دانه هايم ، درمان كننده بيماريهاى سينه است . تب بر هستم و دل درد را نيز برطرف مى كنم . زياده روى در خوردن من توليد سنگ مثانه مى كند براى تصفيه خون ، از من استفاده كنيد. با شير و روغن ، مزاج را لينت مى دهم . نفخ شكم و دل پيچه را مى توانيد با من درمان كنيد...
فارسى من ارزن است ، اعراب به من دخن گويند. در آذربايجان به من درى بر وزن قرى (قورى ) و در فارس الم گويند. برادرى دارم كه در فارسى به آن گاورس ، در شيراز به آن گال گويند. اعراب آن را معرب كرده جاورس گويند و در تهران به ارزن آتنى معروف است . من و گاورس انواع مختلف داريم ، من بيشتر در آذربايجان ، بادغيس و بلوچستان بطور خودرو به عمل مى آيم و در اكثر زمينهاى كم قوت و شنى كاشته مى شوم ، و برادرم گاورس در آذربايجان ، يزد، بلوچستان و مازندران كاشته مى شود. من و برادرم گونه هاى مختلف داريم و من بيشتر به غذاى پرندگان مى رسم ، قدرت غذايى من كمتر از گاورس و فوايد طبى من بيشتر از آن است و از قديم خواص دارويى من مورد توجه بوده است . چنانچه يكى از رجال عرب مى نويسد: من در مدينه دچار اسهال سخت شدم ، حضرت صادق به من دستور دادند كه ارزن را با كمى زيره به صورت قاووت در آورده ميل نمايم . من به اين دستور عمل كرده ام و معالجه گرديدم . دانه هاى من درشت و پوست آنها سخت تر از دانه هاى گاورس است . كارخانه هاى داروسازى آلمان چندين داروى اختصاصى از دانه هاى من جهت درمان بيماريهاى سينه ، اسهال و تب مى سازند، در روسيه نوعى الكل از من مى گيرند. دانه هاى گاورس چون پوستشان نرمتر است ، در بعضى از شهرهاى ايران به مصرف تهيه نان مى رسد و در اروپا از آن نوعى آبجو به نام ((دوئو)) و نوعى نوشابه به نام ((كوسكو)) مى سازند. دانه هاى مقشر من شكم روش را بند مى آورد و پيشاب را زياد مى كند، ولى چون داراى پوستى سخت و سلولز زياد هستند براى تهيه نان صلاحيت ندارند. مقشر من با شير و روغن تازه لينت مى دهد، و شهوت را زياد مى كند. پزشكان سنتى ايران عقيده داشتند كه زياده روى در خوردن ارزن توليد سنگ مثانه مى نمايد. چنانچه آرد ارزن يا گاورس را در روغن پخته و آن را در حمامى گرم بر شكم بمالند و بنشينند تا عرق كنند و يا آنكه پارچه اى را در اين روغن آغشته و آن را گرم گرم بر شكم بنديد، نفخ شكم و دل پيچه و دل درد را برطرف مى كند. ماليدن اين روغن براى درمان بواسير و نواسير مفيد است ، اگر گاورس را با شير بپزند تا حليم شود، خوردن آن خون را تصفيه مى كند. بد نيست بدانيد كه ارزن و گاورس با اينكه به هم شباهت زياد دارند، و اكثر مردم آنها را يكى مى دانند، از نظر تركيبات غذايى يكسان نيستند و نوع نشاسته آنها با هم فرق دارد. نسبت نشاسته در گاورس بيشتر و نسبت سلولز در ارزن زيادتر است ، روغن دانه هاى گاورس ‍ سبكتر از روغن موجود در دانه هاى ارزن است ، مواد معدنى ارزن بيشتر از مواد معدنى گاورس مى باشد، اين نكته قابل توجه است كه در دهات بين يزد و كاشان - بين يزد و كرمان كه نان خود را با آرد گاورس درست مى كنند اشخاص سالمند كه سن آنها از صد سال بيشتر بوده و غالبا تندرست و با نشاط مى باشند، خيلى زياد ديده مى شوند. نويسنده كتاب زبان خوراكيها كه روى علل طولانى شدن عمر آنها مطالعه كرده است ، چنين مى نويسد: اينها با اينكه جزو طبقات زحمتكش بوده و كار و كوشش را تا آخر عمر ادامه مى دهند، معذالك غذايى بسيار ساده و كم قوت دارند. نان آنها بيشتر با آرد گاورس تهيه مى شود و گوشت و چربى خيلى كم و به ندرت مصرف مى كند و در عوض از لبنيات و سبزيهاى گوناگون مخصوصا سبزيهاى صحرايى و خودرو زياد استفاده مى كنند. نان گاورس قدرت غذايى زيادى ندارد، و حرارت بدن را بالا نمى برد و دير هضم مى باشد، كسى كه نان گاورس ‍ مى خورد بايد حتما كار و فعاليت داشته باشد تا غذايش هضم شود و چون اشتها را سد مى نمايد، ميل به خوردن غذاهاى ديگر ندارد. خوشبختانه نان گاورس نه تنها براى معده مضر نيست ، بلكه يبوست را هم معالجه مى كند و چون اين غله در معده زياد مى ماند. و به تدريج جذب بدن شده و نيروى لازم را مى دهد، چيزى از آن ذخيره نمى شود، و به همين جهت است كه اينها همگى قلمى و لاغر اندام مى باشند و استخوانى محكم دارند. فشار خونشان زياد نيست ، و حرارت بدنشان از 37 درجه كمتر است . ضربان قلب آنها كندتر از اشخاص ديگر است . هرگز دچار زيادى چربى خون ، تصلب شرائين نمى شوند و بطورى كه مى گويند در بين آنها كسى به سرطان مبتلا نشده است .