ظاهر شده و رنگ سبز داشته ، باريكتر و بلندتر از شاخه هاى زاينده اند. من در شمال ايران ، گرگان ، بندر گز، پير بازار و اطراف تبريز بعمل ميايم و نوع ديگرى از من در كردستان مى رويد. برگ هاى من در محل بندهاى نازا بفواصل متوالى بصورت دسته هايى كه شبيه دم است ، در ميايند و باين جهت به گياه من كه علفى است دم اسب مى گويند. من داراى يك ساقه ى زيرزمينى هستم كه بطور افقى دو متر در خاك نفوذ مى نمايد و بهمين جهت خارج كردن من با ساقه زيرزمينى بطور كامل مقدور نيست ، در بالاى ساقه هاى زاينده ى من سنبله اى پر از دانه ، مركب از قطعات فلس مانند در چند رديف ظاهر مى شود و بطورى اين فلس ها بهم فشرده اند كه يكپارچه بنظر مى رسند. قسمت مورد استفاده از گياه من شاخه هاى ناز مى باشد كه رنگ آنها سبز است . آنها را در فصول مساعد سال چيده ، در آفتاب يا دستگاه هاى خشك كننده خشك كرده ، بصورت شاخه يا گرد نگاهدارى مى نمايند. خاكستر گياه من داراى مقدار 64 تا 70 درصد سيليس آزاد، ولى در گياه خشك مقدار سيليس در حدود هفت درصد مى باشد. مقدار آن در گياه هاى مسن زيادتر است . در گياه جوان سيليس بصورت اسيد محلول مى باشد، و بعلت وجود همين املاح سيليس است كه من خون را بند مى آورم يكى از داروهاى ضد خونريزى مى باشم . داروسازان سنتى ايران بدون آنكه از وجود سيليس در من آگاه باشند، مرا بهترين دارو براى معالجه سل و خونريزى سينه و خونريزى زنان مى دانستند و از ضماد من جهت التيام جراحات و زخم هاى سخت استفاده مى كردند، و در جراحى پس از قطع عضو يا عصب آنرا براى التيام بكار مى برند. من جهت سرفه مزمن و اخلاط خونى ، استسقا، ورم كبد، بند آوردن انواع اسهال بدون تب توصيه شده ام . شيره و عصاره ى من خون دماغ را بند مى آورد، براى درمان زخم معده و روده نوشيدن جوشانده اين گياه معجزه مى كند. ضماد نوع كردستانى من با سركه جهت جراحات پليد و خوردن جوشانده اى آن جهت اورام مقعد، كبد و استسقا نافع مى باشد.
جوشانده اى 30 تا 50 گرم گياه خشك من در يك ليتر آب پيشاب آورى قوى است . خون را بند مى آورد و كمبود مواد معدنى را در بدن جبران مى نمايد، و بهمين علت است كه بهترين دارو براى درمان سل شناخته شده است . در استعمال خارجى جوشانده من اثر ضد عفونى كننده و التيام دهنده زخم ها را دارد. جوشانده اى گياه من مقدار ادرار را زياد مى كند و بهترين دارو براى درمان استسقا است . بعلت داشتن اثر مقوى در بيماريهاى كليه مانند عدم دفع ادرار، ورم مثانه ، سنگ كليه و قولنج هاى كليوى اثر قاطع دارم و خون را تصفيه مى كنم و براى تنگ نفس مفيد مى باشم . من بعلت داشتن سيليس ، قوه اى ارتجاعى پوست را زياد مى كنم و آنرا نرم مى نمايم ، بهمين علت موقعيكه دست و پا كبره مى بندد، مى توان از من جهت از بين بردن آنها استفاده كرد.

من ((حلبوب )) هستم !

فارسى و عربى من حلبوب است ، اعراب بمن طفره هم ميگويند، گياه من بطول يك وجب است . من در شمال غربى ايران ، آذربايجان ، قره داغ ، جنگلهاى حسن بگلو و همچنين در گيلان - ايسپيلى و ييلاق ميرويم . نوع ديگرى از من در نواحى مختلف جبال البرز بعمل ميايد كه ارتفاع آن تا يك متر ميرسد. برگهاى آن علاوه بر ساقه ، در طول ساقه نيز ميرويد. در صورتيكه برگهاى من در سطح زمين قرار گرفته و از پهلوى آنها ساقه هاى خزنده بيرون آمده پيش ميروند، و در محلهاى مناسب توليد ريشه در زمين كرده ، گياه جداگانه اى توليد ميكنند. برگهاى من پوشيده از تارهاى پنبه اى است كه از وسط آنها پايه گل بالا ميرود. گلهاى من بدون دمگل بوده ، بر روى نهنج آنها گلهاى زبانه اى منظره قشنگى را بوجود ميآورند. ميوه من باندازه يك تخم مرغ بوده و يك دسته تار ظريف منتهى ميشود. گياه من در فاصله بين ارديبهشت تا شهريور گل ميدهد، و بيشتر در چمن زارهاى خشك و ماسه هاى لب دريا و سنگلاخها حتى نزديك قلل كوههائيكه برف دائمى دارند بعمل ميايم ، قسمت مورد استفاده من تمام اندامهاى تازه من است ، و چون خشك شوم تمام خواص خود را از دست ميدهم . من داراى يك ماده تلخ - جوهر مازو - مواد قندى - مواد سفيده اى - مواد زينتى و صمغى بوده ، در خاكستر گياه من مقدار زيادى املاح منگنز وجود دارد و ماليدن اين خاكستر بر سر موهاى سفيد آن را مشكى مى نمايد. جويدن ساقه تازه گياه من ترشح بزاق را زياد ميكند. دمكرده گلهاى تازه من براى كبد مفيد بوده ، خستگى عمومى بدن را كاهش ميدهد و بعلاوه ادرار را زياد كرده ، حجم آنرا دو برابر و گاهى سه برابر ميكند. معذلك هيچگونه اثر سوئى بر روى كليه ندارد، بهمين جهت آنرا در بيشتر امراض كليوى مانند پيدا شدن آلبومين در ادرار، سنگ مثانه ، استسقا، خيز عمومى بدن و نقرس ‍ تجويز مينمايند و همچنين براى تنگ نفس و گريپ مفيد ميباشد. اندامهاى مختلف گياه من بعلت داشتن جوهر مازو براى معالجه اسهال ساده ، اسهال خونى و خونريزى هاى بيجا در فواصل قاعده گى سودمند مى باشد. ضماد برگهاى تازه و له شده من بر روى زخمهاى كهنه مفيد مى باشد. گياه من داراى شيرابه اى است كه ابتدا سفيد بوده و بعد بعلت غليظ شدن قهوه اى ميگردد. اين شيرابه جراحات را التيام مى دهد و چنانچه با تجويز چشم پزشك از سرمه آن استفاده شود، قوه ى بينائى را تقويت كرده التهاب و ورم چشم را بر طرف مى نمايد. بهترين دستور استفاده از من آنست كه صد گرم از گياه ريشه دار بقطعات كوچك خرد كرده در يك ليتر آب جوش بمدت نيم ساعت دمكرده بعد با عسل شيرين كرده ، سه تا چهار فنجان از آنرا در روز در فواصل غذاها ميل نمايند. در داروسازى جديد دو تا چهار گرم عصاره روان مرا در نيم ليتر آب مخلوط كرده ، بدفعات در 24 ساعت مى نوشند. گونه بلند من كه در ارتفاعات البرز ميريد، اشتهاآور و تب بر بوده ، سرفه را بر طرف مى كند. من داراى چندين نوع ديگر هم مياشم كه در ايران روئيده نمى شود و بيشتر در اروپا در دامنه ى كوههاى آلپ و منطقه مديترانه بعمل ميايند.

اسم من ((آبنوس ))است !

من درختى هستم ازتيره ى پروانه داران كه در جزيره ى موريس ، هندوستان و ماداگاسكار، ميرويم . چوب من سياه سخت و قيمتى است ، و سنگينى آن بحدى است كه زير آب ميرود. درخت من شبيه درخت عناب و به بزرگى درخت گردو است ، و ميوه ى آن شبيه انگور زرد متمايل بسرخى شيرين و كمى گس بوده ، در اوايل پائيز ميرسد. برگ درخت من مانند برگ صنوبر و از آن عريضتر است . تخم و گل درخت من شبيه حنا ميباشد. چوب درخت من هنگام بريدن كمرنگ ميباشد، ولى چون آنرا مدتى در آب بياندازند سياه و براق ميگردد. چوب درخت من هنگام سوختن بوى خوش ميدهد و اين بهترين وسيله براى تشخيص نوع اصلى از انواع بدلى آن است . چنانچه چوب درخت مرا با آب بارهنگ سوده ببويند و قدرى از آنرا بر پيشانى بمالند، خون دماغ را بند مى آورد. سرمه خاك اره نرم من بعلت داشتن ويتامين (آ) براى درمان شب كورى بهترين دارو است ، و براى بسيارى از امراض چشم مانند ورم ملتحمه ، ناخنه ، چشم درد و آبريزش مفيد بوده و مژه را تقويت ميكند. پاشيدن خاك اره چوب من روى زخم خون را بند مى آورد، و باعث التيام جراحات ميشود. براى درمان سوختگى بهتر آنست كه ابتدا سفيده ى تخم مرغ بمالند، و بعد خاك اره ى مرا بپاشند تا از تاول زدن جلوگيرى كند.
آبنس هاى بدلى
علاوه بر نوع اصلى ، درختان ديگرى در تيره پروانه داران وجود دارد كه چوب آنها سياه و شبيه آبنوس است ، به آنها آبنوس دروغى ، ((شجره النحل )) و قصاص و قطيس ميگويند. بهترين راه تشخيص بوى بد آنها هنگام سوختن است . الوار آبنوس اصلى بيش از يك وجب نميشود، ولى بعضى از انواع بدلى وسعت بيشترى دارند.

من ((راج )) هستم !

فارسى من راج است ، ولى در اطراف رشت به من خج و خچ ، در آستارا هس ، در ديلمان خاس و خاش ، در شهسوار كنگه مى گويند. عربى من شرابه طيم و عود الخير است ميوه من به اندازه آلبالو و قرمز رنگ مى باشد و داراى سه تا پنج هسته است و طعم تندى دارد، از بافتهاى زير پوست من پس از سائيدن نوعى چسب به دست مى آيد كه مانند سريش است . برگهاى من هميشه سبز بوده ، و خزان نمى كنم . گلهاى درشت من به صورت مجتمع سفيد يا صورتى است . از مشخصات برگهاى من خاردار بودن و نك تيز آنهاست - برگ من داراى جوهر مازو (تانن )، كمى قند، صمغ و كمى موم است . برگهاى من به علت داشتن جوهر مازو يك ماده دارويى پيشاب آور، ملين ، مقوى و تب بر است و در معالجه تب و لرز تجويز مى شود. ميوه درخت من قى آور و مسهل است و چنانچه به وسيله اطفال بلع شود، خطرناك مى باشد. مقدار خوراك برگ من يك فنجان تا سه فنجان از دمكرده سى تا شصت در هزار است . گرد برگ خشك من به مقدار 4 تا 15 گرم بطور جوشانده يا محلول داده مى شود.
راج اربو
من نوعى راج هستم كه در فارسى به من بارانك مى گويند. درخت من خاردار بوده ، داراى گلهاى سفيد و قرمز است . ميوه من قرمز رنگ ، كوچك و تلخ است . من داراى گونه هاى زيادى هستم كه در سرتاسر جنگلهاى شمال و همچنين در اهر و ارسباران مى رويم و در طوالش به من ميانز مى گويند. ميوه درخت من داراى تانن ، مواد قندى و ترشيهاى مختلف است . از ميوه من براى معالجه اسهال ساده و خونى استفاده مى كنند. فرنگيها به آن سوربيه ضد اسهال خونى گويند (آنتى ديزانترى ).
ديو آلبالو
در اطراف كرج به من ديو آلبالو و در قوشخانه سوختال گويند. من در اطراف كرج ، پس قلعه ، ارتفاعات البرز و ارسباران مى رويم . قسمت مورد استفاده من ميوه من است كه عده اى آن را آلبالوى وحشى مى دانند. ميوه من ترش و كمى گس بوده ، و داراى تانن و ترشيهاى مختلف بوده ، ضد اسهال و ضد سرفه است . ايران مانند شيروان ، از گياه من براى تيزابى كردن كشمش ‍ استفاده ميكنند. گياه من بارتفاع 30 تا 50 سانتيمتر و گاهى بيشتر است . من داراى ساقه اى بند بند، بى كرك ، سخت و چوبى ميباشم . قسمت هاى هوائى گياه من داراى چند عامل داروئى است مهمترين آنها (آنابازين ) نام دارد كه پس از تركيب با جوهر گوگرد بصورت سولفات در آمده ، يكى از حشره كش هاى قوى ميباشد و از همين جهت است كه آنرا براى تيزابى كردن انگور و از بين بردن انگلهاى گياهى بكار ميبرند. در كشور روسيه و اتازونى از محلول 40
مواد عامله ى من بمنظور مبارزه با انگلهاى گياهى استفاده ميشود. ما از مطلعين شيروان و ساير شهرهائيكه از اين گياه جهت تيزابى كردن كشمكش استفاده ميكنند، تقاضا داريم اسامى محلى اين گياه را براى ما بنويسند.

گل رعنا زيبا

فارسى من گل رعناست ، در شيراز به من گل قحبه مى گويند، عربى من ((ورد الحماق )) است . گل من كمى بدبوست و در دسته گلهاى بدبو قرار دارد. در كتب قديم داروسازى ايران به نوع خوشبوى من هم اشاره شده است ، گل من مصرفى ندارد و بيشتر از ميوه من استفاده مى كنند كه قوى تر از ميوه گل سرخ است ، و ويتامين ((ث )) آن زياد است . خوردن 15 گرم در وسط گل من قرار دارند، خونريزى را بند مى آورد. در ايران انواع نسترن و نسرين زياد است ، و بطور كلى گلبرگ تمام آنها خوراكى است ((به استثنا گل رعنا)) و با آنها مربايى به نام گلقند مى سازند كه طرز تهيه آن را در گل سرخ شرح خواهيم داد. ميوه همه آنها به شرحى كه داده شد، قابل استفاده است و نبايد آنها را دور ريخت . مخصوصا ميوه نسترن وحشى كه در اطراف تهران به آن تيغ مى گويند، و اين همان شاخه هاى پر خار است كه پايه پيوند گلهاى زينتى مى باشد.

نسرين

عده اى مرا نسترن خوشبو مى دانند، ولى حقيقت چيز ديگرى است . من از خانواده گل نرگس مى باشم ولى گل من شبيه گل سرخ و از آن كوچكتر مى باشد و بيشتر به رنگ سفيد و مايل به زرد ديده مى شوند. گل من پرپر است ، عطر گل من فراتر از گل گلاب است و به همين جهت گلاب من بوئى ندارد. درختچه من هم شبيه درخت گل سرخ است ، ولى كوچكتر از آن مى باشد. من در جنگلها و نقاط مرطوب به حالت وحشى مى رويم ، و در مازندران فراوان مى باشم . طاقت من ، در برابر سرما زياد است ، بطورى كه در زمستان مى توانم زير برف باقى بمانم ، و در عطرسازى نيز از من مى توان استفاده كرد. به من نرگس زرد، گل عنبرين ، گل مشكين و در اصفهان مشگينچه گويند. عربى من ورد الصين است . بوئيدن گل من مقوى قلب و دماغ است ، و براى زكام و آبريزش بينى بسيار نافع بوده و از ابتلا به نزله جلوگيرى مى كند، و دماغ را باز كرده و گاهى توليد عطسه مى نمايد. اگر جوشانده گل مرا كه در روغن جوشيده باشد در گوش بچكانيد، چرك آن را از بين مى برم . و براى رفع صدا كردن گوش بسيار مفيد مى باشم . و ماليدن گل من بر دندان لثه را محكم و درد آن را ساكت مى كند. خوردن پنج گرم من سينه را پاك مى كند و ورم لثه ، گلو و لوزتين را از بين مى برد. مقوى معده و كبد بوده ، و از سكسكه قوى جلوگيرى مى كنم و درمان خوبى براى يرقان هستم . يك گرم و نيم گل من با شش گرم برگ من مسهل قوى است ، ((محمد بن زكرياى رازى )) طبيب عالى قدر ايرانى مى نويسد كه در خراسان ديدم گل نسترن را يك گرم و نيم تا پنج گرم مى دادند. مسهل و پيشاب آور خوبى بود، مرباى گل آن نيز مسهل خوبى است . ضماد گل نسرين مسقط دانه بواسير و دافع ورم مفاصل است . ضماد گل من با حنا جهت تقويت مو و ماليدن آن در حمام بر بدن ، بدبوئى عرق را از بين برده و آن را خوشبو مى نمايد. ماليدن گل من كك مك را از بين مى برد، و خوردن مرتب گل خشك شده من ، مانع سفيد شدن مو است و ((انطاكى )) براى جلوگيرى از سفيد شدن مو است همه روزه دو مثقال مرباى مرا بخورند. اين مربا چناچه گفته شد مسهل است .

اسم من ((نسترن )) است !

قسمت گوشتدار و ميوه سان من داراى مقدار زيادى ويتامين ((ث )) است . از رقت خون جلوگيرى مى كنم . ورمهاى كليوى را رفع مى كنم . خوردن تارهاى من كرم معده را دفع مى كند. اگر از جوشانده ريشه من استفاده كنيد رفع كننده مرض هارى هستم . اثرى آرامبخش دارم .


نسترن لولو بيضا دارد اندر مرسله

 

ارغوان لعل بدخشان دارد اندر گوشوار

فارسى من نسترن است ، به من نستر، نسترون و گاهى به غلط نسرين گويند. عربى من وردبرى است . به من گلاسكانه ، بنگل ، شجره العليق ، آيت مورنى و گلبك هم مى گويند. من يكى از انواع بيابانى گل سرخ مى باشم كه معمولا مرا پايه پيوند براى انواع گل سرخ قرار مى دهند. من انواع و اقسام رنگهاى سفيد، زرد، قرمز پرپر و كم پر دارم . گلهاى من به صورت منفرد و مجتمع هر دو ديده مى شود، ميوه من كوزه اى است كه پس از خشك شدن سخت شدن مى شود، و رنگ آن قهوه اى يا سرخ مى گردد. بوى آن ضعيف و طعم آن كمى شيرين است . قسمت گوشتدار ميوه من داراى ترشيهاى مختلف ، نظير ترشى سيب و جوهر ليمو است . مقدارى قند، مقدارى تانن و به مقدار زياد ويتامين ث دارد و به همين جهت ضد رقت خون ، قابض و پيشاب آور است و بيشتر براى معالجه اسهال مسلولين تجويز مى شود و براى مبتلايان به اخلاط خونى - ورم كليه و دردهاى كليوى كه نتيجه سنگ باشد توصيه شده است . جوشانده ميوه من به شرط آنكه بيشتر از ده دقيقه نجوشيده باشد، براى عوارض كمبود ويتامين ((ث )) به كار مى رود، و با قسمتهاى گوشتدار ميوه من كمپوت - مارمالاد و شيرينى درست مى كنند، تارهاى درون كوزه گل من مانند تارهاى كل سرخ عطسه آور بوده و خوردن آنها دافع كرم معده است . بر روى شاخه هاى بعضى از انواع من بر اثر گزش حشره اى مخصوص ، برجستگيهايى پيدا مى شود. اين برجستگيها مقوى بوده براى رفع عرق كردن مسلولين به كار مى رود و خوردن آنها باعث كم شدن آلبومين ادرار مى گردد. اثر آرامبخش نيز دارد. از جوشانده ريشه من سابقا براى معالجه مرض هارى استفاده مى شد، تارهاى گلبن من التيام دهنده جراحات است . اگر مقدارى براده آهن يا زاج سبز يا املاح ديگر آهن در پاى درخت من به عنوان كود بريزند، گلهاى من بيشتر و با دوام تر مى شوند و همچنين موقعى كه انواع رز را روى پايه من پيوند مى زنند براى آنها تركيبات آهن لازم است ، ولى گاهى در اثر دادن آهن ساقه هاى خود من هم رشد مى كند و در اينجا با باغبانان آن را كه معمولا تيغ مى گويند مى چينند تا گل پيوندى را ضعيف ننمايم .

عطر گل سرخ

همزمان با گرفتن گلاب در ايران قديم ، گرفتن عطر آن نيز به روش قديمى معمول گرديد، ولى تهيه اسانس گل سرخ در اروپا در قرن پانزدهم شروع شد. - بوى اين اسانس خيلى قوى است ولى پس از رقيق شدن مطبوع تر مى گردد - اسانس گل سرخ مصرف درمانى ندارد، ولى به علت داشتن بوى خوش در ساختن تركيبات آرايشى مخلوط مى گردد.

جلاب

جلاب با ضم جيم و تشديد لام ، يكى از شربت هاى قديمى است كه از ساخته هاى داروسازان سنتى ايران جهت تقويت قلب و درمان خفقان و توحش و ماليخوليا و امثال آنها ترتيب مى دادند و دستور ساختن آن چنين بود. يك من نبات سفيد با شكر را گرفته ، با سه من گلاب روى آتشى ملايم مى جوشاندند و كف آن را مى گرفتند تا ميزان آن به نصف برسد. بعد دو گرم زعفران را دركمى گلاب ساييده و در آن مى ريختند و بعد آن را در يك شيشه سر بسته ريخته نگاهدارى مى كردند و در موقع مصرف آن را با يكى از عرقهاى بيدمشك يا عرق كاسنى مخلوط كرده و در آن تخم شربتى ، يا تخم ريحان يا اسفرزه ريخته مى نوشيدند.

گلاب

چون كه گل رفت و گلستان شد خراب

 

بوى گل را از چه جوييم ، از گلاب

من آب مقطر گل گلاب مى باشم ، طبق مدارك موجود كه از منابع اروپايى در دست است ، نخستين ملتى كه مبتكر گرفتن گلاب بوده و اصولا قرع و انبيق را اختراع كرد و عمل تقطير مايعات و اسانس كشى را معمول داشت ، ملت ايران است . حكماى قديم يونان از صنعت گلابكشى و تقطير مايعات اطلاعى نداشتند، و تنها از عصاره مايع گلبرگهاى گل سرخ و جوشانده آن در روغن استفاده مى نموند و چون سهم اعظم علوم شيميايى امروز وابسته به تقطير است ، به همين جهت ايرانيان سهم بزرگى در راه پيشرفت اين علم دارند و ((جابر بن حيان صوفى )) را به حق پدر شيمى لقب داده اند. من از تقطير آبى كه گلبرگهاى گل سورى را در آن خيس كرده باشند به دست مى آيم . من با صفرا و بلغم هر دو مى جنگم ، من مقوى دماغ و دهانه معده هستم ، اگر مرا نيم گرم دم كرده بنوشيد بهترين درمان براى خونريزى سينه و گلو هستم ، و سينه را نرم مى كنم . عوارض نزله را از بين مى برم و درد معده و روده و دل پيچه را معالجه مى نمايم ، نوشيدن سرد من آتش دل را از بين مى برد و بدن را تقويت مى كند. بوئيدن من براى تقويت قلب و رفع غشى و بيهوشى و تقويت دماغ و حواس باطنى سود فراوان دارد. براى معالجه اشخاص گرمازده بهترين راه خورانيدن گلاب همراه با يخ است ، بقدرى كه توليد قى نموده صفرا را خارج نمايد. نوشيدن و بوئيدن من مسكن درد سر مى باشد، مخصوصا سر دردى كه در اثر استنشاق هواى كثيف و شنيدن جار و جنجال باشد، و به همين جهت مى توانيم بگوييم كه مقصود خاقانى از اين بيت از قصيده مداين :

از ناله جغد الحق ، ماييم به درد سر

 

از ديده گلابى كن درد سر ما بنشان

آب گل كه از آب و خاك درست مى شود، نيست بلكه مقصودش گلاب به ضم گاف مى باشد و شاعر ديگرى در مرزبان نامه چنين مى گويد:

گل در ميان كوزه بسى درد سر كشيد

 

تا بهر درد سر ما گلاب شد

براى گل كه از مخلوط آب و خاك به دست مى آيد چنين خاصيتى ذكر نشده است ، و تنها بوئيدن كاهگل خشك كه به آن آب زده باشند، براى به هوش ‍ آوردن مبتلايان به مرض غش و تقويت دل تجويز شده است .

گلنگبين - گلقند

از سرنوشت برگ گل تازه من با هم وزن آن عسل ، گلنگبين و با قند و با شكر گلقند به دست مى آيد و چنانچه برگ گل كمتر و شكر زيادتر باشد، آن را گل شكرى ناميده اند، گلنگبين و گلقند هر دو مقوى دماغ و معده مى باشد. خوردن گلنگبين بعد از غذا جهت سرد مزاجان و پيران و اشخاص فالج و مبتلايان به درد مفاصل و نقرس و سنگ كليه و سختى ادرار مفيد است و مخصوصا در زمستان خوردن آن منافع بيشترى دارد، گلقند جهت اشخاص ‍ گرم مزاج و جوانان و جلوگيرى از وسواس جنون سودمند است . شيخ الرئيس ابوعلى سينا در كتاب قانون در قسمت سل مى نويسد: بانويى مبتلا به مرض سل بوده و من او را با خوردن گلقند معالجه نمودم و او مدتى آن را به مقدار زياد بيش از آن مقدار كه من دستور داده بودم مى خورد، تا بكلى شفا يافت . مقدار خوراك آن تا چهار مثقال است .

اسم من ((گل سرخ )) است !

گل من مقوى روح ، نشاطآور، ضد عفونى كننده و مسهل خوبى است . چكاندن عصاره من در بينى ، سردرد را درمان مى كند. گلبرگهاى خشك شده من ، التيام دهنده زخم است . براى پايين آوردن تب مى توانيد از من استفاده كنيد. مسلولين ، مى توانند داروى درمان خويش را در گلبرگهاى من جستجو كنند. با اينكه اكثر گياهان براى توليد مثل داراى گلى مخصوص ‍ هستند، معذلك در فارسى و ادبيات وقتى صحبت از گل مى شود، مراد گل سرخ است كه به عربى آن را ((ورد الاحمر)) و به زبان فرنگى ((رز)) گويند. من همان گل درختى خوشبويى هستم كه در ادبيات فارسى همه جا مرا هم نشين خاريا بلبل دانسته و به علت فراوانى انواع من در ايران ، اين كشور با عظمت باستانى را كشور گل و بلبل لقب داده اند و با اينكه اسم من گل سرخ است معذالك گونه هاى مختلف من به رنگهاى گوناگون : سفيد، زرد، صورتى ، تا سرخ آتشين ديده مى شود، ولى هر قدر گل من سرخ ‌تر باشد، تانن آن بيشتر بوده ، و خواص دارويى آن بيشتر است . گل چاى كه داراى گلهاى نارنجى رنگ پرپر است ، نوعى از من مى باشد كه در اثر پيوند چند گونه به عمل آمده و وجه تسميه آن به گل چاى ، به مناسبت شباهت رنگ آن با گل بوته چاى مى باشد. گل خار گونه اى از من است كه رنگ گلبرگهاى آن سفيد بوده و بوى آن چندان مطبوع نيست و به آن گل سفيد هم مى گويند. گل دو آتشه گونه اى از من است كه به نام گل دو روى و گل دو رنگ معروف است . گل رشتى يكى از گونه هاى من است كه در چهار فصل سال گل مى دهد و گلهاى آن پرپر است و به آن گل هميشه بهار مى گويند، گل زرد يكى از گونه هاى من است كه رنگ گلبرگهاى آن زرد بوده ، اصل آن ايرانى است و بوى خوشى ندارد. اعراب به آن ((ورد الاصفر)) و ((وردمنتن )) گويند و مراد از زرد گل همين درخت گل است . گل سرخ فرنگى گلى است كه از پيوند چند گونه گل سرخ به عمل آمده و به آن گل سرخ پيوندى و گل سرخ حوحم مى گويند. گل سرخ صدپر گونه اى از من است كه اصل آن ايرانى است و داراى گلهاى پرپر بوده و يكى از زيباترين گلهاى سرخ است و اعراب به آن گل كثيره الورق گويند. گل گلاب يكى از خوشبوترين انواع من بوده و به آن گل سرخ عطرى ، گل محمدى ، و گل سورى هم مى گويند. گل دنبه همان گل سرخ سفيد ايرانى است . عربى من ((ورد الاحمر وعاظ)) است ولى عده اى گل را معرب كرده ((جل )) نوشته اند، بر روى ساقه هاى من دو نوع خار يكى خميده و نسبتا بزرگ ونك تيز و يك نوع خار كوچك ظريف وجود دارد. قسمت مورد استفاده من غنچه هاى رسيده ناشكفته بدون كاسه گل آن است ، چيدن غنچه هاى گل من بايستى موقعى باشد كه غنچه رسيده و در شرف باز شدن است . پس از چيدن ، گلبرگها را سوا كنيد و در سايه خشك كنيد و بعد آن را در شيشه سر بسته نگاهدارى نماييد و نگذاريد حشرات در روى آنها رخنه كرده و تخم گذارى كنند. بهترين گل سرخ آن است كه گلبرگ آن پس از خشك شدن كاملا قرمز بوده و طعم قابض ، بوى خوش آن و خاصيت ضد عفونى كننده ى آن است و به همين جهت براى مسلولين داروى ارزنده اى مى باشد. گلبرگهاى من براى درمان اسهالهاى مزمن ، رفع ترشحات زنانه ، اخلاط خونين و خونريزيهاى عادى تجويز مى شود... گل من مقوى روح ، نشاطآور، ضدعفونى كننده ، مسهل و مسكن صفرا و بلغم است و چون سى گرم گلبرگ تازه مرا بخورند، مسهل خوبى است ، و چنانچه گفته شد گلبرگهاى خشك شده قابض بوده و اين خاصيت در غنچه هاى آن زيادتر است . چكاندن عصاره آب من در بينى در درمان درد سر و درد گوش موثر است . بوئيدن گل من مقوى قلب و دماغ بوده و خوردن آن جهت قلب و ريه و معده ، جگر، كليه ، روده ها و رحم مفيد بوده و مخصوصا براى درمان خونريزى سينه نافع است . خوردن شش گرم آن تب را پايين مى آورد و براى درمان تب ربع مفيد است . پاشيدن گلبرگهاى خشك من روى زخم ، آنها را ضد عفونى كرده و التيام مى دهد. ضماد آن را جهت درمان زگيل و لكه هاى جلدى و روييدن گوشت تازه ù`2ي¨êûVاستعمال خارجى مى توان از جوشانده غليظ من جهت مضمضه و غرغره و شستن زخمها استفاده كرد.
براى شستشوى چشم بايستى از جوشانده من در آب مقطر استفاده كرد. ضماد برگ درخت گل سرخ جهت ورم نشيمنگاه مفيد مى باشد.

من ((هليله )) هستم !

فارسى من هليله است ، اعراب آنرا معرب كرده اهليج گويند. من داراى انواع و اقسام به نامهاى هليله زرد، هليله سياه ، هليله كابلى و هليله چينى هستم . هليله كابلى محصول هندوستان است و چون سابقا آن را از راه كابل به ايران آورده اند، به كابلى معروف شده است . ميوه انواع ما موقعى كه تازه است ، بيضى يا گلابى شكل است كه پس از خشك شدن سخت و ناهموار مى گردد و داراى مواد صمغى ، تانن فراوان و مواد خلطآور و چند نوع قند است . در كتاب طب الائمه از قول حضرت رضا روايت كرده اند كه روزى جمعى از پزشكان در محضر ايشان از خواص چندين دارو توصيف مى كردند، آنحضرت فرمودند كه شما از اين ادويه تعريف مى كنيد، ولى نمى دانم چرا هليله و رازيانه را فراموش كرده ايد؟ هر كس در روز يك هليله كابلى را در دهان گذاشته و بمكده ، موى سر او سياه نشود... اين خاصيت در انواع ديگر ما هليله ها نيز موجود است ، انواع ما هليله ها براى تقويت معده ، حافظه ، ذهن و حواس ظاهرى و باطنى مفيد ميباشند براى سردرد، ماليخوليا و رفع وسواس و امراض روحى سود فراوان داريم . استعمال ما در موقع داشتن تب چه از راه خوردن و چه از راه تنقيه جايز نيست . براى رفع نسيان دارويى موثرتر از هليله كابلى نمى باشد. هليله پرورده و مرباى هليله مقوى كبد و حواس پنجگانه است ، و پاشيدن سوخته هليله خون بواسير را بند مى آورد، و براى تقويت دندان و لثه مجرب است . خوردن خيسانده و جوشانده من بهتر از جرم من است . سابقا مرا براى معالجه جذام هم تجويز مى كردند و با اينكه خوردن و تنقيه جوشانده مرا براى كسانى كه تب دارند منع كرده اند، در مورد سرسام (مننژيت ) افزودن آن را به تنقيه تجويز نموده اند. مقدار خوراك من دو مثقال و در جوشانده تا هفت مثقال است .

اسم من ((بابا آدم )) است !

ريشه ام تصفيه كننده خون است . براى درمان نقرس و رماتيسم اثر فراوان دارم . بيماريهاى پوستى را شفا ميدهم . اگر به دندان درد مبتلا شديد از من استفاده كنيد. آنان كه با چاقى مبارزه مى كنند هيچ داروئى را بهتر از من نخواهند جست . اثرى معجزه آسا براى فرو نشاندن دانه هاى مخملك و سرخك دارم . فارسى من گياه بابا آدم است . اعراب به من راءس الجامه مى گويند، ولى در كتاب طبى قديم از من به نامهاى آراقيطون ، ارقيطون كه معرب آرگيتوم است ياد شده است . من همان گياهى هستم كه داراى برگهاى بزرگ و پهن بوده و به موجب يك افسانه قديمى حضرت آدم و حوا پس از آنكه به زمين آمدند، از برگ من براى پوشاندن و ستر عورت خود استفاده كردند. ميوه من به صورت فندقه است ، و داراى سه تا چهار سطح مشخص است . گلهاى من بدون واسطه دمبرگ روى نهنج مشتركى به تعداد سى تا پنجاه گل محصور در تارهاى ابريشمى است ، و رنگ آنها ارغوانى مى باشد. در بالاى ميوه من كه به رنگ خاكسترى يا حنايى است ، دسته اى از تارهاى ابريشمى كوتاه به رنگ سفيد يا زرد ديده مى شود. من در اطراف تهران در نواحى البرز، راه چالوس و كوههاى هراز، ولى آباد، رودبار - زير درختان زيتون ، تفرش و كوههاى خراسان و كرمان مى رويم ، در اروپا به علت مصرف زيادى كه ريشه من در صنعت داروسازى پيدا كرده است ، مرا مى كارند، ولى در ايران خودرو هستم . ريشه من داراى اينولين - يك ماده رزينى و چند عامل داروئى - است . از ريشه خشك شده من متجاوز از پنجاه تا هفتاد در صد اينولين مى گيرند و بعلاوه داراى املاح كربنات دوپتاس و كربنات دو سود هستم . برگهاى من داراى اكسيدازهاى فعال و ميوه من داراى هشت درصد روغنى است كه زود خشك مى شود و براى نقاشى مناسب است . ريشه من تصفيه كننده خون ، پيشاب آور و معرق است و از قديم براى درمان نقرس ، رماتيسم و امراض جلدى تجويز شده ، واخيرا براى معالجه سفليس به كار برده مى شود. ريشه من براى درمان چاقى ، ورم عمومى بدن كه در اثر خرابى كليه و سنگ مثانه مى باشد مفيد است براى بيماريهاى پوستى و جوش غرور جوانى نافع است . براى تبهاى دانه اى مانند سرخك و مخملك سبب آسان شدن بروز دانه ها مى گردد. مضمضه جوشانده بيخ من مسكن درد دندان است ، و لثه را محكم مى كند و جهت امراض دهان ، دندان و سينه مفيد بوده ، و از خونريزى جلوگيرى مى كند. براى درد مفاصل ، عرق النساء و ترك پوست و زخم سر انگشتان كه به علت شدت سرما به رسيده باشد سودمند است و همچنين براى سوختگى آتش و زخمهاى بيخ ناخن مفيد است و روى هم رفته براى معالجه زخمهاى مزمن - اولسرزانو - التهابات مخاط دهان و گلو و آب آوردن انساج منافع شايان دارد. براى معالجه جرب و اگزماى خشك مى توان از ريشه تازه له شده يا جوشانده غليظ آن استفاده كرد. ماليدن جوشانده غليظ ريشه من برروى موى سر مقوى مو بوده ، و از ريزش آن جلوگيرى مى كند. مخصوصا اگر صد گرم آن را با صد گرم ريشه گزنه در نيم ليتر آب بجوشانند، ضماد ريشه من مسكن درد مفاصل و التهاب بواسير است . ريشه من بهترين پادزهر مار و ساير حشرات گزنده است ، و براى اين كار مى توان از ضماد له شده ريشه من استفاده كرد. نوشيدن جوشانده يا دمكرده برگ من براى پايين آوردن قند خون اثر فورى دارد. اثر ريشه و برگ تازه من در معالجات بهتر از خشك شده آنهاست . براى تصفيه خون معمولا سى گرم ريشه مرا با سى گرم ريشه شيرين بيان و سى گرم تاجريزى در يك ليتر آب به مدت بيست دقيقه جوشانده ، نصف آن را در روز به بيمار بدهيد. در دامپزشكى از جوشانده پنجاه در هزار من براى معالجه جرب و ريزش مو و خارش بدن سگها استفاده مى كنند. براى معالجه سرفه گوسفندان ريشه مرا قطعه قطعه كرده وارد غذاى آنها مى نمايند.

1. چگونه می توان در ویژوال بیسیک فرمی ساخت که Always on Tpo (یعنی همیشه روی همه ی فرم ها قرار بگیره)

1. چگونه می توان در ویژوال بیسیک فرمی ساخت که Always on Tpo (یعنی همیشه روی همه ی فرم ها قرار بگیره) باشد ؟


Option Explicit
Const SWP_NOMOVE = 2
Const SWP_NOSIZE = 1
Const FLAGS = SWP_NOMOVE Or SWP_NOSIZE
Const HWND_TOPMOST = -1
Const HWND_NOTOPMOST = -2
Private Declare Function SetWindowPos Lib "user32" _
(ByVal hwnd As Long, _
ByVal hWndInsertAfter As Long, _
ByVal x As Long, _
ByVal y As Long, _
ByVal cx As Long, _
ByVal cy As Long, _
ByVal wFlags As Long) As Long
'
'
Private Function SetTopMostWindow(hwnd As Long, Topmost As Boolean) _
As Long
          If Topmost = True Then 'Make the window topmost
             SetTopMostWindow = SetWindowPos(hwnd, HWND_TOPMOST, 0, 0, 0, 0, FLAGS)
         Else
              SetTopMostWindow = SetWindowPos(hwnd, HWND_NOTOPMOST, 0, 0, 0, 0, FLAGS)
             SetTopMostWindow = False
         End If
End Function


Private Sub Form_Load()
    Dim lR As Long
    lR = SetTopMostWindow(Form1.hwnd, True)
    'For inactive always on top Properties : lR = SetTopMostWindow(Form1.hwnd, False)
End Sub

منبع

http://vb.blogfa.com/

چگونه از اجراي مجدد يک برنامه در ويژوال بيسيک جلوگيري شود ؟

خوب با استفاده از تيکه کد زير در فرم اصلي برنامه تان مي توانيد از اجراي مجدد (Duplicate) برنامه جلوگيري کنيد

Private Sub Form_Load()
    If App.PrevInstance = True Then
       Dim Result As Integer
       Result = MsgBox("
برنامه در حال اجراست", vbInformation, "Warnnig")
       Unload Me
    End If 
End Sub

منبع

http://vb.blogfa.com/

ایجاد فرم هایی به شکل دایره و بیضی(vb)

Private Declare Function SendMessage Lib "USER32" Alias "SendMessageA" (ByVal hWnd As Long, ByVal wMsg As Long, ByVal wParam As Long, lParam As Any) As Long
Private Declare Function ReleaseCapture Lib "USER32" () As Long
Private Declare Function CreateEllipticRgn Lib "gdi32" _
(ByVal X1 As Long, ByVal Y1 As Long, ByVal X2 As Long, _
ByVal Y2 As Long) As Long
Private Declare Function SetWindowRgn Lib "USER32" _
(ByVal hWnd As Long, ByVal hRgn As Long, _
ByVal bRedraw As Boolean) As Long

خوب اکنون کد زیر را در رویداد (Event) مربوط به لحظه ای که کلید موس را بروی فرم فشردیم قرار می دهیم تا بتوانیم با فشردن موس در هر جای فرم به راحتی آن را جابجا کنیم .


Private Sub Form_MouseDown(Button As Integer, Shift As Integer, X As Single, Y As Single)
   MousePointer = 15
   Call ReleaseCapture
   Call SendMessage(hWnd, &HA1, 2, 0&)
   MousePointer = 1
End Sub

حال تابع SetWindowRgn را مقدار دهی میکنیم . ( این قطعه کد را در رویداد Form_Load بنویسید ) :

   SetWindowRgn hWnd, CreateEllipticRgn(0, 0, 200, 200), True

مثلا مقادیر 200 و 200 شکل فرم بصورت دایره در می آید برای شکل بیضی شما میتوانید این مقادیر را 200 و 300 اختیار کنید .( بهتر است که خاصیت boarderStyle را 0-None در نظر بگیرید)

منبع

http://vb.blogfa.com/

چگونه می توانیم دستورات Dos را از طریق ویژوال بیسیک اجرا کنیم ؟

چگونه می توانیم دستورات Dos را از طریق ویژوال بیسیک اجرا کنیم ؟

ابتدا Command Prompt را فراخوانی می کنیم , خوب برای فراخوانی از تابع Shell استفاده میکنیم که قبلا در مورد این تابع توضیح داده ام :

Shell "cmd.exe"

:: اکنون یک شیء ایجاد می کنیم تا بتوانیم از طیق آن به هسته Dos دسترسی داشته باشیم :

Dim WinShell
Set WinShell = CreateObject("Wscript.shell")

خوب حالا می توانید به راحتی هر دستوری که دارید میتوانید اجرا کنید در آخر هم دستور تابع Sendkeys کلید Enter را اجرا کرده و دستور اجرا میشود:

WinShell.SendKeys " Dos دستور مورد نظر برای اجرا در "
WinShell.SendKeys "{ENTER}"

به مثاهای زیر توجه کنید که به ترتیب اولی برای ایجاد پوشه ای به نام Visual Basic در درایو C و دستور دوم برای نمایش پوشه های موجود در درایو C و دستور سوم برای Format فلاپی دیسک می باشد .

'For Create Folder With Dos Prompt :
WinShell.SendKeys "MD C:\Visual" & " Basic"
WinShell.SendKeys "{ENTER}"

'For Showing C Directory :
WinShell.SendKeys "Dir C:\"
WinShell.SendKeys "{ENTER}"

'For Format Floppy Disk Of Dos :
WinShell.SendKeys "format A:"
WinShell.SendKeys "{ENTER}"

منبع

http://vb.blogfa.com/

طراحی Splash Screen

امروز می خواهم چگونگی ساخت یک Splash Screen برای برنامه هایی که مینویسیم را براتون شرح بدم . خوب باز هم باید توابع مورد نیاز را فراخوانی کرده و همچنین ثوایت مورد نیاز را تعریف کنیم

Const LWA_COLORKEY = &H1
Const LWA_ALPHA =
&H2
Const GWL_EXSTYLE = (-20)
Const WS_EX_LAYERED =
&H80000
Private Declare Function GetWindowLong Lib "user32" Alias _
"GetWindowLongA" (ByVal hWnd As Long, ByVal nIndex As Long) As
Long
Private
Declare Function SetWindowLong Lib "user32" Alias _
"SetWindowLongA" (ByVal hWnd As Long, ByVal nIndex As Long, ByVal _
dwNewLong As Long) As
Long
Private
Declare Function SetLayeredWindowAttributes Lib _
"user32" (ByVal hWnd As Long, ByVal crKey As Long, ByVal bAlpha _
As Byte, ByVal dwFlags As Long) As
Long

نوع نمایش این Splash Screen به گونه ای است که میزان شفافیت فرم آن از 0 به 255 رسیده و دوباره کاهش یافته به صفر می رسد (یا بعبارت دیگر از حالت نامرئی به شفافیت کامل رسیده و دوباره از شفافیت آن کاسته شده و نامرئی می شود ) . خوب تنها Control که برای این برنامه نیاز داریمTimer می باشد . کدی که در Form_Load می بینید باعث می شود که فرم در ابتدای امر نامرئی باشد چون مقدار bAlfa آنرا 0 داده ام


Private Sub Form_Load()
    
    Dim Ret As
Long
    
'Set the window style to 'Layered'
    Ret = GetWindowLong(Me.hWnd, GWL_EXSTYLE)
    Ret = Ret Or WS_EX_LAYERED
    SetWindowLong Me.hWnd, GWL_EXSTYLE, Ret

   'SetLayeredWindowAttributes Me.hWnd,0,(0-255),LWA_ALPHA
    SetLayeredWindowAttributes Me.hWnd,0,0,LWA_ALPHA

    Timer1.interval = 1
    End
    
End Sub

در مرحله بعد برای اینکه فرم از حالت نامرئی به مرئی برسد (یعنی مقدار آن از 0 به 255 برسد) یک حلقه For نوشتم . حال برای اینکه فرم دوباره از حالت مرئی به نامرئی برشد یک حلقه For دیگر با گام افزایش -1 نوشتم تا مقدار آنرا کاهش دهد .

Private Sub Timer1_Timer()
 
     For i = 1 To
255
       SetLayeredWindowAttributes Me.hWnd,0,CByte(i),LWA_ALPHA
     Next i

     For i = 255 To 1 Step -
1
       SetLayeredWindowAttributes Me.hWnd,0,CByte(i),LWA_ALPHA
     Next i
     
     Timer1.Enabled =
False
  
End Sub

(*) یک نکته : این برنامه در سیستم عاملهای windows 2000 به بعد قابل اجراست , زیرا توابع مورد استفاده در این برنامه در ویندوزهای 98 و 95 وجود ندارد .

منبع

طراحی Splash Screen

مقاله (چرا باید ورزش کنیم؟)

● آیا می خواهید با این تغییرات مقابله كنید؟
یك راه مطمئن برای كنترل و به تاخیر انداختن عوارض پیری ورزش منظم است.
▪ به نكات زیر توجه نمایید:
ـ فعالیت و ورزش منظم در طول عمر، به خصوص سنین بالا عامل حفظ و حتی تقویت ظرفیت های قلبی، ریوی، عصبی و اسكلتی است.
ـ با فعالیت فیزیكی می توان مرگ و میر ناشی از بیماری های عروقی قلب، سرطان روده بزرگ و افزایش قند خون بزرگسالی را كاهش داد.
ـ فعالیت فیزیكی در كنترل چاقی، كلسترول بالا و فشار خون موثر است.
ـ ورزش یكی از عوامل مهم برای قرار گرفتن كلسیم در داخل استخوان و محكم شدن استخوان ها است.
ـ ورزش از افسردگی های دوران پیری جلوگیری می كند.
فواید زودرس ورزش، شامل بهبود تعادل و هماهنگی، افزایش قدرت عضلانی ، افزایش انعطاف پذیری و متابولیسم هوازی بدن است.
پس اگر می خواهید:
كمتر به اطرافیان وابسته باشید،
كارهای مورد علاقه تان را انجام دهید،
زندگی شاداب داشته باشید وهزینه كمتری را صرف درمان كنید همراه با ما ورزش كنید.
همهٔ ما، از كودكی تا سالمندی در هر سطحی از سلامتی به ورزش نیاز داریم.
اگر دلایلی برای منع فعالیت فیزیكی وجود داشته باشد، مطمئناً افزایش سن و ضعف جسمانی جزو آنها نیست. امروزه حتی برنامه های ورزشی خاصی برای افرادی كه به بیماری هایی نظیر نارسایی قلبی- عروقی، فشارخون بالا، افزایش قند خون ، پوكی استخوان، افسردگی ، سرطان دستگاه گوارش و چاقی مزمن مبتلا هستند، طراحی و آموزش داده می شود.
تمریناتی كه آموزش داده می شود برای افراد سالم است. بنابراین لازم است پس از مشورت با پزشك، تمرینات ورزشی را آغاز كنید. اگر سال هاست كه ورزش نكرده و بی تحرك بوده اید باید تمرینات ورزشی را با تعداد كم و طول مدت كوتاه آغاز كنید.
ما در اینجا از هریك از انواع حركات ورزشی، مثال های ساده ای كه نیاز به وسایل خاص نداشته و بدون صرف هزینه قابل انجام است را به شما نشان می دهیم.
شما می توانید با آموختن این تمرین ها، حتی كارهای روزانهٔ خود را به صورت ورزش در آورید.
حتی افراد بسیار ضعیف و ناتوان نیز می توانند با فعالیت های فیزیكی مناسب سلامتی شان را به دست بیاورند و به دیگران وابسته نباشند.
پس بیایید ورزش و فعالیت های بدنی را به عنوان بخشی از زندگی روزمرهٔ خود قرار دهیم.به یاد داشته باشیم ورزش زمانی مفیدخواهد بود كه به طورمنظم انجام شود.
ورزش میزان اكسیژن در ریه و قلب را افزایش می دهد.
● چه نوع ورزش هایی مفید هستند؟
▪ انواع تمرینات ورزشی
انجام شش نوع تمرینات ورزشی برای شما مفید است. تمرینات گرم كننده، تمرینات استقامتی (هوازی)، تمرینات انعطاف پذیری، تمرینات حفظ تعادل ، تمرینات قدرتی و تمرینات انقباضی ایستا.
ورزش
الف) تمرینات گرم كننده :
تمرینات سادهٔ كششی هستند كه با انجام آن بدن شما برای انجام سایر تمرینات آماده می شود. به خصوص قبل ازانجام تمرینات انعطاف پذیری و تمرینات قدرتی باید حتماً حركات گرم كننده را انجام دهید.
قبل از انجام هر حركت یك نفس عمیق بكشید.
۱) بایستید و دست ها را روی شانه بگذارید. در حالی كه به روبرو نگاه می كنید، شانه ها را به سمت عقب بكشید. از یك تا شش بشمارید. به حالت اول برگردید.
۲ـ) بایستید دست ها را روی شانه بگذارید. در حالی كه به روبرو نگاه می كنید، شانه ها را به سمت جلو بكشید از یك تا شش بشمارید. به حالت اول برگردید.
ورزش موجب كاهش توده های چربی در بدن می شود.
۳) در حالی كه دست ها در كنار بدن آویزان است، هر دو شانه را بالا ببرید . از یك تا شش بشمارید. به حالت اول برگردید.
۴) دست راست را به سمت بالا ببرید. مثل اینكه می خواهید دستتان را به سقف بزنید. به حالت اول برگردید. این حركت را با دست چپ تكرار كنید. ۴ تا ۸ بار این حركت را تكرار كنید.
۵) در حالی كه دست ها در كنار بدن آویزان است،بیایستید. هر دو دست را به سمت جلو بیاورید. انگشتان دست را در هم فرو كنید. دقت كنیدكه كف دست ها رو به جلو وآرنج ها صاف باشند. از یك تا شش بشمارید. به حالت اول برگردید.همهٔ ما پیر می شویم، اما می توانیم سالم پیر شویم.
۶) دست ها را روی شانه بگذارید. شانه ها را از عقب به سمت جلو به صورت نیم دایره بچرخانید. در طی این حركت آرنج ها خود به خود از پهلو به جلو می آیند. سعی كنید حركت به آرامی و با كنترل انجام شود. این حركت را ۳ تا ۵ بار تكرار كنید.
۷) در ادامه حركت قبل، شانه ها را از جلو به سمت عقب به صورت نیم دایره بچرخانید. در طی این حركت آرنج ها خود بخود از جلو به پهلو می روند. سعی كنید حركت به آرامی و با كنترل انجام شود. این حركت را ۳ تا ۵ بار تكرار كنید.حركات ۱ تا ۷ را می توان در حالت نشسته بر روی صندلی یا روی زمین هم انجام داد.طوری ورزش كنید كه نفس كم نیاورید.
۸) پشت به دیوار بایستید. به آرامی به سمت راست بچرخید و سعی كنید كف دست چپ را به دیوار برسانید. به حالت عادی برگردید. این حركت را به سمت چپ نیز انجام دهید. این حركت را ۳ تا۵ بار تكرار كنید.
۹) پشت یك صندلی بایستید. پشتی صندلی را با دو دست بگیرید. پای راست را جلو و پای چپ را به اندازهٔ یك گام، عقب قرار دهید. زانوی پای راست را خم كنید. در حالی كه زانوی پای چپ صاف و كف پای چپ روی زمین است. پنجه پاها باید رو به جلو باشد. (اگر حركت را درست انجام دهید در پشت ساق پای چپ احساس كشش می كنید)از یك تا شش بشمارید. به حالت عادی برگردید. این حركت را در حالتی كه پای چپ جلو و پای راست عقب است تكرار كنید.ورزش موجب استحكام استخوان ها می شود.
۱۰) دو دقیقه درجا راه بروید. پاها را بالا بیاورید و دست ها را آزادانه حركت دهید مثل رژه رفتن. برای انجام این حركت بهتر است كفش ورزشی بپوشید و یا اینكه زیر پایتان یك چیز نرم مثلاً چند لایه پتو یا یك تشك باشد.
ب) تمرینات استقامتی (هوازی)
روازنه چقدر را ه می روید؟
آیا بالا رفتن از پله برای شما دشوار است؟
آیا می توانید برای خرید از خانه بیرون بروید؟
تمرینات استقامتی در این موارد به شما كمك می كند. این تمرینات موجب افزایش تعداد ضربان قلب و تنفس می شوندو مصرف اكسیژن در طی این حركات افزایش می یابد. در نتیجه كارایی قلب، ریه ها و سیستم گردش خون افزایش می یابد و توانایی شما را در انجام كارهای روزانه بیشتر می كند.
این تمرینات شامل ورزش هایی مثل پیاده روی ، دویدن، دوچرخه سواری، شنا و كوهنوردی است. در اینجا پیاده روی را كه یكی از ساده ترین و مناسب ترین ورزش ها است، شرح می دهیم.ورزش ایجاد شادابی و رضایت می كند.
پیاده روی در خارج از منزل، خصوصاً اگر با هم سن و سالان باشد، سبب جلوگیری از انزواطلبی و افسردگی خواهد شد.
شما با یك برنامهٔ پیاده روی كه به آرامی شروع شده و به طور تدریجی سرعت و مسافت آن افزایش یافته است، پس از مدتی می توانید توانایی های تنفسی خود را به حد یك فرد جوان برسانید. بهتــر است قبــل از شروع پیاده روی با حركـــات كششی عضلات خود را گرم كنید. سپس برای مدت۱۰ تا ۱۵دقیقه پیاده روی كنید. مدت پیاده روی را به تدریج افزایش دهید، تا حداكثر به یك ساعت در روز برسد. بهتراست پیاده روی را در دو نوبت صبح و عصر و هربار ۳۰ دقیقه انجام دهید.اگر توانایی انجام ۳۰ دقیقه پیاده روی مداوم را ندارید می توانید به جای آن ۳ پیاده روی ۱۰ دقیقه ای داشته باشید. برای پیاده روی مسیری هموار و با هوای تمیز انتخاب كنید.یك بطری آب همراه خود داشته باشید.
▪ برای انجام پیاده روی نكات زیر را رعایت كنید:
۱) كفش های راحت، كاملاً اندازه و بنددار بپوشید ، كه پا را در خود نگهدارد و مانع تاثیر ضربه به پا شود. همچنین جوراب های ضخیم نخی كه عرق پا را جذب وپاها را حفظ كند بپوشید.
۲) لباس های راحت، سبك و متناسب با دمای هوا بپوشید. در تابستان لباس های با رنگ روشن بپوشید. و در زمستان به جای یك لباس ضخیم، چند لباس نازكتر بپوشیدتا بتوانید به تدریج با گرم شدن بدن در حین پیاده روی، لباس های خود را كم كنید.
۳) پیاده روی را با سرعت كم شروع كنید.
۴) دریك وضعیت متعادل و راحت راه بروید. سر را بالا نگهدارید، به جلو نگاه كنید نه به زمین. در هر قدم بازوها را آزادانه در كنار بدن حركت دهید. بدن را كمی به جلو متمایل كنید. گام برداشتن را از مفصل ران و با گام بلند انجام دهید. روی پاشنه فرود آمده و با یك حركت نرم به جلو بروید. از برداشتن گام های خیلی بلند خودداری كنید.ورزش در هوای آلوده مضر است.
۵) راه رفتن را درصورت امكان بدون توقف انجام دهید. ایستادن مكرر و شروع مجدد پیاده روی مانــع تاثیرات مثبت آن می شود.
۶) در حین راه رفتن نفس های عمیق بكشید. با یك نفس عمیق از طریق بینی و با دهان بسته ریه ها را از هوا پركنید و سپس هوا را از دهان خارج كنید.
۷) سعی كنید زمان خاصی از هر روز را برای پیاده روی در نظر بگیرید كه خسته و یا گرسنه نباشید و در صورت امكان با دوستانتان پیاده روی كنید.
۸) اگردر سربالایی یا سراشیبی قدم می زنید، بــدن را به سمت جلــو متمایل كنیدوبرای حفظ تعادل ، قدم های كوتاه تری بردارید.
۹) مدت زمان پیاده روی و مسافتی كه طی كرده اید را هر روز در تقویم خود یاد داشت كنید. هفته ای یك بار مدت زمان پیاده روی را افزایش دهید.
۱۰) در اواخر پیاده روی به تدریج قدم های خود را آهسته تر كنید. می توانید حركات انعطاف پذیری را نیز انجام دهید و با این كار كم كم بدن خود را سرد كنید.
۱۱) اگر در حین پیاده روی دچار درد قفسه سینه، تنگی نفس و یا پا درد شدید فوراً استراحت كنید و با پزشك مشورت نمایید.پیاده روی به علت تحریك ماهیچه ها واستخوان ها سبب افزایش قدرت عضلانی و استخــوانی می شود.زمانی كه خسته یا گرسنه هستید ورزش نكنید.
ج) تمرینات انعطاف پذیری
▪ آیا خم شدن و پوشیدن جوراب و كفش برای شما سخت است؟
▪ آیا به سختی پشت سر خود را شانه می كنید؟
▪ آیا برداشتن اشیا از داخل قفسه برای شما مشكل است؟
سوالات بالا نمونه ای از مشكلات در انجام فعالیت های روزانه است. بسیاری از این فعالیت ها به دلیل خشكی و كم شدن حركت مفصل ممكن است به سختی انجام شود. تمرینات انعطاف پذیری در این موارد كمك كننده است. این تمرینات با ایجاد كشش در عضلات و نسج نرم اطرف مفاصل، حركت مفصل را راحت تر می كند و موجب آسانتر شدن حركات اندام ها و تنه می شود. این حركات به حفظ تعادل نیز كمك می كند.
دقت كنید اگر به تازگی دچار شكستگی استخوان، كشیدگی عضله یا پیچ خوردگی مفصل شده اید و یا هر مشكل دیگری در مفاصل و استخوان ها دارید از انجام این تمرینات خودداری كرده و به پزشك مراجعه كنید.
▪ برای انجام تمرینات انعطاف پذیری نكات زیر را رعایت كنید:
۱) قبل از انجام تمرینات انعطاف پذیری با حركات گرم كننده خود را گرم كنید. انجام حركات انعطاف پذیری بدون گرم كردن بدن باعث آسیب عضلات و مفاصل خواهد شد.
۲) به آرامی و در یك وضعیت راحت حركت را شروع كنید.
۳) حركت را به آهستگی انجام دهید. از انجام حركت سریع یا پرتابی اكیداً خودداری كنید؛ زیرا حركت سریع ممكن است باعث
سفتی و دردناك شدن عضلات و محدودیت حركت مفصل شود.
۴) در پایان هر وضعیت ۱۰ تا ۲۰ ثانیه به همان حالت باقی بمانید.
۵) حركت را به نحوی انجام دهید كه احساس كشش یا فشار ملایم در مفاصل داشته باشید، نباید حركت درحدی باشد كه ایجاد درددر
مفصل نماید.
۶) به آهستگی به حالت عادی برگردید.
۷) هر حركت را سه بار تكرار كنید.
تاثیر حركات انعطاف پذیری وقتی بیشتر می شود كه بدن ابتدا با سایر ورزش ها گرم شده باشد. بطور منظم ورزش كنید.

▪ نمونه هایی از تمرینات انعطاف پذیری:
۱) برای تقویت حركت شانه، بایستید و حوله ای كه طول مناسبی داشته باشد را با یك دست بگیرید. سپس با بالا بردن دست، طرف آزاد حوله را به پشت بیاندازید. با دست دیگر سر آزاد حوله را از پشت بگیرید، به نحوی كه كشیدگی در عضلات كتف و ساعد را حس كنید. از یك تا ده بشمارید. سپس دست ها را رها كنید. حركت را با عوض كردن دست ها یك بار دیگر انجام دهید.
دقت كنید حوله در حدی بلند باشد كه فقط احساس كشش ملایم داشته باشید.
۲) برای تقویت حركت زانو، در حالت نشسته پاهای خود را دراز كنید. پشتتان صاف باشد. دست های خود را به سمت انگشتان پا بكشیــد. اگر حركت را درست انجــام دهید، در زیر ساق و ران احساس كشش می كنید. از یك تا ده بشمارید. سپس به آرامی به وضعیت شروع برگردید. این حركت را در حالت نشسته روی صندلی نیز می توانید انجام دهید.اگر انجام این حركت سخت بود می توانید یك زانو را كمی خم كنید.بلافاصله پس از خوردن غذا ورزش نكنید.
۳) برای راحت تر شدن حركت مفصل ران در كنار یك صندلی صاف بایستید. پشتی صندلی را با یك دست بگیرید. و سپس یك پا را عقب ببرید؛ به نحوی كه در قسمت ران این پا، كشش را حس كنید. از یك تا ده بشمارید. این حركت را با پای دیگر هم انجام دهید.
۴) برای راحت تــر شدن حركت تنه و شانه ها روی صندلی بنشینید. یك پا را روی پای دیگر بگذارید. دست ها را بر روی شانه ها بگذارید؛ به طوری كه بازو در امتدادشانه باشد. سر و شانه ها را به سمت راست بچرخانید. از یك تا ده بشمارید. سپس به آهستگی به حالت عادی برگردید. حركت را برای سمت چپ تكرار كنید.
حركات انعطاف پذیری را در مواقعی كه عضلات شما گرم است، مثلاً پس از تمرینات گرم كننده و یا پیاده روی می توانید انجام دهید. همچنین زمانی كه در حمام هستید و بدن شما به دلیل گرمای آب، گرم شده است، فرصت خوبی برای انجام این حركات است. البته به لغزنده بودن كف حمام و رعایت نكات ایمنی توجه كنید.ورزش سرعت عكس العمل را افزایش می دهد.
د) تمرینات تعادلی
▪ آیا به راحتی از زمین بلند می شوید؟
▪ آیا تا به حال دچار لغزش پا شده اید؟
▪ آیا تا به حال پس از لغزیدن پا به زمین افتاده اید؟
بهتر است بدانیم كه « افتادن» شایع ترین حادثه در بین سالمندان است و معمولاً باعث شكستگی استخوان ران و لگن می شود كه مشكلات بسیاری از جمله ناتوانی و محدودیت حركت را به دنبال دارد.
تمرینات تعادلی از طریق تقویت عضلات خصوصاً عضلات پاها باعث می شود كه بتوانیم هنگام لغزیدن، تعادل خود را حفظ كنیم. بنابراین از افتادن و زمین خوردن پیشگیری می كند.
برای انجام تمرینات تعادلی در كنار دیوار و یا یك میز یا صندلی كه بتواند وزن شما را تحمل كند بایستید تا در صورت از دست دادن تعادل بتوانید به آنها تكیه كنید.
▪ نمونه تمرینات تعادلی
۱) كنار دیوار بایستید، روی پنجه پا بلند شوید. از یك تا هشت بشمارید. آنگاه روی پاشنه های خود روی زمین برگردید و زانوها را خم كنید. دوباره به حالت اول برگردید. این حركت را ۴ تا ۸ مرتبه تكرار كنید.در مقابل آینه می توانید حركات را صحیح تر انجام دهید.
۲) بایستید. بر روی زمین سه نقطهٔ فرضی را در جلو، پهلو و عقب پای راست در نظر بگیرید. سپس وزن خود را روی پای چپ انداخته و بعد پنجه پای راست را به ترتیب در این سه نقطه قرار دهید. این كار را با پای چپ تكرار كنید.
۳) پشت یك صندلی بایستید. پشتی صندلی را با دو دست بگیرید. پای راست را از زانو به طرف عقب خم كنید. پا را زمین گذاشته و این كار را با پای چپ تكرار كنید.اگر این حركت را به آسانی انجام می دهید به تدریج در روزهای بعد حركت را با گرفتن یك دست به صندلی، با تماس یك انگشت به لبه صندلی و بدون گرفتن صندلی نیز انجام دهید.ورزش موجب افزایش كارآیی مفاصل می شود.
۴) یك صندلی را كنار دیوار قرار دهید. در كنار صندلی بایستید. طوری كه پشتی صندلی در كنار دست شما باشد. با دست چپ لبهٔ صندلی را بگیرید. دست راست را به جلو ببرید و برای كمك به تعادل افقی نگه دارید. سپس پای چپ را از زانو خم كرده و از زمین بلند كنید. سعی كنید تعادل خود را با نگاه كردن به جلو، بر روی پای راست حفظ كنید. این حركت را با دست و پای دیگر هم انجام دهید.
حركت سادهٔ دیگری كه می توانید انجام دهید ایستادن بر روی یك پا است. در هر موقعیتی كه بی حركت ایستاده اید مثلاً زمانی كه آشپزی می كنید، ظرف می شویید و یا در صف منتظر ایستاده اید پاها را جابجا كنید و یا به نوبت هر چند لحظه روی یك پا بایستید.
هـ) تمرینات قدرتی
آیا اضافه وزن دارید؟
▪ آیا هنگام شستن ظرف ها احساس خستگی و درد ناحیهٔ پشت دارید؟
▪ آیا با كمی راه رفتن دچار ضعف پاها می شوید؟
▪ آیا دچار درد زانو هستید؟
تمرینات قدرتی در این موارد به شما كمك می كند. این تمرینات موجب تقویت عضلات می شود و به توانایی شما می افزاید. همچنین با افزایش مصرف انرژی، موجب می شود كه وزن مناسب داشته باشید و قند خون شما طبیعی بماند. فایدهٔ دیگر تمرینات قدرتی، جلوگیری از پوكی استخوان است. انجام این حركات نیاز به وزنه دارد. شما می توانید نمونهٔ ساده ای از این وزنه ها را خودتان درست كنید. مثلاً اگر یك بطری خالی پلاستیكی دوغ یا نوشابه (۳۰۰میلی لیتر) را با آب پر كنید، یك وزنهٔ ۳۰۰ گرمی خواهید داشت. یا می توانید دو كیسهٔ پارچه ای كوچك بدوزید ویك كیسهٔ نمك یك كیلویی را نصف كرده و هر نیمه را در یك كیسهٔ پارچه ای قرار دهید. در این حالت دو وزنهٔ ۵۰۰ گرمی دارید. با كم و زیاد كردن مقدار نمــك می توانید وزن آن را تغییر دهید.در حین ورزش، تنفس عمیق داشته باشید.
▪ برای انجام تمرینات قدرتی نكات زیر را رعایت كنید:
۱) ابتدا هر حركت را بدون وزنه انجام دهید. زمانی كه حركت را كاملاً یاد گرفتید، آن را با وزنه انجام دهید.
۲) حركات را به آهستگی انجام دهید. در حین بالا بردن وزنه از یك تا شش بشمارید. در آخرین نقطهٔ حركت، كمی مكث كنید. سپس در حین پایین آوردن وزنه از یك تا چهار بشمارید. سپس كاملاً توقف كرده و حركت بعدی را آغاز كنید.
۳) قبل از بلند كردن وزنه، نفس را به داخل بكشید. در حین بالا بردن وزنه، نفس را بیرون داده و دوباره نفس را به داخل بكشید. و در طی پایین آوردن وزنه، نفس خود را بیرون دهید. هرگز در طی بلند كردن وزنه، نفس خود را حبس نكنید. اگر در حین انجام حركت، نمی توانید نفس بكشید، شاید وزنه ای كه دارید، سنگین تراز توانایی شماست، بنابراین وزن آن را كاهش دهید.
۴) هر حركت را تا هشت بار می توانید تكرار كنید. در صورت احساس خستگی، دفعات تكرار را كمتر كنید.
۵) به تدریج تعداد دفعات انجام هر حركت را افزایش دهید و وزنه را سنگین تر كنید.
۶) این حركات را از هفته ای یك بار شروع كنید و پس از یك ماه به هفته ای دو بار افزایش دهید.
۷) اگر به دلیل درد مفاصل، نمی توانید این تمرینات را انجام دهید به جای آن به انجام حركات انقباضی ایستا بپردازید.
▪ نمونه تمرینات قدرتی
۱) صاف روی صندلی بنشینید. در حالی كه دست ها در طرفین بدن قرار دارد و وزنه ها را در دست دارید. با خم كردن آرنج، وزنه را به سمت بالا ببرید و هم سطح شانه ها نگه دارید. در حین انجام حركت نباید شانه یا بازوی شما حركت كند. بازو باید به تنه چسبیده باشد.سپس به آهستگی وزنه را پایین بیاورید.ورزش از پوكی استخوان جلوگیری می كند.
۲) صاف روی صندلی بنشینید. در حالی كه وزنه را در دست دارید دست ها را در كنار باسن قرار دهید. به آهستگی دست ها را بالا ببرید و مستقیم در جلو نگه دارید. به آهستگی به حالت اول برگردید.
۳) صاف روی صندلی بنشینید. وزنه ها را جلوی قفسهٔ سینه نگهدارید. آرنج ها را كاملاً به طرف خارج نگه دارید.وزنه های پارچه ای را هم می توانید در دست بگیرید و هم با كمك یك نوار پارچه ای دور مچ پا ببندید.
۴) صاف روی صندلی بنشینید. دست ها را در طرفین بدن قرار دهید؛ در حالی كه وزنه را نگه داشته اید و كف دست به سمت پهلـو است. دست ها را بدون خم كردن آرنج بالا بیاورید و در طرفین بدن هم سطح شانه ها نگه دارید. به آهستگی به حالت اول برگردید.ورزش موجب افزایش توده های عضلانی می شود.
۵) در حالی كه وزنهٔ پارچه ای به دور مچ پا بسته اید، صاف روی صندلی بنشینید. پشت زانو باید چسبیده به لبهٔ صندلی باشد. پای راست را تا جایی كه ممكن است بالا بیاورید و مستقیم نگهدارید. پنجه پا را به طرف بیرون بكشید. سپس پنجهٔ پا را به طرف خودتان خم كنید. پا را به آهستگی پایین بیاورید. حركت را با پای چپ تكرار كنید. هنگام انجام این حركت مفصل ران یا كمر نباید حركت كند.
درد زانو یك مشكل شایع است. ضعف عضلات ران یكی از علل آسیب دیدن مفصل زانو و ایجاد آرتروز و درد زانوست. این تمرین برای تقویت عضلات روی ران و تسكین دردهای زانو مفید است.دو حركت بعدی به وزنه احتیاج ندارد.ورزش قند خون را تنظیم می كند.
۶) در یك قدمی دیوار بایستید. كف دست ها را روی دیوار بگذارید. در حالی كه كف پاها روی زمین است، به آرامی با خم كردن آرنج ها سر را به دیوار نزدیك كنید.(حركت شنا روی دیوار) به حالت اول برگردید. این حركت را پنج بار انجام دهید. در حین انجام حركت، نفس بكشید. مراقب باشید كمر و گردن شما خم نشود.
۷) به پشت بخوابید. زانو ها را خم كنید و كف پاها را روی زمین قرار دهید. دست ها را در كنار گوش ها بدون تماس سر نگهدارید. بدون خم كردن گردن، كتف را در حالی كه به سقف نگاه می كنید بالا بیاورید. به حالت اول برگردید. این حركت را ۳ تا ۵ بار انجام دهید. در حین انجام حركت نفس بكشید. اگر این حركت را صحیح انجام دهید، در ناحیهٔ عضلات شكم، احساس فشار می كنید. اما اگر در ناحیهٔ گردن احساس درد ، یا فشار كردید، حركت را اشتباه انجام داده اید. فوراً انجام حركت را متوقف كنید. ورزش اعتماد به نفس را افزایش می دهد.
و) حركات انقباضی ایستا
تمرینات انقباضی ایستا تمریناتی هستند كه در حین انجام آن، طول عضله تغییر نمی كند. این تمرینات نیز به تقویت عضلات كمك می كند. با كمی دقت متوجه می شوید در بسیاری از ساعات روز بی حركت هستید. مثلاً زمانی كه حوصلهٔ انجام هیچ كاری را ندارید و دراز كشیده اید، زمانی كه تلویزیون تماشا می كنید، زمانی كه در پارك نشسته اید و یا منتظر آمدن اتوبوس ایستاده اید و یا سوار اتومبیل هستید. تمام این زمان ها فرصت خوبی است كه شما تمرینات انقباضی ایستا را انجام دهید. هر حركت را ۵ تا ۱۰ بار انجام دهید. دقت كنید در حین انجام این حركات نفس خود را حبس نكنید.
▪ نمونه هایی از تمرینات انقباضی ایستا
۱) روی زمین بنشینید. پاها را دراز كنید. عضلات ران خود را سفت كنید. از یك تا ده بشمارید. در حین انجام حركت نفس بكشید. سپس عضلات را رها كنید.دقت كنید كه پشت شما صاف باشد. این حركت برای مفصل زانو بسیار مفید است.
۲) در بین چارچوب یك درب بایستید. دست های خود را در امتداد شانه ها به چارچوب تكیه داده و از دو طرف به چار چوب فشار آورید. از یك تا ده بشمارید و رها كنید.در حین انجام حركت نفس بكشید.ورزش به آرامش و كاهش اضطراب كمك می كند.
۳) صاف بنشینید. كف دستها را به یكدیگر چسبانده و فشار دهید.از یك تا ده بشمارید و رها كنید.در حین انجام حركت نفس بكشید.
۴) به پشت بخوابید. زانوها را خم كنید (كف پا روی زمین باشد). دست ها را در طرفین بدن قرار دهید با انقباض عضلات شكم سعی كنید كمررا به زمین بچسبانید. از یك تا ده بشمارید و سپس رها كنید.در حین انجام حركت نفس بكشید. این حركت برای كسانی كه شكم بزرگ دارند و قوس كمری شان افزایش یافته است بسیار مناسب است، انجام این حركت به برطرف شدن خستگی و درد كمركمك می كند. انقباض عضلات شكمی را در حالت نشسته یا ایستاده نیز می توانید انجام دهید.ورزش به حفظ قوام پوست و جلوگیری از چروكیدگی آن كمك می کند.

منبع

اطلاعات عمومي

قلب و عروق

قلب و عروق

در سیاهرگهای بزرگ نظیر
بزرگ سیاهرگها (Vena Cava) لایه داخلی از آندوتلیوم و لایه زیر آندوتلیال
نسبتا ضخیم تشکیل شده است. لایه میانی و لایه داخلی ضخیم ترین لایه
می‌باشد. لایه خارجی وریدهای بزرگ حاوی دسته‌ای از عضلات صاف طولی ، الیاف
کلاژن و الاستیک می‌باشد. وریدهای متوسط در وریدهای متوسط نظیر وریدهای
جلدی و اندامی، از نظر ساختمانی لایه داخلی نازک ، لایه میانی در مقایسه
با وریدهای بزرگ نسبتا ضخیم و لایه داخلی عمدتا از الیاف کلاژن طولی و
الیاف الاستیک پراکنده تشکیل شده و بطور واضحی ضخیم‌تر از لایه میانی
می‌باشد. این وریدها دارای دریچه‌هایی (Valves) هستند. دریچه‌ها از دو چین
نیم هلالی لایه داخلی ، که غنی از رشته‌های الاستیک می‌باشند، تشکیل شده
اند، و در هر سطح ، آندوتلیوم آنها را می‌پوشاند. این دریچه‌ها باعث رفتن
خون وریدی به طرف قلب می‌شوند و از بازگشت آن جلوگیری می‌کنند. نیروی پیش
برنده قلب ، توسط انقباض عضلات اسکلتی اطراف این وریدها تقویت می‌شود.
وریدچه‌ها وریدچه‌ها یا ونولها عروقی هستند به قطر 1-0.2 میلیمتر که در
آنها لایه داخلی از یک ردیف سلول آندوتلیال و غشا پایه تشکیل شده است.
لایه میانی بسیار نازک و حاوی 3-1 لایه عضلانی و یا در مواردی فاقد عضله
می‌باشد. لایه خارجی که ضخیم‌ترین لایه می‌باشد عمدتا حاوی الیاف عمدتا
الیاف کلاژن است. وریدیچه‌های مرتبط با شبکه مویرگی بسیار کوچک بوده و به
وریدچه‌های پشت مویرگی موسومند. وریدچه‌های پشت مویرگی از نظر ساختمانی
شبیه مویرگها هستند و دارای دو عمل مهم می‌باشند:
چون فشار خون در این وریدچه‌ها پایینتر از مویرگها می‌باشد، این امر به
برگشت مایعات خارج شده از مویرگها به سیستم گردش خون کمک می‌کند.
افزایش نفوذپذیری این وریدچه‌ها در پاسخ به هیستامین و سایر مواد سبب
می‌شود که در واکنشهای التهابی نیز دخیل باشند. وریدچه‌های پشت مویرگی در
اعضای لنفاوی ساختمان ویژه‌ای دارند که خروج لنفوسیتها را از آنها
امکان‌پذیر می‌سازد. شریانهای الاستیک این شریانها شامل آئورت و شاخه‌های
اصلی آن در مجاورت قلب و اغلب سرخرگهای ریوی می‌باشد. طبقه داخلی در این
شریانها از سلولهای آندوتلیال و لایه زیرآندوتلیال حاوی تعدادی فیبروبلاست
تشکیل شده است. طبقه میانی ضخیم‌ترین لایه بوده و از الیاف الاستیک و
عضلات صاف پراکنده و کلاژن ساخته شده ، طبقه خارجی از الیاف کلاژن ، الیاف
الاستیک پراکنده و فیبروبلاستها تشکیل شده است. سرخرگهای الاستیک با توجه
به خاصیت ارتجاعی دیواره خود که به سادگی اتساع می‌یابند، باعث می‌شوند که
خون پمپ شده بطور متناوب از قلب به جریان پیوسته تبدیل گردد. شریانهای
عضلانی این شریانها که از انشعابات شریانهای الاستیک و کوچکتر از آنها
هستند، به شریانهای متوسط یا توزیع کننده نیز موسومند. لایه داخلی در این
رگها مشابه سرخرگهای الاستیک است. لایه میانی عمدتا صاف حلقوی و مارپیچی
تشکیل شده است. بطور پراکنده در بین سلولهای عضلانی ، الیاف الاستیک هم
دیده می‌شود. لایه خارجی در این شریانها ، از الیاف کلاژنی که بطور طولی
قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. شریانهای عضلانی با انقباض یا انبساط
عضلات صاف لایه میانی خود ، می‌توانند مقدار خون اندامها را کنترل کنند.
شریانچه‌ها شریانچه‌ها یا آرتریولها ، کوچکترین انشعابات شریانها هستند که
قطر آنها بطور کلی از 0.5 میلیمتر کمتر است و نهایتا به مویرگها منتهی
می‌شوند. لایه داخلی متشکل از آندوتلیوم و لایه زیر‌آندوتلیالی ظریف است.
طبقه میانی از یک یا چند لایه عضلات صاف حلقوی و لایه خارجی از بافت
پیوندی شل تشکیل یافته اشت. انقباض عضلات دیواره شریانچه‌ها می‌تواند قطر
رگها را بطور خاصی تغییر دهد و از این نظر نقش مهمی در توزیع خون به
مویرگها دارند. آرتریولهای انتهایی به موئینه‌ها و یا مت آتریولها
(Metarteriole) ختم می‌شوند. موئینه‌ها از مویرگها بزرگتر هستند. مویرگهای
پیوسته (Continuous Copillaries) مویرگهای پیوسته یا سوماتیک بوسیله عدم
وجود منفذ در دیواره‌شان مشخص می‌شوند، بوسیله اتصال محکم به یکدیگر
چسبیده‌اند. این نوع مویرگها در انواع مختلف عضله ، بافت همبند ، غدد برون
ریز (اگزوکرین) و سیستم عصبی دیده می‌شود. در برخی مناطق به غیر از بافت
عصبی ، وزیکولهای پینوسیتوزی متعددی در هر دو سطح سلول آندوتلیال دیده
می‌شوند. این وزیکولها به صورت منفذ در سیتوپلاسم این سلولها دیده می‌شوند
و مسئول انتقال درشت مولکولها در هر دو جهت در سیتوپلاسم آندوتلیوم
می‌باشند. مویرگهای منفذدار (Fenestrated capillaries) به مویرگهایی اطلاق
می‌شود که سلولهای آندوتلیال پوشاننده آنها دارای منافذی به قطر 80 - 60
میکرومتر می‌باشد. بایستی توجه داشت که در مویرگهای منفذدار تیغه پایه
فاقد منفذ بوده و یکپارچه است. مویرگهای منفذدار در بافتهایی یافت می‌شوند
که تبادل مواد بین بافت و خون سریع است که بیشتر در پانکراس ، لوله گوارش
و غدد آندوکرین دیده می شوند. در این مویرگها منافذ سلولها توسط لایه
نازکی به نام دیافراگم پوشیده شده‌اند که نفوذ‌پذیری آنها نسبت به غشا و
سلول زیادتر است. سینوزوئیدها (Sinusoids) مویرگهایی بسیار وسیع (تا 40
میکرومتر) و دارای شکل نامنظم می‌باشند که سلولهای آندوتلیال پوشاننده
آنها دارای منافذ بدون دیافراگم و تیغه پایه آنها غیر ممتد است. علاوه بر
این ، وجود فضاهای بزرگ بین سلولهای آندوتلیال باعث می‌شود که نه تنها
پلاسما بلکه سلولهای خونی نیز از آن فضاها به بیرون راه یابند که این
فضاها گاها بوسیله ماکروفاژها اشغال می‌شوند، سینوزوئیدها در کبد ، مغز
استخوان و طحال دیده می‌شوند. این مویرگها دارای مسیر پرپیچ و خمی هستند و
گردش خون در آنها آهسته می‌باشد. اعمال مویرگها مویرگها رابط بین
شریانچه‌ها و وریدچه‌ها بوده و به علت وسعت زیاد خود ، داشتن دیواره نازک
و کاهش سرعت جریان خون در آنها مناسبترین محل برای مبادله مواد غذایی ،
اکسیژن و دی‌اکسید کربن بین خون و مایعات بافتی می‌باشند. مبادله مواد از
طریق انتشار ، عبور از منافذ دیواره مویرگها ، عبور از اتصالات بین سلولی
و توسط وزیکولهای پینوسیتوزی انجام می‌گیرد. عبور مواد و کلوسیتهای خون از
اتصالات بین سولهای آندوتلیال تحت تاثیر موادی نظیر هیت‌مین و برادی‌کینین
که در شرایط التهابی بطور موضعی ترشح می‌گردند، افزایش می‌یابد.
سلولهای آندوتلیال پوشاننده مویرگها اعمال دیگری نیز انجام می‌دهند که
مهمترین آنها عبارتند از: تبدیل آنژیوتانسین I غیر فعال به آنژیوتانسین II
فعال می‌باشد که موجب بالا رفتن فشار خون می‌گردد ، غیر فعال کردن موادی
نظیر برادی کینین ، پروستاگلاندین‌ها ، نوراپی نفرین ، سروتونین و ترومبین
، لیپولیز و جلوگیری از تشکیل ترومبوز (لخته در داخل رگهای خونی) و تبدیل
آنها به مواد بی‌اثر. قلب قلب عضوی است که با انقباضات منظم خود خون را به
داخل دستگاه گردش خون پمپ میکند. جدار قلب مانند رگهای خونی از سه لایه
تشکیل شده است. لایه داخلی یا اندوکاردیوم ، لایه میانی یا میوکاردیوم و
لایه خارجی یا اپی کاردیوم. لایه خارجی خود دو لایه است که پریکارد نام
دارد. یک لایه این پرده دو لایه به دیواره حفره دور قلبی چسبیده و لایه
جداری نام دارد. لایه دیگر آن به سطح قلب چسبیده و لایه احشایی یا اپی
کاردیوم نامیده میشود. رگهای لنفی به استثنای ارگانهای معینی نظیر سیستم
عصبی مرکزی ، استخوان و غضروف در بیشتر ارگانها بافتهای همراه و به موازات
رگهای خونی ، رگهای دیگری به نام رگهای لنفی وجود دارند. این رگها که به
صورت بن بست از بافتها سرچشمه میگیرند مایعات میان بافتی موسوم به لنف را
از بافتها جمع آوری و به سیستم گردش خون باز میگردانند. جریان لنف یک طرفه
بوده و از بافتها به سوی قلب میباشد.

قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در
حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن
تلمبه می‌کند. در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه
قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری
، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد. آناتومی قلب این عضو
مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی
متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا
یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل
انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود
6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم
(یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد. قلب توسط یک دیواره عضلانی
عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی
و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا
بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره
های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت
کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی
هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از
چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره
بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ). شریانهای کرونری شریانهای کرونری از
آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن
چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و
بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت
می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3
یا 4 میلیمتر قطر دارند. این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و
در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد
می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد،
آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای
کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه
استفاده می‌شود. از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی
برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد
مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه
اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی
می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ
دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن
خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده
و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند . وظیفه بطن راست تلمبه
کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام
شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان
بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین
شریانها جریان می‌یابد. وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد
می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای
شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی
آن را به خوبی برآورده می‌کند. در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری
تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی
محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود
و نتواند به خوبی آبرسانی کند). در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است
اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری
انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری
نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند
و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی
می‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین
خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ،
به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون
به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.

منبع

اطلاعات عمومي

راه هاي بهبود اختلال کاستي توجه

ترجمه و نگارش امان اله صفوي ، کارشناس ارشد مشاوره و راهنمايي
ارديبهشت ماه 1383
” اختلال کاستي توجه” که در اين مقاله آن را ” بي توجهي” مي ناميم ، يک عارضه کلي رواني دوران کودکي است که بصورت ناتواني شديد در توجه کردن و بي اختياري در رفتار و حرکات ظاهر مي شود.

حالت عمومي اين عارضه ، وجود حرکت هاي اضافي يا ” فزونکاري”2 در کودک است که به طور معمول پس از دوره بلوغ کاهش مي يابد ، ولي مشکلات بي توجهي و بي اختياري همچنان باقي مي مانند. گفته مي شود که علت اين عارضه ، نوعي ضايعه خفيف مغزي است3 .

بي توجهي به شکل خالص خود بندرت رخ مي دهد ، بلکه با ساير مسائل از قبيل ناتواني هاي يادگيري يا مسائل روحي همراه است. بي توجهي تغيير پذير ، نا پايدار و غير قابل پيش بيني بوده ، درمان آن دشوار است و به صرف وقت طولاني نياز دارد. راه حل آسان و يکساني براي مواجهه با بي توجهي دانش آموزان در کلاس و خانه وجود ندارد. اثر بخشي هر اقدامي براي درمان اين اختلال در مدرسه به دانش و مداومت کوشش هاي معلم بستگي دارد.

در اين مقاله رهنمودهايي علمي براي برخورد معقول و منطقي با کودکاني که به ” اختلال کاستي توجه” دچارند براي معلمان ، مديران و والدين ارائه مي کنيم. اين رهنمودها ويژه براي کليه معلمان و دانش آموزان در سنين متفاوت در نظر گرفته شده اند. برخي از آنها براي کودکان خردسال و بعضي ديگر براي کودکان بزرگ تر به کار مي روند. با وجود اين ، اصول اساسي آنها از حيث ساختار ، تعليم و تربيت و ايجاد رغبت براي کودکان در سنين گوناگون عموميت دارند. مخاطبان اين رهنمودها معلمان هستند:

• در وهله نخست اطمينان حاصل کنيد که مشکل دانش آموز بطور قطع و يقين از نوع” اختلال کاستي توجه” است. تشخيص اين عارضه با معلم نيست. اما معلم مي تواند و بايد علايم احتمالي آن را شناسايي کند. براي حصول اطمينان ، کودک بايد از حيث شنوايي و بينايي آزمايش شود واز نظر تندرستي مورد معاينه قرار گيرد همچنين معلم بايد وضع درسي دانش آموز را ارزشيابي کند. اين نوع بررسي هاي وضع ِ دانش آموز بايد تا آنجا که ممکن است ادامه يابد تا با قطع و يقين معلوم شود که دانش آموز به اين اختلال دچار است. مسؤوليت برخي از اين معاينات و بررسي ها برعهده والدين است ، اما معلم مي تواند با آنان همکاري داشته باشد.

• حمايت والدين و مدرسه را به خود جلب کنيد. وجود دو يا سه کودک مبتلا به ” اختلال کاستي توجه” براي معلم مسأله ساز است. از اين رو ، معلم بايد همکاري والدين و مشاوران متخصص از قبيل متخصصان روان شناسي يادگيري، روان درماني کودک ، مددکاري اجتماعي ، روان شناسي کودک ، پزشک اطفال و… را جلب کند.
• معلم بايد از محدوديت هاي دانش و تخصص خود براي شناخت اين اختلال واقف باشد و بداند که از او به تنهايي انتظار نمي رود آن را تشخصيص دهد و رفع کند. از اين رو ، بايد بدون هيچ ملاحظه اي در صورت نياز از ديگران ياري جويد.
• در صورت مشاهده اين اختلال ، بهتر است از خود کودک پرس و جو شود. اغلب اين کودکان تفکر عيني و شهودي 4 دارند و اگر از آنها سؤال شود به معلم خواهند گفت که از چه راهي بهتر ياد مي گيرند.
اغلب آنها به سبب گم کردن دست و پا و ترس از روبه رو شدن با معلم ، با او ارتباط برقرار نمي کنند و برقراري رابطه را امري غير عادي مي دانند. بنابر اين ، معلم بايد در برقراري ارتباط و گفتگو با آنها پيشقدم شود و نظر آنها را درباره بهترين راه يادگيري بپرسد. به عبارتي ، در اين ميان بهترين متخصص ، خود کودک است ، ولي به طور معمول نظر آنها ناديده گرفته مي شود. اين کودکان همچنين بايد وجود اين اختلال را در خود درک کنند ؛ زيرا اين آگاهي به معلم و دانش آموز هر دو کمک مي کند.

• به خاطر داشته باشيد که اين دانش آموزان براي يادگيري به برنامه و سازمان دهي فعاليت هاي يادگيري نياز دارند. از اين رو ، بايد محيط بيروني آنها براي يادگيري سازمان يابد تا آنچه را که به طور دروني نمي توانند تنظيم کنند جبران شود. براي اين کار ، لازم است معلم فهرستي از تکاليف و فعاليت هايي که بايد انجام دهند تهيه کند. اين کودکان به يادآوري ، مرور و تکرار نياز دارند.
• توجه به جنبه هاي عاطفي يادگيري : اين کودکان براي لذت بردن از کلاس درس ، توسط يافتن در يادگيري به جاي شکست و محروميت ، وجد و هيجان به جاي دلزدگي و ترس ، به کمک هاي ويژه معلمان نياز دارند. بنابر اين ، لازم است به عواطفي که در فرايند يادگيري دخالت دارند ، توجه شود.

• نوشتن فهرست انتظارات ، دستورالعمل ها وتکرار شفاهي آنها براي کودکاني که به اختلال کاستي توجه دچارند اثرات مثبت دارد.
• نگاه هاي پي درپي و برقراري ارتباط ديداري و نگاه مستقيم معلم به کودک ، او را از خيال پردازي باز مي دارد و به سؤال کردن و توجه به درس ترغيب مي کند.
• معلم بايد اين گونه کودکان را در اغلب موارد نزديک ميز خود يا درهر کجاي ديگري که قرار مي گيرد، بنشاند. حضور کودک در مجاورت معلم ، توجه و حواس او را بيشتر به درس جلب مي کند.
• در رفتار و بحث و گفتگو با اين کودکان بايد حد اعتدال رعايت شود واز بحث طولاني واتهام آميز با آنها خودداري شود.
• تغيير دادن برنامه و فعاليت هاي يادگيري و انتقال از فعاليتي به فعاليت ديگر براي اين کودکان دشوار است و آنها را گيج و سردرگم مي کند. از اين رو ، معلم بايد تغييرات برنامه براي يادگيري را با دقت و حوصله به اطلاع آنها برساند.
• سعي کنيد اين کودکان راياري دهيد تا براي فعاليت هاي خارج از مدرسه براي خود برنامه داشته باشند تا از هر گونه تسامح اجتناب شود.
• از تعيين وقت محدود براي گرفتن امتحان و انجام تکليف در کلاس از اين دانش آموزان خودداري کنيد ؛ زيرا آنها براي نشان دادن آموخته هاي خود به وقت بيشتري نياز دارند.
• براي اين کودکان ” سوپاپ ِ اطمينان” در نظر بگيريد و براي نمونه به آنها اجازه دهيد براي چند لحظه کلاس را ترک کنند ودوباره بازگردند . اين عمل موجب تقويت خويشتن بيني 5 و خود تنظيمي 6 مي شود.
• بيشتر خواهان کيفيت انجام تکاليف درسي باشيد تا کميت. کودکاني که به اين مشکل دچار مي شوند ، اغلب به کار سبک تري نياز دارند . ازاين رو ، آنان حين يادگيري مطالب و مفاهيم بايد مجاز به انجام دادن کار سبک تري باشند و تکاليف درسي را با فاصله هاي زماني انجام دهند و در عين حال تمام وقتي را که براي انجام تکاليف در نظر گرفته شده است ، صرف کنند.

• تکليف درسي عمده را به تکليف هاي کوچک تر تقسيم کنيد. اين عمل يکي از حساس ترين فنون تدريس به کوکاني است که به مشکل بي توجهي دچارند. تکليف هاي گسترده اين احساس را در آنان وجود مي آورد که هرگز از عهده انجام آنها بر نخواهند آمد. اما با خرد کردن تکاليف ، انجام آنها برايشان آسان تر و عملي تر مي شود و به تدريج اعتماد به نفس و پشتکار نيز در آنان رشد مي کند.
• اغلب پيشرفت درسي آنها را تحت نظر قرار دهيد. اين کودکان از بازخوردهاي مکرر و اطلاع از ميزان پيشرفت خود خوشنود و بهره مند مي شوند. اين عمل آنان را در مسير يادگيري قرار مي دهد، از انتظارات معلم و ميزان دستيابي به اهداف آگاه مي شوند و ممکن است تشويق آميز و شوق انگيز باشد.

• بشّاش ، شوخ طبع و صميمي باشيد و رسمي رفتار نکنيد. در فعاليت هاي کلاسي ، تازگي ايجاد کنيد و از حفظ حالت هاي يکنواخت بپرهيزيد. اين کودکان تازگي را دوست دارند و با علاقه مندي و شور و شوق نسبت به آن واکنش نشان مي دهند. ايجاد تازگي توجه آنان را به خود جلب مي کند. همچنين ، اين کودکان پر انرژي هستند و بازي کردن و تحرک را دوست دارند و از چيزهاي يکنواخت و خسته کننده بيزارند.
• از تحريک هاي افراطي در مورد آنها خودداري کنيد، چون دانش آموزاني که به مشکل بي توجهي دچارند. با تذکرات و محرکات پي درپي از کوره در مي روند و معلم را با مشکل انظباطي در کلاس مواجه مي کنند .

• کارهاي موفقيت آميز آنها را شناسايي و تشويق کنيد. چون به طور معمول ، اين کودکان باشکست ها و محروميت هاي پي درپي مواجه مي شوند و به تشويق هر عمل مثبتي که از عهده آن بر آيند نياز دارند و از تحسين و ستايش و ترغيب به وجد مي آيند. اغلب اوقات ، خود عارضه ويرانگر و زيانبارتر از لطمه اي که به عزت نفس کودکان وارد مي شود، نيست . بنابر اين ، کودکان بي توجه را با تعريف و ستايش سيراب کنيد.

• اين کودکان اغلب مشکل حافظه دارند. هنگام تدريس به آنها از اصول تداعي و معاني و ياديار7 استفاده کنيد. چون قدرت حافظه فعال و حضور ذهن آنها کم است ، هر فني را که مي تواند حافظه آنها را فعال کند ، به کار گيريد. استفاده از انواع شکل ها و تصاوير ، علامت ها و رمزها ، شعرهاي قافيه دار و نظاير آنها براي اين منظور مؤثرند . به هنگام تدريس مطالب را بصورت طرح هاي تصويري ارائه کنيد. طراحي کردن را به دانش آموزان بياموزيد . به آنها بياموزيد که چگونه مطالب مهم را در کتاب ها و جزوات پيدا کنند و زير آنها را خط بکشند ، کودکان مبتلا به بي توجهي اين فنون را به آساني فرا نمي گيرند. اما وقتي آنها را بياموزند در يادگيري آنان بسيار مؤثراست.

• در تدريس خود همه چيز را ساده عرضه کنيد. هر چقدر مطالب ساده تر ارائه شوند ، ميزان درک آنها بيشتر مي شود. به هنگام نوشتن مطالب روي تابلو ازانواع رنگ ها استفاده کنيد.
• آموزش ها را با بازي و سرگرمي توأم کنيد؛ زيرا فعاليت هاي شوق انگيز ، بي توجهي را کاهش ويادگيري را افزايش مي دهد.
• در فعاليت هاي گروهي ، چنانچه فرد يا افرادي از گروه ها با هم سازگاري ندارند ، آنها را به گروه ديگري که سازگاري بيشتري دارند منتقل کنيد. به عبارت ديگر ، بهتر است افرادي که سازگاري بيشتري با هم دارند در يک گروه قرار گيرند.
• به مشغوليت و درگير بودن در فعاليت هاي يادگيري توجه کنيد؛ زيرا اين دانش آموزان بايد همواره سرگرم باشند تا انگيزه داشته باشند و بتوانند حواس خود راتمرکز دهند.

• ارتباط مکاتبه اي و ارسال يادداشت از مدرسه به خانه و برعکس و حتي دعوت والدين به مدرسه موجب وحدت رويه معلم و والدين به مدرسه موجب وحدت رويه معلم و والدين با دانش آموز مي شود و مشکلات اورا کاهش مي دهد.

جمع بندي
” اختلال کاستي توجه” يک عارضه رواني است که معدودي از کودکان به آن دچارند. اين کودکان قرار و آرام ندارند و نمي توانند به تدريس معلم توجه کنند. تشخيص دقيق اين عارضه به تخصص هاي گوناگون نياز دارد واز عهده معلم بر نمي آيد. معلم فقط مي تواند نشانه هاي آن را شناسايي کند و با همکاري خانواده و متخصصان به وجود آن پي ببرد. ضعف حافظه فعال و حضور ذهن و نداشتن انگيزه براي يادگيري از مشکلات بارز اين کودکان در يادگيري است.

برقراري رابطه اطمينان بخش با شاگرد، داشتن برنامه و سازماندهي فعاليت ها ، توجه به جنبه هاي عاطفي ، مراقبت هاي ديداري ، ايجاد تنوع در برنامه ها و فعاليت ها ، دادن وقت کافي براي امتحان دادن ، دادن آزادي عمل به عنوان سوپاپ تخليه ، توجه به کيفيت تا کميت ، دادن تکليف سبک و تقسيم تکاليف گسترده به فعاليت هاي کوچک تر ، دادن بازخورد ، داشتن رابطه دوستانه و صميمي و… از جمله نکات و فنوني هستند که در کاهش اين مشکل و بهبود پيشرفت تحصيلي کودکان بي توجه تأثير بسزايي دارند.

منبع

اطلاعات عمومي

تاثير زبانها بر يكديگر

بسياري از زبانهاي اروپايي از زبان لاتين كه زبان روميان باستان ساكن در ايتاليا بود ريشه گرفته است.پس از تسخير انگلستان به دست رومي ها كه از سال 55 قبل از ميلاد اغاز شد و چهار قرن ادامه يافت خيلي از لغات لاتين به زبان انگليسي راه يافتند. زبانهای ايتاليايي,اسپانولي,فرانسه و پرتغالي خيلي به زبان لاتين نزديك هستندو به همين دليل ((زبانهاي مشتق از لاتين)) ناميده ميشوند. زبان فارسي نيز از زبان عربي تاثير زيادي گرفته است بعد از فتح ايران به دست اعراب در دهه هاي اول هجري شمسي و روي اوردن ايرانيان به دين اسلام لغات عربي به تدريج به زبان فارسي راه يافتند.

زبان ((ماندارين)) كه زبان رسمي چيني هاست بيش از هر زبن ديگري به عنوان يك زبان مادري تكلم ميشود.در چين بيش از 750 ميليون نفر يا بيشتر به اين زبان صحبت ميكنند.زبان ماندارين به گروه زبانهاي چيني- تبتي تعلق دارد.در شكل نوشتاري اين زبان از الفبا يا حروف مجزا استفاده نميشود,بلكه هر كلمه يا ايده خاص با يك علامت تصويري بيان ميشود. رايجترين زبان دنيا يعني زبان انگليسي هم علاوه بر اينكه 350 ميليون نفر در كشورهاي انگلستان,امريكا,كانادا,استراليا و زلاندنو به عنوان زبان مادري از ان استفاده ميشود دو برابر اين تعداد در ساير كشور هاي جهان نيز به عنوان زبان دوم يا حتي سوم فرا ميگيرند.

منبع

اطلاعات عمومي

تاریخچه ورزش(مقاله)

اصل ورزش را از یونان دانسته اند که به منظور چابکی بدن و ایجاد قوّت انجام می یافت و پاروزنی، بوکس ، کشتی ، شنا ، شمشیرزنی ، تیراندازی ، اسکی و ورزش هایی چون بیس بال ، سافت بال و بسکتبال و انواع فوتبال و چوگان بازی ، والیبال ، گلف ، انواع تنیس ، شنا ، پرتاب وزنه و … جزو ورزش محسوب می شوند.
اولین ملتی که ژیمناستیک را بنیان و آن را نام نهاده اند ، یونانیان قدیم می باشند، که ابتدا اصول ورزش در یونان خیلی خشن و ناصحیح بود و اولین نتیجه از ورزش را بزرگ نمودن عضلات بدن می دانستند. بعدها ورزش در یونان به شکل ریسمان بازی جان بازی در آمد و برای آن اهمیت زیادی قایل بودند و عمل کنندگان آن را آکروبات می نامیدند و این نوع حرکات را آکروباتیک می گفتند. به محل هایی که در آن جا ورزش می نمودند، ژیمنازیوم گفته می شد، که مهم ترین آن ها یکی لیسه و دیگری آکادمی نام داشت و چون مردم در آن محل ها لخت ورزش می کردند، کلمه ژیمناز از کلمه گیمنوس که به معنای لختی است گرفته و به آن محل ها نام نهادند و بعداً به عموم ورزش های بدنی نیز ژیمناستیک نام گذاشته شد.
مورخ مشهور ، ویل دورانت می نویسد: آن (مدینه فاضله بچه ها) فنون خانه داری را به دختران و فنون شکار و جنگ را به پسران می آموختند و به پسران آموزش می دادند که چگونه شکار کنند و ماهی بگیرند و شنا کنند و همچنین شخم زدن کشت زارها، دام گستری، دامپروری و نشانه روی با تیر و نیزه را می آموختند، تا در جمع مخاطرات زندگی توان محافظت و حراست از خویش را دارا باشند.
اما اگر بیش تر در مساله دقت کنیم، در خواهیم یافت تعلیم و تربیت در حقیقت با پیدایش و سکنا گزیدن بشر در روی زمین آغاز شده است. خاک و سنگ و کوه و تپه و دریا و جنگل و جویبار و دیگر مظاهر طبیعت و نیز خود زندگی و نیازهای آن. نخستین کتاب های درسی نوع بشر بوده اند.
از قدیم ترین روزگاران و حتی پیش از پیدایش خط ، نیاز به تامین خوراک و پوشاک از راه شکار حیوانات و احتیاج به کسب توانایی برای مقابله با خطرهای طبیعی و دشمنان گوناگون، جوامع کهن بشری را واداشته بود که به امر تربیت بدنی، به عنوان یکی از مهم ترین امور زندگی توجه نمایند و این حقیقت را دریابند که قدرت، استقامت، مهارت و سرعت را که در زندگی انسان ها از اهمیتی برخوردار است، می توان با بهره گیری از تمرین ها و فعالیت های جسمانی تا حد قابل ملاحظه ای تقویت کرد.
وقتی دولت ها و حکومت ها تشکیل و تاسیس شدند، رهبران آن ها متوجه شدند که برای حفظ یا گسترش مرزهای خود، نیازمند بازوان توانایی هستند که در جنگ ها بتوانند پیروزی را برای آن ها به ارمغان آورند؛ ویل دورانت در این باره می نویسد:
« از ضروریات دولت ها و تاکید بر روی حفظ نیروی جسمانی، پیروزمندی در جنگ هایی بوده است که متکی بر قدرت بدنی و نیرومندی جسمانی بوده است، و نیرومندی و مهارت بدنی، حاصل نخواهد شد، مگر در ورزش هایی که در بازی های المپیک مقرر گردیده است. »
در توجه انسان به تربیت جسم و توانمندی، عوامل زیر نقش اساس داشته است:

* انسان اولیه در جناح مبارزه با طبیعت، که از بدو تولد تا سپری شدن عمر او را تهدید می کرده، ضرورت نیرومندی را دریافته است.
* از طرفی بر اثر قهر طبیعت، ناچار به مهاجرت برای یافتن معاش بوده و در این مهاجرت در برخورد با دیگر اقوام، برای حفظ بقای خویش و بقای اجتماعی.
* و از جناح نیازهای فیزیولوژیک که برای ارضای نیازهای طبیعی خویش و خانواده، به ویژه نظام معیشتی جدیدی که در اثر مهاجرت برای او ایجاد می گردید.

تاریخچه ورزش در ایران
اما در خصوص تاریخچه ورزش در ایران باید گفت: در میان کشورهای مشرق زمین، بی گمان ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیش تری الویت را به ورزش و تربیت بدنی داده بود، چه در حالی که چینیان به امر ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند و هندوان نیز پرورش تن و فعالیت های بدنی را گاه مذموم هم می دانستند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامتی بدن به عنوان وسیله بسیار مهمی برای فراهم آوردن ارتشی سلحشور و پیروزمند، پی برده بودند.
هرودوت ، مورخ مشهور یونانی می نویسد:
ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموختند:

* سواری
* تیر و کمان
* راستگویی.

جوانان تمرینات روزانه را از طلوع آفتاب با دویدن و پرتاب سنگ و پرتاب نیزه آغاز می کردند، و از جمله تمرینات معمولشان، ساختن با جیره اندک و تحمل گرمای بسیار و پیاده روی های طولانی و عبور از رودخانه، بدون تر شدن سلاح ها و خواب در هوای آزاد بود. سواری و شکار نیز دو فعالیت معمول و رایج بود و جستن بر روی اسب و فرو پریدن از روی آن در حال دویدن و به طور کلی سرعت و چالاکی، از ویژگی های سوارکاران سوار نظام ایران بود.
به خصوص در باره دوران پارت ها یا اشکانیان و پیدایش کلمه پهلوان باید گفت: شرح فتوحات این قوم آریایی و حکومت پانصد ساله آن ها پر از دلاوری ها و کوشش های این مردم است. کلمه پهلوان و پهلوانی، ریشه پارتی است که هر فرد زورمند را منتسب به پارت یا پرتو و پهلو دانسته اند. اینان مردمی جنگجو و شکارچی بودند.
هنستین ، مورخ یونانی می نویسد:
“پارت ها جنگ و شکار را دوست داشتند. این قوم از دوران طفولیت تا به هنگام کهولت همیشه با ورزش و تمرینات سخت جنگی و شکار بار آمده بودند.”

چه چیزهایی باعث تقویت یا تضعیف حافظه می شود ؟

چه چیزهایی باعث تقویت یا تضعیف حافظه می شود ؟

 

بی خوابی، بد خوابی، نگرانی و اضطراب، سوء هضم، یبوست مزاج، پرخوری، تداخل در غذا، ( به جای نظم در غذا، خوردن مواد مختلف به فاصله های کم )، زیاد خوردن ماست ترش و دوغ ، خوردن زیاد مقدار پنیر، سیب ترش، مقدار زیادی گشنیز هر کدام به طریقی فعالیت های فکری را دشوار یا حافظه و سرعت انتقال را موقتا کند می کند.

 

بر عکس خواب مناسب، استراحت، اطمینان خاطر، تغذیه مناسب و منظم، مزاج مرتب ، مطالعه در زمان مناسب

 

 ( نه بلافاصله بعد از صرف غذا ) خوردن مقدار مناسبی  از خرما یا کشمش ، عسل و گردو به همراه پنیر، آجیل به مقدارکم، تنفس عمیق در هوای سالم و ورزش صبحگاهی، استفاده از شیر یا شیر کاکائو در صورت امکان، استراحت نیم ساعته در نزدیکی ظهر، بیدار ماندن بعد از نماز صبح یا بعد از طلوع آفتاب، خودداری از خواب نزدیک غروب آفتاب موجب نشاط و فعالیت مغز و افزایش حافظه و آمادگی برای کارهای فکری می شود.

 

خوردن صبحانه در ساعات اولیه بامداد (صبح نسبتا زود) به این مقصود کمک می کند . استفاده از مقدارکمی زنجبیل در غذاها ( به جای ادویه دیگر یا همراه آنها ) نیز مفید است. تلاوت آیات قرآن کریم و روزه ماه مبارک رمضان نیز به دلایلی که نیاز به بحث جداگانه دارد ، در افزایش حافظه مؤثر است.

 

درس خواندن در جای آرام بدون صدای رادیو، تلویزیون و صدای متفرقه نیز در تمرکزحواس ، یادگیری و به خاطرسپردن ، اثر جدی دارد.

 

والدین گرامی می توانید توصیه های عمومی زیر را به تدریج به فرزندانتان آموزش دهید تا بتوانند به خوبی آنها را به کار گیرند:

 

1-   درایام امتحان بیشتر مواظب سلامتی خود باشید تا در معرض سرما خوردگی ، گرما زدگی ، مسمومیت ها ی غذایی و اختلالات هضم قرار نگیرید و از خوردن غذا در بیرون از خانه جدا خودداری کنید. غذای خود را خوب بجوید و آرام میل کنید.

 

2-  همیشه به خصوص در ایام امتحانات مزاج خود را مرتب نگاه دارید : اگر دچار یبوست هستید، شبها قبل از خواب حدود 10 عدد انجیر خیسانده و 10 عدد آلوی خیسانده میل کنید.

 

3-  در طول روز ( اما نه همراه  غذا ) آب کافی بیاشامید ( بیش از نیم ساعت قبل از غذا و یکی دوساعت بعد از غذا اشکالی ندارد ) آشامیدن آب و نوشیدنیها در وسط غذا سبب اختلال هضم و ایجاد نفخ می شود.

 

4-     ازخوردن قهوه و چای خیلی پررنگ خودداری کنید. چای کم رنگ مفید است.

 

5-  اگر احساس خستگی می کنید کمی استراحت کنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرک . لذا مصرف قهوه را به منظور بیدار ماندن توصیه نمی کنیم.

 

6-  ماست و دوغ ترش خواب آور است. ماست شیرین اشکالی ندارد.

 

7-  نرمش و ورزش سبک را در برنامه روزهای هفته ، به خصوص ایام امتحانات قراربدهید.

 

8-  اگر درصبحانه پنیر می خورید آن را همراه گردو میل کنید - اما پنیر در شب باعث خواب آرام می شود.

 

9-  مصرف سبزیهای تازه ( البته بعد از ضد عفونی کردن ) و میوه های تازه توصیه می شود.

 

10- شب امتحان حتما به قدر کافی بخوابید.

 

11- سعی کنید شب ها زودتر بخوابید و صبح زودتر از خواب برخیزید- هرگز نزدیک غروب آفتاب نخوابید.

 

12- خواب نیم ساعتی نزدیک ظهر نیرو بخش و نشاط آور است ، خواب بعد از طلوع آفتاب و هنگام غروب کسالت آورمی باشد. ( درباره این مطلب توضیحات علمی کافی با توجه به تغییر سطح هورمونها در خون وجود دارد.)

 

13- بعد از صرف ناهار، اگر می توانید به پشت دراز بکشید در حالیکه پای راست را بر روی پای چپ قرار داده اید ، مدت 15 تا 20 دقیقه ا ستراحت کنید . ( خوابیدن را توصیه نمی کنیم ) .

 

14- در موقع مطالعه از خوردن تنقلات و چیزهای دیگر خودداری کنید.

 

15- توصیه به خواب در اوایل شب به معنای زیاد خوابیدن نیست . توصیه ما این است که خواب را در زمان مناسب داشته باشید تا حداکثر استفاده از آن را ببرید برای مثال 5/4 ساعت خوابی که از اوایل شب شروع  شود، بیش از خوابی که از آخر شب شروع شود.، به شما رضایت  و نشاط می بخشد.

 

16- آرامش روحی خود را با یاد خدا و انجام به موقع نمازها کامل تر کنید.

 

17- برخی تحقیقات علمی ( از جمله تحقیقات دکتر پولیت ارائه شده درکنگره تغذیه ژنو)  نشان می دهد تغذیه متعادل و متنوع  شامل غلات ، سبزیجات ، لبنیات، گوشت و میوه ها باعث کاهش استرس امتحان می شود.

 

18- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را کمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را کاملتر میل کنید.

 

19- امید و شادابی را به خودتان تلقین کنید تا موفقیت های شما بیشترشود.

ورزش

کاراته

تیراندازی

کنگفو KUNG FU

هندبال

تکواندو

فوتسال

فوتبال